تأمین مالی آینده؛ پول برای رشد یا پول برای بقا؟
سال‌ها تأمین مالی یک مأموریت روشن داشت؛ تأمین منابع برای رشد. بانک‌ها و بازارهای سرمایه پول را به سمت کارخانه‌ها، زیرساخت‌ها، فناوری و پروژه‌های توسعه‌ای هدایت می‌کردند و موفقیت نیز با میزان سرمایه‌گذاری و نرخ بازدهی سنجیده می‌شد. اما به نظر می‌رسد اقتصاد جهانی در حال ورود به دوره‌ای تازه است؛ دوره‌ای که در آن بخش مهمی از منابع مالی نه برای رشد، بلکه برای «تاب‌آوری» تخصیص می‌یابد.

به گزارش اکو اقتصاد، جهان امروز با جهانی که یک دهه قبل می‌شناختیم تفاوت اساسی دارد. جنگ‌ها، اختلال در زنجیره‌های تأمین، شوک‌های انرژی، تنش‌های ژئوپلیتیک، تغییرات اقلیمی و نوسانات شدید بازارها باعث شده‌اند شرکت‌ها و دولت‌ها نگاه متفاوتی به سرمایه‌گذاری داشته باشند.

در گذشته اگر یک شرکت تصمیم می‌گرفت ظرفیت انبار خود را افزایش دهد، تأمین‌کنندگان بیشتری برای مواد اولیه پیدا کند یا بخشی از تولید را به کشور دیگری منتقل کند، ممکن بود این اقدامات از منظر مالی چندان بهینه به نظر نرسد. اما امروز همین اقدامات به عنوان سرمایه‌گذاری روی تاب‌آوری شناخته می‌شوند؛ سرمایه‌گذاری‌هایی که شاید سود کوتاه‌مدت کمتری داشته باشند، اما ریسک توقف کسب‌وکار را کاهش می‌دهند.

در واقع، یکی از مهم‌ترین تحولات ادبیات مالی جهان این است که مفهوم «بازدهی» دیگر به تنهایی معیار تصمیم‌گیری نیست. سرمایه‌گذاران به دنبال پروژه‌هایی هستند که علاوه بر سودآوری، توان مقاومت در برابر شوک‌های آینده را نیز داشته باشند.

این تغییر نگرش را می‌توان در بازارهای مالی نیز مشاهده کرد. در سال‌های اخیر حجم قابل توجهی از منابع به سمت پروژه‌های امنیت انرژی، زیرساخت‌های لجستیکی، ذخیره‌سازی داده، امنیت سایبری و حتی بازطراحی زنجیره‌های تأمین حرکت کرده است. وجه مشترک همه این پروژه‌ها یک چیز است: افزایش تاب‌آوری اقتصاد.

به بیان دیگر، اقتصاد جهانی آرام‌آرام از منطق «حداکثر کارایی» به سمت منطق «حداکثر پایداری» حرکت می‌کند.

این تحول پیام مهمی برای نظام تأمین مالی دارد. در دنیای جدید، ارزان‌ترین پروژه الزاماً جذاب‌ترین پروژه نیست. پروژه‌ای جذاب است که بتواند در شرایط بحران نیز به فعالیت خود ادامه دهد. به همین دلیل است که بسیاری از صندوق‌های سرمایه‌گذاری و نهادهای مالی بین‌المللی در ارزیابی‌های خود، شاخص‌های مربوط به ریسک‌های ژئوپلیتیک، امنیت زنجیره تأمین و تاب‌آوری عملیاتی را وارد مدل‌های تصمیم‌گیری کرده‌اند.

برای اقتصاد ایران نیز این تغییر پارادایم اهمیت ویژه‌ای دارد. بخش عمده‌ای از مباحث تأمین مالی همچنان بر کمبود منابع متمرکز است، در حالی که پرسش مهم‌تر این است که منابع موجود به چه پروژه‌هایی تخصیص می‌یابند. آیا سرمایه صرفاً به سمت پروژه‌های کوتاه‌مدت و سودآور حرکت می‌کند یا به سمت فعالیت‌هایی که توان اقتصاد را در برابر شوک‌های آینده افزایش می‌دهند؟

شاید مهم‌ترین تحول تأمین مالی در دهه پیش رو نه ظهور یک ابزار مالی جدید باشد و نه توسعه یک بازار تازه. شاید مهم‌ترین تحول، تغییر پاسخ به یک سؤال بنیادین باشد:

پول را برای چه چیزی تأمین می‌کنیم؟ اگر پاسخ گذشته «رشد» بود، به نظر می‌رسد پاسخ آینده بیش از هر زمان دیگری «تاب‌آوری» خواهد بود. اقتصاد قرن بیست‌ویکم دیگر فقط به سرمایه نیاز ندارد؛ به سرمایه‌ای نیاز دارد که بتواند در برابر عدم قطعیت دوام بیاورد.

0 نظر:

نظر بدهید