تأمین مالی زنجیره تأمین؛ راهی برای کاهش فشار نقدینگی
تأمین مالی زنجیره تأمین را می‌توان یکی از ابزارهای مهم برای کاهش فشار نقدینگی، حمایت از تولید، تقویت بنگاه‌های کوچک و متوسط و هدایت پول به سمت اقتصاد واقعی دانست.

به گزارش اکو اقتصاد، سیدمحمدهادی علیزاده موسوی، کارشناس اقتصادی در یادداشتی برای اکواقتصاد نوشت:

اقتصاد ایران سال‌هاست با چالشی تکراری اما جدی روبه‌رو است: کمبود سرمایه در گردش در بنگاه‌های تولیدی. بسیاری از واحدهای صنعتی و تجاری، به‌ویژه شرکت‌های کوچک و متوسط، با وجود داشتن سفارش، بازار فروش و ظرفیت تولید، تنها به این دلیل دچار مشکل می‌شوند که پول حاصل از فروش کالا و خدمات دیر به دستشان می‌رسد. در چنین فضایی، تأمین مالی زنجیره تأمین می‌تواند به‌عنوان یک ابزار نوین و کارآمد، بخشی از این گره را باز کند.

در این روش، تأمین مالی به‌جای آنکه فقط بر وام‌های سنتی بانکی متکی باشد، بر اعتبار خریدار اصلی در زنجیره استوار می‌شود. به بیان ساده، وقتی یک شرکت بزرگ یا خریدار معتبر، فاکتور خرید را تأیید می‌کند، نهاد مالی می‌تواند وجه آن را زودتر در اختیار تأمین‌کننده قرار دهد و در سررسید، مبلغ را از خریدار دریافت کند. این سازوکار باعث می‌شود جریان پول در زنجیره تولید سریع‌تر حرکت کند و تأمین‌کننده برای دریافت نقدینگی، ناچار به انتظار طولانی یا مراجعه به وام‌های پرهزینه نباشد.

اهمیت این ابزار برای اقتصاد ایران زمانی روشن‌تر می‌شود که بدانیم بخش بزرگی از تولید و اشتغال کشور بر دوش بنگاه‌های کوچک و متوسط قرار دارد. این بنگاه‌ها معمولاً با محدودیت وثیقه، نرخ بالای سود، پیچیدگی‌های اداری و سخت‌گیری‌های بانکی مواجه‌اند. در نتیجه، بسیاری از آن‌ها برای تأمین سرمایه در گردش با مشکل روبه‌رو می‌شوند و همین مسئله می‌تواند تولید را کند، هزینه‌ها را بالا و حتی فعالیت واحد را متوقف کند. تأمین مالی زنجیره تأمین، با تکیه بر اعتبار خریدار و نه صرفاً وثیقه‌های سنگین، می‌تواند این مانع را تا حد زیادی کاهش دهد.

از منظر کلان اقتصادی نیز این ابزار مزایای قابل توجهی دارد. نخست اینکه هزینه تأمین مالی را کاهش می‌دهد و فشار کمتری بر بنگاه‌های تولیدی وارد می‌کند. دوم اینکه با روان‌سازی جریان نقدینگی، از اختلال در خرید مواد اولیه و پرداخت به‌موقع به تأمین‌کنندگان جلوگیری می‌کند. سوم اینکه به پایداری تولید و اشتغال کمک می‌کند، زیرا وقتی بنگاه‌ها در گردش مالی دچار وقفه نشوند، احتمال تعطیلی، کاهش ظرفیت یا اخراج نیرو کمتر می‌شود.

مزیت دیگر تأمین مالی زنجیره تأمین آن است که می‌تواند به شفاف‌تر شدن روابط مالی در اقتصاد کمک کند. در شرایطی که بخش مهمی از مبادلات اقتصادی کشور با تأخیر در پرداخت، بدهی‌های انباشته و نبود نظم کافی در جریان وجوه مواجه است، این ابزار می‌تواند مبادلات را قابل رصدتر و دقیق‌تر کند. اگر این سازوکار با سامانه‌های دیجیتال و نظارت مناسب همراه شود، هم ریسک نکول کاهش می‌یابد و هم امکان هدایت منابع به فعالیت‌های مولد بیشتر می‌شود.

