بلای خصوصی‌سازی نارس
غلامحسین نجابت از چهره‌های تصمیم‌گیر و کمتر روایت‌شده صنعت پتروشیمی ایران است؛ مدیری که از نیمه دوم سال ۱۳۸۵ تا نیمه ۱۳۸۷ مسئولیت معاون وزیر و مدیرعاملی شرکت ملی صنایع پتروشیمی را برعهده داشت و پس از دهه‌ها فعالیت مستمر در بدنه صنعت، در سال ۱۳۸۸ بازنشسته شد.

به گزارش اکو اقتصاد، غلامحسین نجابت از چهره‌های تصمیم‌گیر و کمتر روایت‌شده صنعت پتروشیمی ایران است؛ مدیری که از نیمه دوم سال ۱۳۸۵ تا نیمه ۱۳۸۷ مسئولیت معاون وزیر و مدیرعاملی شرکت ملی صنایع پتروشیمی را برعهده داشت و پس از دهه‌ها فعالیت مستمر در بدنه صنعت، در سال ۱۳۸۸ بازنشسته شد. دوره مدیریت او مقارن بود با یکی از مقاطع حساس تاریخ پتروشیمی ایران؛ زمانی که این صنعت در آستانه تثبیت جایگاه منطقه‌ای خود قرار داشت و همزمان با چالش‌هایی چون؛ تغییر رویکردهای سیاست‌گذاری، آغاز واگذاری‌ها و فشارهای ساختاری مواجه بود. نجابت در این مقطع، نه صرفاً به‌عنوان یک مدیر اجرایی، بلکه به‌عنوان مدیری با نگاه توسعه‌گرا و مبتنی بر تجربه انباشته، در رأس یکی از مهم‌ترین نهادهای صنعتی کشور قرار گرفت. آنچه گفت‌وگوی پیش ‌رو را متمایز می‌کند، روایت صنعت پتروشیمی از زاویه نگاه مدیری است که مسیر حرفه‌ای خود را نه با یک انتصاب، بلکه از سنین جوانی و با علاقه وافر به تولید، توسعه و اثرگذاری اجتماعی آغاز کرده است. نجابت در گفت‌وگو با «ایران» از صنعتی سخن می‌گوید که آن را صرفاً مجموعه‌ای از واحدهای فرآیندی و تجهیزات نمی‌داند، بلکه شبکه‌ای انسانی، اجتماعی و دانشی می‌بیند که اگر به‌درستی هدایت شود، می‌تواند موتور پایدار اقتصاد کشور باشد. او در این گفت‌وگو از خاطرات تلخ و شیرین مدیریت، تا نقد صریح اجرای نادرست خصوصی‌سازی و از فرصت‌های از دست‌ رفته در توسعه زنجیره ارزش تا تأکید بر نقش پژوهش و فناوری می‌گوید و معتقد است:«انسانیت» در کنار «دانش فنی» یکی از دو بال اصلی مدیریت است. روایت نجابت، روایت نسلی از مدیران است که در سخت‌ترین شرایط، به خودباوری، حل مسأله و اجازه پرواز دادن به فکر ایمان داشتند؛ نگاهی که می‌تواند برای نسل جدید مدیران صنعت پتروشیمی، الهام‌بخش و راهگشا باشد.

خودتان را به نسل جوان صنعت پتروشیمی چگونه معرفی می‌کنید؟
اگر قرار باشد خودم را به نسل جوان صنعت پتروشیمی معرفی کنم، بی‌تردید باید از سال‌های نوجوانی تا به امروز آغاز کنم؛ از دورانی که هنوز عنوان شغلی، جایگاه مدیریتی یا مسئولیت سازمانی درمیان نبود، اما علاقه به صنعت، تولید و اثرگذاری اجتماعی در ذهن و جان من شکل گرفته بود. مسیر حرفه‌ای من حاصل یک تصمیم ناگهانی یا انتخاب کوتاه‌مدت نبود، بلکه نتیجه یک علاقه تدریجی، مداوم و ریشه‌دار بود که با مطالعه، تجربه و حضور در میدان عمل تقویت شد.
در طول این مسیر، هر مرحله از فعالیت حرفه‌ای، مقدمه‌ای برای درک عمیق‌تر صنعت و پذیرش مسئولیت‌های سنگین‌تر شد. این پیوستگی سبب شد نگاه من به پتروشیمی، صرفاً نگاه یک مدیر اجرایی نباشد، بلکه نگاه کسی باشد که رشد فردی خود را همزمان با رشد و چالش‌های این صنعت تجربه کرده است.
 
