به گزارش اکواقتصاد به نقل از تسنیم، افزایش قیمت کاغذ در یک سال گذشته از مرز 90 درصد گذشت و هر بند کاغذ تحریر به دو میلیون و 500 هزار تومان رسیده است. کارشناسان برای چرایی افزایش قیمت کاغذ در چند ماه گذشته دلایل مختلفی را ذکر میکنند؛ از عدم تخصیص ارز برای واردات گرفته تا فقدان نظارت بر قیمتگذاری بازار و موجسواری دلالان. شرایط ایجاد شده ادامه فعالیت را برای کسب و کارهای وابسته به کاغذ، از جمله نشر، سختتر کرده است.
صنعت نشر ایران که در سالهای گذشته با وجود تکانههای مختلف اقتصادی، تلاش کرده سر پا بایستد، حالا در شرایطی قرار دارد که برای چاپ یک کتاب با 200 نسخه هم با مشکلات متعددی دست و پنجه نرم میکند. برخی از فعالان این حوزه از ابتدای سال نسبت به افزایش قیمت و کاهش شمارگان کتاب در ماههای آتی هشدار داده بودند، اما به نظر میرسد بیبرنامگی دولت در این زمینه بر گره این کلاف افزوده است. در حالی که دولت تمام برنامه خود را از ابتدا معطوف به واردات کاغذ تعریف کرده بود، اما در همین زمینه هم برنامه مشخصی نداشته است؛ به طوری که تخصیص ارز برای واردات کاغذ مورد نیاز بازار با تأخیری 9 ماهه صورت گرفته و حالا در شرایطی که قیمت کاغذ لحظهای رصد میشود نیز سیگنالی از طرف وزارتخانههای مرتبط برای ساماندهی به این اوضاع احساس نمیشود.
نادر قدیانی، از پیشکسوتان حوزه نشر و مدیر انتشارات قدیانی، در گفتوگو با تسنیم، با اشاره به تأثیر افزایش قیمت کاغذ و ملزومات چاپ بر روند نشر کتابهای خود گفت: ما بعد از کرونا سالیانه با پرشهای عجیب و غریب قیمت در بخشهای مرتبط با چاپ از جمله مرکب، صحافی، زینک، دستمزدها، ویراستاری و تایپ و ... مواجه بودیم. کاغذ که از جمله مواد اصلی حوزه نشر است نیز از این قاعده مستثنی نبوده و با افزایش قیمتهای عجیب همراه بوده است.
بازار نشر قفل شده است
او ادامه داد: کاغذ تحریر طی 9 ماه با ثبات قیمت همراه بود، اما به یکباره در شش ماه گذشته از هر بند یک میلیون و 650 هزار تومان به دو میلیون و 500 هزار تومان رسیده است! این در حالی است که چاپ یک کتاب، تصمیمی خلقالساعه نیست که امروز تصمیم بگیرید چاپ کنید و فردا منتشر کنید، روندی است که زمانبر است و برای کارهای بزرگسال حدود یک سال برنامهریزی و برای کارهای کودک و نوجوان گاه تا حدود سه سال زمان میبرد تا به انتشار برسد. ناشری که از قبل برنامهریزی کرده و حالا میخواهد منتشر کند، با کدام سرمایه باید کار خود را به بازار برساند؟!
مدیر انتشارات قدیانی با بیان اینکه در دو ماه گذشته چاپ آثار خود را متوقف کرده است، اضافه کرد: انتشارات قدیانی سال گذشته هزار و 100 عنوان منتشر کرده بود، اما حالا این تعداد به 400 عنوان رسیده است. عمده آثاری که امسال منتشر کردیم، با مواد اولیهای بوده که در سال 1403 و یا ابتدای 1404 تهیه شده بود. توقف تولید کارهای انتشارات در حالی رقم خورده که الآن فصل کار ناشران است و باید کارهای خود را به نمایشگاه برسانند.
این پیشکسوت حوزه نشر با بیان اینکه «بازار نشر قفل شده است»، یادآور شد: قیمت کاغذ، مثل قیمت طلا شده و هر لحظه یک قیمتی از آن عنوان میشود. با این شرایط باید گفت که کتاب هم دیگر جزو کالاهای لوکس شده است.
کاهش شمارگان کتاب زیر سایه افزایش قیمت کاغذ
بررسی تعداد شمارگان کتاب از سال 1361 تا 1403 نشان میدهد که تعداد شمارگان کتاب روندی نزولی در پیش گرفته تا در سال 1403 به کمترین حد خود در دو دهۀ اخیر رسیده است. در سال 1403 مجموعاً 116,754 عنوان کتاب در کشور منتشر شده است که بالاترین رقم در تاریخ نشر کتاب ایران محسوب میشود، این در حالی است که تعداد شمارگان کتاب طی سالهای گذشته، روند نزولی داشته و در سال 1403 به 106,078,063 نسخه رسیده است. قدیانی با اشاره به تأثیر افزایش ملزومات چاپ از جمله کاغذ بر ادامه کاهش شمارگان کتاب گفت: تیراژ کتاب با این تورمها در بهترین حالت، 200 نسخه است؛ این در حالی است که تیراژ کتاب در دهه 60 و 70، 20 هزار نسخه بود؛ آن هم با جمعیت 35 میلیونی. اما الان با جمعیت 85 میلیونی، تیراژ کتاب به 200 نسخه رسیده است؛ میتوان گفت دیگر عملاً این زیراکس است.
