رقابت غول‌ها
صنعت پتروشیمی در دهه‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین پیشران‌های اقتصاد انرژی‌محور کشورهای تولیدکننده نفت و گاز تبدیل شده است؛ صنعتی که دیگر صرفاً به‌ عنوان حلقه‌ای پایین‌دستی در زنجیره هیدروکربن‌ها تعریف نمی‌شود، بلکه نقشی تعیین‌کننده در خلق ارزش افزوده، توسعه فناوری، دیپلماسی اقتصادی و حتی قدرت ژئوپلیتیکی ایفا می‌کند.

به گزارش اکو اقتصاد، صنعت پتروشیمی در دهه‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین پیشران‌های اقتصاد انرژی‌محور کشورهای تولیدکننده نفت و گاز تبدیل شده است؛ صنعتی که دیگر صرفاً به‌ عنوان حلقه‌ای پایین‌دستی در زنجیره هیدروکربن‌ها تعریف نمی‌شود، بلکه نقشی تعیین‌کننده در خلق ارزش افزوده، توسعه فناوری، دیپلماسی اقتصادی و حتی قدرت ژئوپلیتیکی ایفا می‌کند. در این میان، مقایسه ایران و عربستان سعودی؛ دو قدرت بزرگ انرژی در خاورمیانه، همواره یکی از محورهای جذاب و در عین حال چالش‌برانگیز تحلیل‌های صنعتی بوده است. بویژه زمانی که این مقایسه نه در سطح ذخایر هیدروکربنی، بلکه در عملکرد و راهبرد شرکت‌های پتروشیمی انجام می‌شود؛ جایی که «سابیک» به‌ عنوان بازوی صنعتی عربستان از بازیگران اثرگذار در جهان است و صنعت پتروشیمی ایران با وجود ظرفیت بالا، با محدودیت‌های ساختاری و راهبردی مواجه است. در نگاه اول، مقایسه ظرفیت اسمی تولید پتروشیمی ایران با حدود ۹۶ تا ۱۰۰ میلیون تن در سال و سابیک عربستان با ظرفیتی بیش از ۱۳۵ میلیون تن، ممکن است تصویری ساده و کمّی از رقابت دو طرف ارائه دهد. اما این مقایسه به‌تنهایی گمراه‌کننده است. واقعیت آن است که ایران در سال‌های اخیر در برخی مقاطع حتی تولید واقعی بالاتری نسبت به سابیک ثبت کرده، اما در عین حال از نظر درآمد، سودآوری و نفوذ بازار جهانی فاصله معناداری با این شرکت سعودی دارد. همین شکاف، پرسش‌های بنیادینی را درباره ماهیت توسعه صنعت پتروشیمی ایران، کیفیت سبد محصولات، جایگاه فناوری و مدل حکمرانی صنعتی مطرح می‌کند. گفت‌وگوی پیش‌رو با محسن انصاری، کارشناس حوزه انرژی تلاشی است برای واکاوی عمیق این شکاف؛ مقایسه‌ای فراتر از اعداد و ظرفیت‌ها که به پرسش‌های کلیدی درباره آینده صنعت پتروشیمی ایران، نسبت آن با الگوی سابیک و مسیرهای واقع‌بینانه رقابت یا تخصص‌گرایی منطقه‌ای پاسخ می‌دهد. این گفت‌وگو نشان می‌دهد که مسأله اصلی، صرفاً «چقدر تولید می‌کنیم» نیست، بلکه این است؛ «چه چیزی، با چه فناوری، برای کدام بازار و تحت چه حکمرانی‌ای تولید می‌شود؟!»

