بازخوانی مفهوم اقتدار ملی در سخنان اخیر رهبر انقلاب
سخنرانی اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی بازخوانی تازه‌ای از مفهوم اقتدار ملی بود؛ جایی که بسیج نه یک نیروی دفاعی، بلکه فراساختاری تمدنی و اجتماعی معرفی شد که امنیت جمهوری اسلامی را بر پایه مردم‌محوری صورت‌بندی می‌کند.

به گزارش اکو اقتصاد به نقل از تسنیم، سخنرانی اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی یک طرح جامع برای بازخوانی مفهوم اقتدار ملّی در عصر آشوب و ازهم‌گسیختگی نظم جهانی است؛ به‌نوعی مانیفستی که در آن بسیج یک الگوی مقاومتی تمدنی و یک فراساختار امنیتی ـ اجتماعی تعریف می‌شود.

رهبر انقلاب بر یک نکته بنیادین انگشت گذاشتند به این معنا که بسیج باید نسل‌به‌نسل تداوم یابد؛ زیرا تداوم بسیج، تداوم مقاومت است و تداوم مقاومت، زیرساخت معنوی امنیت ملّی در پرتو تحولات ژئوپولیتیک غرب آسیاست، این گزاره خود حامل یک مبنای کلیدی است؛ این که امنیت در جمهوری اسلامی صرفاً «اقتدارمحور» نیست، «مردم‌محور» هم است؛ و این مردم‌محوری در قالب بسیج صورت‌بندی می‌شود.

در این چارچوب، بسیج یک نهاد تشریفاتی یا صرفاً یک نیروی دفاعی نیست، بسیج یک قدرت اجتماعی است که از ایمان، غیرت، عدالت‌خواهی و مسئولیت تاریخی تغذیه می‌شود.

بسیج یک الگوی تمدنی از تکثیر اراده جمعی است. بسیج زمینه‌ای از کنش‌های تودرتوست که در لحظه، به شبکه‌ای چندلایه از دفاع، همبستگی و هویت تبدیل می‌شود. بسیج یک ثروت ملیِ نسل‌زا است که نه مصرف‌شدنی است و نه فروکاستنی.

مصادیق زیادی از بسیج و تشکیلات بسیج‌گونه در ادوار تاریخی یافت می‌شود؛ اما آنچه در ایران امروز رخ داده، از این نمونه‌های تاریخی هم فراتر رفته است؛ زیرا بسیج امروز محصول ایمان و ایدئولوژی است. این تمایز، همان چیزی است که رهبر انقلاب بر آن تأکید کردند: بسیج در ایران، «ارادی»، «ارزشی» و «درون‌زا» است؛ برخلاف ساختارهای بسیج اضطراری در کشورهای دیگر که به‌محض رفع تهدید از هم فرو می‌پاشند.

در بخش دوم سخنان رهبری، تعریف «شناسه بسیج» ارائه شد؛ بسیج، محدود به سازمان رسمی خود نیست؛ بلکه در یک نگاه شبکه‌ای، هر کنشگر فعّال، مؤمن، مسئولیت‌پذیر و آماده‌کار، چه در صنعت، چه در علم، چه در پزشکی، چه در فرهنگ و چه در رسانه، در دایره بسیج قرار دارد.

و دیگر تفاوت بسیج امروز ما با نمونه‌های تاریخی، آن است که بسیج ما تحمیلی نیست. بسیج امروز ما اساساً ایمانی و داوطلبانه است؛ بنابراین عمق اجتماعی و قدرت تاب‌آوری آن بسیار بیشتر است.

این شبکه برای نخستین‌بار در جنگ دوازده‌روزه، در سطحی جهانی عینیت یافت؛ از دانشمندانی که به شهادت رسیدند تا مهندسان موشکی و تا جوانانی که در میدان تبیین، جنگ روایت‌ها را مدیریت کردند.

رهبر انقلاب با اشاره به شهادت دانشمندان در جنگ 12روزه، عملاً الگوی «بسیج علمی» را برجسته کردند؛ و به‌نوعی مرز میان جهاد نظامی و جهاد علمی از میان برداشته می‌شود.

اما بخش سوم سخنرانی، افق ژئوپولیتیک تازه‌ای را گشود؛ ایران و ملت ایران در جنگ 12روزه، آمریکا و رژیم صهیونیستی را شکست دادند. این گزاره، توصیف یک تغییر موازنه است و شکست به‌معنای «عدم‌تحقق اهداف اعلام‌شده» است و در این جنگ، هیچ‌یک از اهداف راهبردی دشمن محقق نشد.

آمریکا و رژیم صهیونیستی با همه ابزارهای قدرت سخت خود، از زیردریایی تا هواپیمای جنگنده و سامانه‌های پدافندی پیچیده، نتوانستند معادله‌ای را که بیست سال برای آن طراحی کرده بودند، به نتیجه برسانند.

این نگاه، یادآور شکست آمریکا در ویتنام و نیز فروپاشی محاسبات اسرائیل در جنگ 33روزه است؛ جنگ‌هایی که در ظاهر نظامی بودند، اما در باطن، شکست‌های شناختی محسوب می‌شدند. رهبر انقلاب بر نکته‌ای تأکید کردند که نسبت مستقیم با شکست در جنگ شناختی دارد: دشمن می‌خواست مردم ایران را بفریبد؛ اما نتیجه برعکس شد و اتحاد ملی تقویت گردید.

این دقیقاً همان نقطه‌ای است که نشان می‌دهد قدرت ملّی در ایران، قدرتی مبتنی بر سرمایه اجتماعی مؤمنانه است و نه صرفاً توان سخت‌افزاری، و ایران دیگر بازیگر منفعل در نظم بین‌الملل نیست؛ کنشگر فعال و طراح این نظم است.

نکته مهم دیگر، تحلیل جایگاه آمریکا در نظم کنونی است، رهبر انقلاب با زبانی صریح، آمریکا را «منفورترین کنشگر بین‌المللی» و نتانیاهو را «منفورترین انسان دنیا» معرفی کردند؛ تحلیل و تبیینی که کاملاً منطبق بر داده‌های میدانی درباره افول محبوبیت آمریکا در اروپا، آمریکای لاتین و غرب آسیاست. نمونه تاریخی این سطح از انزجار عمومی را در سقوط و منفوریت استعمار بریتانیا پس از جنگ کانال سوئز می‌بینیم؛ همان برهه‌ای که افکار عمومی جهان چنان علیه بریتانیا شکل گرفت که این کشور برای همیشه جایگاه امپراتوری خود را از دست داد. اکنون آمریکا در حال ورود به دوره‌ای از بی‌اعتباری فزاینده است و نشانه‌های این فرایند درباره آمریکا نیز قابل مشاهده است: انزوای دیپلماتیک، شکست محاسباتی در اوکراین، بی‌اعتبار شدن در پرونده غزه و لبنان، دخالت‌های بی‌حاصل در سوریه و شکاف عمیق با افکار عمومی جهان.

0 نظر:

نظر بدهید