معاون سازمان برنامه و بودجه
صنعت پتروشیمی در ایران یکی از راهبردیترین بخشهای اقتصادی کشور به شمار میآید که به دلیل اتکای مستقیم بر منابع عظیم نفت و گاز، نقشی تعیینکننده در خلق ارزش افزوده، صادرات غیرنفتی، اشتغال و پیوند با سایر بخشهای صنعتی دارد. زنجیره ارزش پتروشیمی از استخراج و تأمین خوراک هیدروکربوری آغاز میشود، در بخش بالادست به تولید محصولات پایهای نظیر متانول، اتیلن، پروپیلن و آروماتیکها میرسد و در نهایت در صنایع پاییندست به طیف گستردهای از محصولات نهایی شامل پلیمرها، مواد شیمیایی تخصصی، کودها، الیاف مصنوعی، قطعات صنعتی و محصولات مصرفی تبدیل میشود. میزان توسعهیافتگی این زنجیره ارزش، شاخص مهمی برای سنجش عمق صنعتیشدن و توان خلق ارزش افزوده در اقتصاد ملی محسوب میشود.
در وضعیت کنونی، صنعت پتروشیمی ایران از منظر ظرفیت اسمی تولید در جایگاه قابلتوجهی در منطقه و جهان قرار دارد. ظرفیت اسمی نصبشده کشور در سالهای اخیر به حدود ۹۵ تا ۱۰۰ میلیون تن در سال رسیده و طبق اسناد بالادستی، هدفگذاری شده است که این ظرفیت در افق برنامه هفتم توسعه به بیش از ۱۳۰ میلیون تن افزایش یابد.
با این حال، فاصله معناداری میان ظرفیت اسمی و تولید واقعی وجود دارد و بخش قابلتوجهی از ظرفیتها به دلیل محدودیت در تأمین خوراک، ناپایداری گاز در فصول سرد، مشکلات زیرساختی و محدودیتهای مالی و فناورانه بلااستفاده مانده است. این شکاف، یکی از نشانههای اصلی ناکارآمدی در تکمیل زنجیره ارزش و بهرهبرداری بهینه از سرمایهگذاریهای انجامشده است.
از منظر سهم اقتصادی، پتروشیمی یکی از ستونهای اصلی صادرات غیرنفتی ایران به شمار میآید و در سالهای اخیر بین ۲۵ تا ۳۵ درصد از کل صادرات غیرنفتی کشور را به خود اختصاص داده است. ارزش صادرات محصولات پتروشیمی و مشتقات مرتبط، بسته به شرایط بازار و محدودیتهای بینالمللی، سالانه در بازهای حدود ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار نوسان داشته و این صنعت را به یکی از مهمترین منابع تأمین ارز کشور تبدیل کرده است. با وجود این، ترکیب صادراتی پتروشیمی ایران همچنان بشدت متکی بر محصولات پایه و نیمهخام است و سهم محصولات نهایی، تخصصی و دانشبنیان در آن محدود است؛ موضوعی که موجب میشود بخش قابلتوجهی از ارزش افزوده بالقوه این زنجیره در داخل کشور محقق نشود.
یکی از چالشهای ساختاری زنجیره ارزش پتروشیمی در ایران، تمرکز تاریخی بر توسعه بخش بالادست و غفلت نسبی از صنایع پاییندست و تکمیلی است. طی دهههای گذشته، سیاستگذاریها عمدتاً بر افزایش ظرفیت تولید متانول، اوره، اتیلن و پلیمرهای پایه متمرکز بوده و توسعه صنایع تبدیلکننده، بویژه بنگاههای کوچک و متوسط، با موانع متعددی مواجه شده است. مشکلات تأمین مالی، دسترسی ناپایدار به خوراک با قیمت رقابتی، مقررات متغیر، ضعف زیرساختهای لجستیکی و نبود پیوند مؤثر میان صنعت و فناوری، مانع شکلگیری خوشههای صنعتی پاییندست و تکمیل زنجیره ارزش شدهاند.
در کنار این مسائل، تحریمهای بینالمللی نیز اثر قابلتوجهی بر عملکرد این صنعت داشتهاند. محدودیت در دسترسی به فناوریهای نوین، تجهیزات پیشرفته، کاتالیستها و منابع مالی خارجی، هزینه سرمایهگذاری را افزایش داده و سرعت نوسازی و توسعه را کاهش داده است. علاوه بر آن، ایجاد دیوارهای بلند بین صنعت ایران و بازارهای بزرگ متقاضی محصولات پاییندست پتروشیمی، رغبت برای سرمایهگذاری در این محصولات توسط بخش خصوصی را از بین برده است. با این حال، تجربه سالهای اخیر نشان میدهد صنعت پتروشیمی ایران توانسته تا حدی از طریق بومیسازی فناوریها، توسعه شرکتهای دانشبنیان و استفاده از ظرفیتهای داخلی، بخشی از این محدودیتها را جبران کند، هرچند این اقدامات برای ایجاد جهش کیفی در زنجیره ارزش کافی نبودهاند.