چه ویژگی‌هایی از صنعت پتروشیمی سبب شد آن را فراتر از یک صنعت تولیدی ببینید و با وجود دشواری‌ها و محدودیت‌ها، این مسیر حرفه‌ای را ادامه دهید؟
اولین مواجهه من با صنعت پتروشیمی، مواجهه با صنعتی بود که فراتر از تصور رایج از «تولید» قرار داشت. پتروشیمی را صنعتی دیدم که می‌تواند به‌طور همزمان موتور توسعه اقتصادی، پیشران فناوری، بسترساز اشتغال پایدار و ابزار کاهش وابستگی به خام‌فروشی باشد.
آنچه مرا در این مسیر نگه داشت، وسعت میدان اثرگذاری بود. در پتروشیمی، هر تصمیم مدیریتی می‌تواند زنجیره‌ای از پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و حتی فرهنگی ایجاد کند. این حس مسئولیت و امکان اثرگذاری واقعی، مهم‌ترین عاملی بود که سبب شد با وجود دشواری‌ها، فشارها و محدودیت‌ها این مسیر را ادامه دهم.
 
وقتی نام «شرکت ملی صنایع پتروشیمی» را می‌شنوید، اولین تصویری که در ذهن‌تان زنده می‌شود، چیست؟
شرکت ملی صنایع پتروشیمی برای من یادآور صنعتی است که می‌توانست و هنوز هم می‌تواند جایگاه بسیار بهتری در اقتصاد ایران داشته باشد. این شرکت از نظر نیروی انسانی متخصص، دانش فنی و ظرفیت‌های ساختاری، یکی از سرمایه‌های راهبردی کشور بوده است. با این حال، در برخی مقاطع تاریخی، تصمیم‌ها، سیاست‌گذاری‌ها و نگاه‌های کوتاه‌مدت مانع از آن شد که این ظرفیت عظیم به‌طور کامل شکوفا شود. این حسِ «می‌توانست بهتر باشد»، اما همچنان یکی از جدی‌ترین دغدغه‌های من نسبت به این مجموعه است.
 
از میان همکاران، مهندسان یا کارکنان، آیا فرد یا خاطره‌ای هست که هنوز با یادآوری‌اش احساس خاصی پیدا کنید؟
در طول دهه‌ها فعالیت در صنعت پتروشیمی، با انسان‌های بسیاری همکاری داشته‌ام؛ از مهندسان جوان و پرانگیزه گرفته تا مدیران باتجربه و کارکنانی که بی‌ادعا، بار اصلی تولید را به دوش می‌کشیدند.
خاطرات متعددی از نشست‌های دشوار، تصمیم‌های حساس و لحظاتی که همدلی جمعی مسیرهای بسته را باز کرد، در ذهنم باقی مانده است. این خاطرات یادآور این واقعیت هستند که صنعت پتروشیمی، پیش از آنکه مجموعه‌ای از تجهیزات و واحدهای فرآیندی باشد، متکی بر انسان‌ها و سرمایه اجتماعی است.
 
خاطره‌ای دارید که در آن «انسانیت» بر «مدیریت اداری» غلبه کرده باشد؟
یکی از تلخ‌ترین و در عین حال گویا‌ترین خاطرات من، به درگذشت یکی از کارکنان باسابقه پتروشیمی بازمی‌گردد؛ فردی با ۲۵ سال سابقه خدمت صادقانه. برای مجلس ختم این همکار، یک دسته گل به مبلغ ۷۰ هزار تومان ارسال شد؛ اقدامی ساده، انسانی و کاملاً متعارف.
اما همین اقدام بعدها به پرونده‌ای در دیوان محاسبات تبدیل شد و مدیرعامل و اعضای هیأت‌مدیره شرکت ملی صنایع پتروشیمی احضار شدند و پرونده به هیأت مستشاری ارجاع یافت. این تجربه نمادی روشن از شکاف میان روح انسان‌محور مدیریت و نگاه صرفاً اداری و آیین‌نامه‌ای بود؛ شکافی که اگر پر نشود، می‌تواند به سرمایه اجتماعی سازمان‌ها آسیب بزند.
 
صنعت پتروشیمی ایران در زمان مدیریت شما در چه نقطه‌ای از تاریخ خود ایستاده بود؟
صنعت پتروشیمی ایران در آن مقطع تاریخی در مسیر تثبیت جایگاه منطقه‌ای و جهانی خود قرار داشت. در رتبه‌بندی جهانی مدیران صنایع پتروشیمی، توانستیم رتبه ۲۲ را در میان ۱۰۰ مدیر برتر جهان کسب کنیم؛ جایگاهی که نشان‌دهنده اعتبار مدیریتی و ظرفیت‌های بالای این صنعت بود. این رتبه صرفاً یک عدد نبود، بلکه بازتاب‌دهنده سال‌ها تلاش، برنامه‌ریزی و انسجام مدیریتی در شرایطی بود که صنعت با چالش‌های متعددی روبه‌رو بود.
 