شرایط ایجاد شده در حوزه نشر که ریشه آن را باید در دهههای گذشته به این سو جستوجو کرد، سبب شده تا برخی از ناشران از خیر چاپ کتاب بگذرند. عدم صرفه اقتصادی سبب شده تا برخی از ناشرانی از گردونه نشر خارج شوند.
افزایش قیمت کاغذ به نفع چه کسی است؟
این موضوعی است که رضا حاجیآبادی، مدیر انتشارات هزاره ققنوس، به آن اشاره کرد و به تسنیم گفت: در حال حاضر از بین 22 هزار ناشری که پروانه نشر دارند، دو گروه هستند که همچنان حضور دارند: نخست آنهایی که ماندند تا از رانت دولتی در سالهای گذشته استفاده کنند؛ رانتهایی مانند کاغذ دولتی که در برههای توزیع میشد و یا رانت خرید کتاب توسط نهادهای مختلف مانند معاونت فرهنگی. دسته دوم، کسانی هستند که در این شرایط ایستادهاند تا کار فرهنگی انجام دهند.
او ادامه داد: این شرایط برای کسانی که کاغذ میخرند و بدون انجام کار فرهنگی، آن را پس از مدتی میفروشند و به اصطلاح «بده بستان کاغذی» دارند، و یا ناشرانی که در حوزه کتابهای کمکدرسی و دانشگاهی فعالیت میکنند، صرفه اقتصادی دارد.
این ناشر با بیان اینکه واقعیت این است که «تولید فرهنگی» در کشور پایین آمده است، به عدم ساماندهی بازار اشاره و اضافه کرد: کاغذ، مقوله بین وزارتی است که در آن نهادها و مراکز مختلفی مانند ارشاد، صمت، گمرک، سازمان برنامه و بودجه و ... دخیل هستند. ما دیگر خسته شدیم از بس شاهد عدم هماهنگی این وزارتخانهها در امر آیندهنگری بودیم. مشخص است که میزان تقاضای کاغذ در شش ماه دوم سال افزایش پیدا میکند، اما برنامهای برای مدیریت قیمت وجود ندارد.
کاغذ در یک دهه گذشته کم و بیش به عنوان یکی از دغدغههای اهالی نشر مطرح بوده است. در دولت دوم روحانی؛ تهیه کاغذ برای بسیاری از ناشران حکم کیمیا را داشت. در حالی که هر بند کاغذ تحریر در ابتدای دولت روحانی، 70 هزار تومان بود، در پایان دولت دوم به 800 هزار تومان رسید. در آن زمان نیز رها شدگی بازار در کنار تصمیم قابل تأمل دولت در حذف ارز حمایتی برای واردات کاغذ، کلاف این بازار را پیچیدهتر کرد.
در دولت سیزدهم و با روی کار آمدن شهید رئیسی، ساماندهی بازار کاغذ و نظارت بر آن، در دستور کار مسئولان قرار گرفت. پیگیری شخص رئیس جمهور از خط تولید کاغذ در کشور و اهتمام دولت برای حمایت از تولید داخل، دست کم این پالس را به بازار میداد که نظارت جدی بر این حوزه برقرار است.
نقطه پایان بر تولید کاغذ ایرانی؟
اما سیاست دولت چهاردهم در قبال کاغذ، 180 درجه با سیاست دولت قبل متفاوت است. محمدرضا عارف در بازدید از نمایشگاه کتاب، حمایت از "واردات" را سیاست کلی تعریف کرد و گفت که این امر، وعده نیست بلکه "الزام" است. سیاست دولت در حالی بر واردات محدود میشد که در آن زمان و حتی تا چهار ماه بعد، برنامهای برای تخصیص ارز به منظور واردات نداشت. برخی از فعالان نشر بر این باورند که رها کردن خط تولید کاغذ ایرانی و محدود کردن همه فرصتها به واردات، در نهایت منجر به آشفتگی فعلی بازار شده است.
حمید خلیلی، مدیر انتشارات شهید کاظمی، از جمله ناشرانی است که چندین سال آثار نشر خود را با کاغذ ایرانی منتشر میکرد. او در گفتوگو با خبرنگار تسنیم، درباره تصمیمات دولت در حوزه کاغذ، توجه صرف به واردات را از جمله سیاستهای اشتباه خواند که منجر به حذف کاغذ ایرانی شده است. او در اینباره بیشتر توضیح داد و گفت: کاغذ ایرانی یک کمک به ناشر بود، ناشرانی مانند ما که برای چاپ کتابهایمان از کاغذ ایرانی استفاده میکردیم، میتوانستیم از این طریق قیمت کتابها را کنترل کنیم.
او شرایط بازار را تحت تاثیر قیمتگذاری "مافیای" کاغذ خواند و افزود: دلار بالا میرود، قیمت کاغذ هم بالا میرود. دلار پایین میآید، اما قیمت کاغذ تغییر نمیکند و گاه بعضاً بالاتر هم میرود. به نظرم مافیایی در بازار کاغذ حضور دارد که قیمتگذاری میکند و حتی در برخی مواقع مانند جنگ 12 روزه، توزیع کاغذ را هم محدود کرده بود. در آن زمان با وجود آنکه تاجران در انبارهایشان کاغذ داشتند، اما از فروش امتناع میکردند.
معمولاً برای ناشران شش ماه دوم سال، زمانی حیاتی برای چاپ آثار و آماده کردنشان برای عرضه در نمایشگاه اردیبهشت است. با توجه به شرایطی که کاغذ بر نشر تحمیل کرده، انتظار میرود تکانههای آن را باید در ماههای پایانی سال و ابتدای سال آینده در کاهش شمارگان و افزایش قیمتها شاهد باشیم.