در سطح منطقهای و جهانی، بازار پتروشیمی با تحولات عمیقی مواجه است. رشد تقاضای جهانی، بویژه در آسیا، همچنان ادامه دارد، اما همزمان مازاد ظرفیت در برخی محصولات پایه، رقابت قیمتی شدید، فشارهای زیستمحیطی و الزامات جدید پایداری، فضای رقابت را پیچیدهتر کرده است. کشورهایی مانند چین، عربستان سعودی و ایالات متحده با یکپارچهسازی زنجیره ارزش، سرمایهگذاری در فناوریهای نو و حرکت به سمت محصولات با ارزش افزوده بالا، موقعیت رقابتی خود را تقویت کردهاند. علاوه بر آن، چین، با وارد کردن مواد خام و نیمهخام محصولات پتروشیمی از ایران، موفق شده است بازارهای بزرگی را در حوزه محصولات پاییندستی حتی در قلب آمریکا ایجاد کند، به طوری که آمریکا حتی نیازمند واردات چسب و محصولات بستهبندی باکیفیت چینی است. در این میان، ایران علیرغم برخورداری از خوراک هیدروکربوری غنی و موقعیت ژئوپلیتیک ممتاز، هنوز نتوانسته جایگاه مؤثری را حتی در بازارهای منطقهای و همسایگان کسب کند و جز صادرات محدود توسط بخش خصوصی، الباقی توسط دولت به صورت مواد پایه صادر شده و ایران بازیگری کماثر و خامفروش در زنجیرههای ارزش منطقهای و جهانی قلمداد میشود.
برای تغییر این نقش و تبدیل شدن به بازیگری مؤثر در این حوزه، باید تغییر در زنجیرههای نفت و گاز کشور اتفاق بیفتد. طرحهای پیشران (موضوع ماده ۱۱۹ قانون برنامه هفتم) فرصت مغتنمی است که چنین چرخشی را رقم بزند. ایران قصد دارد «توسعه یکپارچه زنجیره نفت، گاز و محصولات پتروشیمی صادراتمحور» را به عنوان طرح پیشران معرفی کند و با اهرم کردن این حوزه به عنوان مزیت نسبی کشور در طول ادوار، فرصت حضور در پاییندست زنجیرههای مرتبط را برای خود فراهم کند. این موضوع با فراهم کردن زمینه توسعه همکاریهای منطقهای و اتصال هوشمندانه به اقتصاد کشورهای همسایه و ابتکار کمربند- راه چین امکان گذار از خامفروشی و بازارسنجی برای محصولات با ارزش افزوده بالا را برای کشور میسر میسازد. بازار کشورهای همسایه، آسیای مرکزی، قفقاز، شبهقاره هند و شرق آفریقا ظرفیت بالایی برای جذب محصولات پاییندست پتروشیمی دارند و شناساندن ظرفیتهای ایران به این کشورها و جانمایی ایران در همکاری اقتصادی این کشورها میتواند فرصت جذب فناوری و سرمایهگذاری خارجی را فراهم کند و با ایجاد زنجیرههای مشترک تولید، سرمایهگذاریهای متقابل، توسعه هابهای پتروشیمی در مناطق ساحلی و مرزی و بهرهگیری از کریدورهای ترانزیتی به تعمیق پیوند ایران با اقتصاد منطقه کمک کند. همچنین همکاری راهبردی با کشورهایی مانند چین و روسیه در قالب سرمایهگذاری مشترک، انتقال فناوری و تضمین بازار مصرف، میتواند بخشی از محدودیتهای ساختاری و بینالمللی را کاهش دهد.
در مجموع، زنجیره ارزش پتروشیمی در ایران در نقطهای حساس قرار گرفته است. از یک سو، ظرفیتهای عظیم منابع طبیعی، زیرساختهای موجود و تجربه صنعتی، امکان جهش را فراهم کرده و از سوی دیگر، تداوم رویکرد خامفروشی، ناپایداری سیاستها و ضعف صنایع پاییندست، مانع تحقق کامل این ظرفیتها شده است. آینده این صنعت نه در افزایش صرف ظرفیت تولید محصولات پایه، بلکه در تکمیل زنجیره ارزش، توسعه محصولات دانشبنیان، ارتقای پیوندهای منطقهای و ایفای نقش فعالتر در توسعه صنعتی و پایدار کشور و فراهم کردن زمینه همکاری بخش خصوصی داخلی و خارجی خصوصاً در صنایع پاییندست رقم خواهد خورد.
منبع : روزنامه ایران ( ویژه نامه صنعت پتروشیمی)