اگر آن دوره از صنعت پتروشیمی را با امروز مقایسه کنید، مهم‌ترین تفاوت‌ها را در چه می‌بینید؟
مهم‌ترین تفاوت، به نحوه اجرای خصوصی‌سازی بازمی‌گردد. خصوصی‌سازی در ذات خود قانونی مترقی و ضروری برای توسعه بود، اما اجرای نادرست آن در صنعت پتروشیمی، آسیب‌های جدی و بعضاً جبران‌ناپذیری وارد کرد. واگذاری‌هایی که بدون توجه به منطق زنجیره ارزش، انسجام مدیریتی و نگاه بلندمدت انجام گرفت، سبب شد بخشی از توان توسعه‌ای صنعت تضعیف شود؛ آسیبی که آثار آن همچنان ادامه دارد. 

چه فرصت‌هایی برای صنعت پتروشیمی در آن سال‌ها وجود داشت که شاید به‌خوبی دیده نشد یا از دست رفت؟
یکی از مهم‌ترین فرصت‌های از دست‌ رفته، توسعه واحدهای میان‌دستی و پایین‌دستی بود. تمرکز بیش از حد بر بالادست و صادرات مواد پایه، سبب شد زنجیره ارزش به‌طور کامل شکل نگیرد. این در حالی است که توسعه صنایع میان‌دستی و پایین‌دستی می‌توانست ارزش افزوده، اشتغال پایدار و تاب‌آوری اقتصادی کشور را به‌طور چشمگیری افزایش دهد؛ موضوعی که متأسفانه هنوز هم به اندازه اهمیت واقعی خود مورد توجه قرار نگرفته است.
 
اگر به گذشته برگردید، کدام تصمیم را متفاوت می‌گرفتید؟
اگر امکان بازگشت وجود داشت، بدون تردید تمرکز بیشتری بر پژوهش، فناوری و توسعه واحدهای میان‌دستی می‌داشتم. سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه، تنها راه تضمین آینده صنعت پتروشیمی است. دانش، فناوری و نوآوری، حلقه‌های مفقوده‌ای هستند که می‌توانند این صنعت را از وابستگی به شرایط بیرونی رها کنند.
 
بزرگ‌ترین درسی که از صنعت پتروشیمی گرفتید چه بود؟
آشنایی با انسان‌هایی بود که انسانیت در وجودشان به بالاترین سطح رسیده بود. همین افراد بودند که در سخت‌ترین شرایط، با تعهد، اخلاق حرفه‌ای و مسئولیت‌پذیری، صنعت پتروشیمی را از گردنه‌های دشوار عبور دادند؛ البته بجز چالش‌هایی که ناشی از اجرای نادرست خصوصی‌سازی بود.
 
مدیریت در صنعت پتروشیمی بیشتر به «دانش فنی» نیاز دارد یا «شناخت انسان‌ها»؟
مدیریت موفق در صنعت پتروشیمی بدون هر یک از این دو امکان‌پذیر نیست. دانش فنی، شرط لازم برای تصمیم‌گیری درست است و شناخت انسان‌ها، شرط کافی برای اجرای موفق آن تصمیم‌ها؛ این دو، دو بال پرواز مدیریت اثربخش هستند و فقدان هر کدام، مسیر توسعه را ناهموار می‌کند.
 
اگر امروز مدیری جوان از صنعت پتروشیمی از شما راهنمایی بخواهد، اولین توصیه‌تان چیست؟
خودباوری است. مدیر جوان باید باور داشته باشد که می‌تواند اثرگذار باشد و اثرگذاری را نه یک انتخاب، بلکه یک رسالت انسانی بداند. مدیریت یعنی ساختن آینده، نه صرفاً اداره امروز.
 
به نظر شما نسل جدید مدیران پتروشیمی چه چیزی را باید از تجربه نسل شما  فرا بگیرد؟
مهم‌ترین میراث، باور به حل مسأله است. مدیر باید بداند برای هر مشکلی می‌توان راه‌حل یافت یا حتی راه‌حل ساخت. حتی در شرایط تحریم نیز می‌توان توسعه صنعت پتروشیمی را طبق برنامه و با اتکا به توان داخلی پیش برد.
 
اگر قرار باشد یک جمله به‌عنوان آموزه از شما در تاریخ صنعت پتروشیمی ثبت شود، دوست دارید چه باشد؟
دوست دارم این جمله ثبت شود که «خودباوری و اثرگذاری ماندگار را سرلوحه کار خود قرار دهید و به فکر، اجازه پرواز بدهید».
 
روز صنعت پتروشیمی برای شما یادآور چیست؟
۸ دی برای من یادآور توفیقاتی ماندگار است که با تلاش جمعی، عبور از سختی‌ها و ایمان به توان داخلی به دست آمد؛ روزی برای قدردانی از انسان‌هایی که بی‌هیاهو، ستون‌های این صنعت را بنا کردند. 

منبع : روزنامه ایران ( ویژه نامه صنعت پتروشیمی)

0 نظر:

نظر بدهید