به گزارش اکو اقتصاد، چرا بازار به اخبار پتروشیمی سریع واکنش نشان میدهد؟
برای درک واکنش سریع بازار، باید سهم این صنعت از کل بازار را در نظر گرفت. ارزش کل بازار سرمایه در پایان معاملات روز سهشنبه دوم دیماه حدود ۱۲.۷ هزار همت بوده، در حالی که ارزش بازار صنعت پتروشیمی بهتنهایی به حدود ۳.۲ هزار همت میرسد. این رقم به معنای سهمی نزدیک به ۲۵ درصد از کل ارزش بازار است که پتروشیمی را به بزرگترین صنعت بازار سرمایه تبدیل میکند.
با چنین ظرفیتی، کاملاً طبیعی است که اخبار، تصمیمات و تغییرات مرتبط با پتروشیمی بر روند کلی بازار اثرگذار باشد. وقتی بزرگترین صنعت بازار دچار تغییر میشود، شاخص کل نیز ناگزیر به آن واکنش نشان میدهد و این موضوع نه نشانه رفتار هیجانی بازار، بلکه بازتاب ساختار وزنی آن است.
پتروشیمی شاخصساز است یا شاخصنما؟
برای پاسخ دقیق به این پرسش، نیاز به معیارهای آماری عینی و رسمی وجود دارد که تاکنون از سوی نهادهای ناظر بهطور مشخص تعریف نشدهاند. با این حال، اگر بخواهیم بهصورت تجربی به موضوع نگاه کنیم، میتوان گفت زمانی که رشد ارزش بازار یک شرکت یا صنعت بدون پشتوانه بنیادی رخ دهد و این رشد اثر بالایی بر شاخص کل بگذارد، میتوان از شاخصسازی صحبت کرد.
اگر معیارهای بنیادی مانند نسبت قیمت به سود، قیمت به سود تقسیمی، رشد سودآوری در مقایسه با تورم و رشد نرخ ارز را مدنظر قرار دهیم، در بسیاری از مقاطع مشاهده میشود که رشد ارزش بازار سهام پتروشیمی یا شاخص شیمیایی همسو با این متغیرها بوده است. با توجه به سهم بالای این صنعت از شاخص کل، طبیعی است که تأثیر آن نیز بیشتر دیده شود. بنابراین، در اغلب مواقع میتوان گفت صنعت پتروشیمی نقش شاخصنما را ایفا کرده و وضعیت واقعی بازار را منعکس کرده است، نه اینکه بهطور مصنوعی شاخصسازی کرده باشد.
تفاوت «اثرگذاری» با «مقصر بودن» چیست؟
اثرگذاری واژهای با بار معنایی مثبت است و اگر تأثیر صنعت پتروشیمی بر وضعیت بازار را به سهم بالای آن از ارزش بازار نسبت دهیم، میتوان گفت این صنعت اثرگذاری بالایی دارد. اما «مقصر بودن» بار منفی دارد و زمانی به کار میرود که بخواهیم شرایط دشوار بازار را با نوعی سادهسازی یا حتی تئوری توطئه توجیه کنیم.
تعیین متغیرهای کلان اقتصادی، فراتر از توان و وظیفه نهادهای مرتبط با بازار سرمایه مانند صندوق توسعه یا صندوق تثبیت است. اگر قوانین و مقرراتی با در نظر گرفتن شرایط کلی اقتصاد کشور تصویب شود و این قوانین بر سودآوری برخی صنایع اثر منفی بگذارد، نمیتوان ادعا کرد که هدف از تصویب آنها صرفاً آسیب زدن به بازار سرمایه یا صنعت پتروشیمی بوده است.
تجربه دورههای آرامش بازار چه میگوید؟
بررسی دورههای مختلف نشان میدهد مقاطع کمتلاطم و آرام بازار، معمولاً با ثبات در قوانین و مقررات اثرگذار بر شرکتها همزمان بوده است. افزایش پیشبینیپذیری اقتصاد، نقش مهمی در آرامش بازار دارد و این موضوع زمانی محقق میشود که قوانین برای دورههای مشخص و بلندمدت تدوین شوند.
افزایش ابهام در قوانین و فرمولهایی که امکان تفسیر شخصی دارند، همواره محل اعتراض و بدبینی فعالان بازار بوده است. این مسأله بهطور مشخص در صنایع پالایشی، پتروشیمی و فلزی دیده میشود. در مقابل، شفافسازی بلندمدت قوانین و نحوه محاسبه متغیرهایی که بر سود و زیان شرکتها اثر میگذارند، میتواند اعتماد سرمایهگذاران به بازارهای مالی را افزایش دهد.
پتروشیمی؛ عامل نوسان یا ستون ارزآوری؟
صنعت پتروشیمی در کنار صنعت فولاد، بیشترین ارزآوری بخش خصوصی کشور را به خود اختصاص داده و به همین دلیل همواره در کانون توجه سیاستگذاران و فعالان بازارهای مالی قرار دارد. طبیعی است که قوانین و مقررات مربوط به این صنایع محل بحث باشد، اما این به معنای ایجاد بیثباتی بازار نیست.
نمیتوان قوانین را بهگونهای وضع کرد که یک صنعت، جدا از شرایط کلی اقتصاد کشور، از منافع یکجانبه برخوردار شود. با این حال، بررسی عملکرد بلندمدت صنعت پتروشیمی نشان میدهد این صنعت، نه بهصورت مقطعی و نه در مجموع زیربخشها، دچار افت معنادار سودآوری نسبت به سایر صنایع نشده است.
با توجه به نقش نرخ ارز در سودآوری شرکتهای پتروشیمی، در اغلب دورهها ارزش بازار و سودآوری این صنعت روندی رو به رشد داشته است. از این رو، اتخاذ نگاه بلندمدت در سرمایهگذاری در صنعت پتروشیمی میتواند اثر رویدادهای منفی مقطعی را کاهش دهد و در نهایت منافع بنیادی این صنعت بر چالشها غلبه کند.
منبع : روزنامه ایران ( ویژه نامه صنعت پتروشیمی)