از طرف دیگر، این شیوه می‌تواند فشار را از روی نظام بانکی نیز تا حدی کم کند. بانک‌ها در مدل‌های سنتی ناچارند برای تأمین مالی تولید، تسهیلات متعدد و اغلب پرریسک پرداخت کنند؛ تسهیلاتی که هم هزینه نظارت بالایی دارند و هم در شرایط تورمی، بازپرداخت آن‌ها دشوارتر می‌شود. در مقابل، تأمین مالی زنجیره تأمین بر پایه یک ساختار مشخص‌تر و کم‌ریسک‌تر عمل می‌کند و می‌تواند مکملی برای نظام اعتباری کشور باشد.

با این حال، نباید فراموش کرد که موفقیت این ابزار نیازمند زیرساخت حقوقی، بانکی و فناوری اطلاعات مناسب است. اگر ثبت فاکتورها، اعتبارسنجی طرفین، اتصال سامانه‌ها و ضمانت اجرایی قراردادها به‌درستی طراحی نشود، این سازوکار نمی‌تواند ظرفیت واقعی خود را نشان دهد. به همین دلیل، توسعه تأمین مالی زنجیره تأمین باید با همکاری هم‌زمان بانک‌ها، شرکت‌های بزرگ، تأمین‌کنندگان و نهادهای ناظر پیش برود.

در مجموع، تأمین مالی زنجیره تأمین را می‌توان یکی از ابزارهای مهم برای کاهش فشار نقدینگی، حمایت از تولید، تقویت بنگاه‌های کوچک و متوسط و هدایت پول به سمت اقتصاد واقعی دانست. این ابزار اگر درست اجرا شود، می‌تواند بخشی از مشکلات مزمن تأمین مالی در اقتصاد ایران را کاهش دهد و به جای آنکه پول در صف‌های طولانی وام گرفتار بماند، سریع‌تر به جریان تولید برسد.

در یک نگاه، تأمین مالی زنجیره تأمین یعنی پول، به‌جای توقف در مسیر، به‌موقع به دست تولیدکننده برسد؛ و همین، برای اقتصاد ایران یک گام مهم رو به جلوست.

تأمین مالی زنجیره‌ای در ایران هنوز در مرحله رشد و نهادسازی قرار دارد، نه در مرحله فراگیر و تثبیت‌شده. اگرچه طی سال‌های اخیر درباره این ابزار مالی بیشتر صحبت شده و برخی بانک‌ها، شرکت‌های بزرگ و نهادهای سیاست‌گذار به سمت استفاده از آن حرکت کرده‌اند، اما سهم آن در کل نظام تأمین مالی کشور هنوز محدود است و نمی‌توان گفت به یک سازوکار فراگیر در اقتصاد ایران تبدیل شده است.

یکی از مهم‌ترین دلایل این موضوع، غلبه الگوی سنتی تأمین مالی در کشور است. در ایران، همچنان بخش عمده‌ای از نیاز بنگاه‌ها از مسیر تسهیلات بانکی مستقیم، چک، ضمانت‌نامه، وثیقه‌گذاری و روابط اعتباری سنتی تأمین می‌شود. در چنین ساختاری، ابزارهای نوینی مانند تأمین مالی زنجیره‌ای هنوز برای بسیاری از فعالان اقتصادی به‌خوبی جا نیفتاده‌اند.

با این حال، در سال‌های اخیر نشانه‌هایی از حرکت به سمت توسعه این ابزار دیده می‌شود. بانک‌ها و نهادهای مالی تلاش کرده‌اند از فاکتورینگ، خرید دین، برات الکترونیکی، گواهی اعتبار مولد و سازوکارهای مشابه برای روان‌سازی پرداخت‌ها در زنجیره تولید استفاده کنند. همچنین با گسترش سامانه‌های دیجیتال و الزام به شفافیت بیشتر در مبادلات مالی، زمینه برای رشد این نوع تأمین مالی تا حدی فراهم شده است.

در مجموع، می‌توان گفت تأمین مالی زنجیره‌ای در ایران ظرفیت بالایی دارد اما هنوز به مرحله بلوغ نرسیده است. آینده این ابزار تا حد زیادی به میزان هماهنگی میان بانک‌ها، دولت، شرکت‌های بزرگ و بنگاه‌های تولیدی بستگی دارد. اگر این هماهنگی شکل بگیرد، تأمین مالی زنجیره‌ای می‌تواند از یک ایده نو به یکی از ستون‌های مهم تأمین مالی تولید در اقتصاد ایران تبدیل شود.

0 نظر:

نظر بدهید