تا چه حد مقایسه ظرفیت تولید پتروشیمی ایران با سابیک عربستان، تصویر واقعی از توان رقابتی دو طرف ارائه می‌دهد؟
​مقایسه ظرفیت اسمی تولید ایران با حدود 96 تا 100 میلیون تن با سابیک عربستان با بیش از 135 میلیون تن در سطح جهانی مقایسه درست و کاملی نیست؛ چراکه ایران با تولید واقعی بالاتر، حدود 76 میلیون تن نسبت به سابیک با تولید واقعی 53.9 میلیون تن در سال ۲۰۲۴، درآمد کلی کمتری (حدود 26 میلیارد دلار) نسبت به سابیک (37.33 میلیارد دلار) کسب می‌کند. این نابرابری در درآمد ناشی از نقص توسعه صنعت پتروشیمی ایران به ویژه «خوراک‌محور» بودن این صنعت است. طبق برآوردها، عمده صادرات ایران با سهم بیش از 60 درصدی شامل متانول، اوره و پلی‌اتیلن‌های عمومی است که کالاهایی با ارزش افزوده پایین (Commodities) محسوب می‌شوند. در مقابل، سابیک با تمرکز بر محصولات تخصصی و تکمیلی، حاشیه سود به ازای هر تن محصول را بشدت افزایش داده است. بنابراین، برای سنجش واقعی رقابت، شاخص‌هایی مانند حاشیه سود خالص به ازای هر تن، شاخص پیچیدگی محصول (CPI)، ارزش افزوده محصولات پایین‌دستی و کارایی انرژی باید به پارامتر تناژ اضافه شوند. 
مدیریت توسعه صنعت پتروشیمی برای حفظ مزیت رقابتی در سابیک چگونه انجام می‌شود و ایران در این حوزه با چه محدودیت‌های ساختاری مواجه است؟
​مدیریت سابیک با نگاه به آینده صنعت پتروشیمی در تمامی جهت‌ها شامل فناوری‌های نو مانند COTC و روندهای رشد بازار محصولات تعیین و جهت‌دهی می‌شود. سابیک بر راهبرد‌های رشد پایدار، کارایی سرمایه و استفاده از روش‌های کارآمدی نظیر تملک و ادغام (M&A) برای ورود سریع به بازارهای هدف جدید و جذب فناوری‌های نوین تمرکز دارد. این راهبرد اجازه می‌دهد تا شرکت سابیک بدون نیاز به ساخت صفر تا 100 واحد جدید یا تولید انفرادی دانش، قابلیت‌های توسعه‌ای شرکت خود را تکمیل کند. اما در ایران به دلیل چندپارگی سیاست‌گذاری و اولویت‌دهی متفاوت در دوره‌های مختلف مجلس و دولت و نبود سیاست‌گذار مستقل و واحد پس از تضعیف NPC، این نگاه جامع و یکپارچه به آینده صنعت وجود ندارد. این شرایط، در کنار گسست حکمرانی و خصوصی‌سازی تقریباً ناموفق و همچنین عدم سرمایه‌گذاری صحیح و کافی در صنعت پتروشیمی، توسعه هدفمند را تضعیف کرده است.
 
فاصله فناوری ایران و سابیک دقیقاً در کدام بخش‌ها معنادار است؟
​فاصله فناوری صنعت پتروشیمی بین ایران و سابیک در چهار حوزه اصلی قابل توجه است؛ اول، لایسنس‌های فرآیندی که بر اساس آن ایران در دسترسی به لایسنس‌های پیشرفته برای مثال تولید پلی‌الفین‌ها با گرید خاص یا لایسنس‌های واحد پلیمرهای مهندسی و تکمیلی زنجیره ارزش نسبت به سایر رقبای منطقه‌ای عقب مانده است.
​دوم، کاتالیست‌ها که خوشبختانه در ایران توسعه کاتالیست‌های عمومی پیشرفت‌های خوبی داشته است، اما همچنان در کاتالیست‌های نسل جدید High-Yield و با طول عمر بالا نقص‌هایی ‌وجود دارد. این وابستگی، هزینه تولید و ریسک عملیاتی را بالا می‌برد. حوزه سوم، دیجیتال‌سازی صنعت است که به نظر می‌رسد فاصله در این حوزه نسبت به سایر موارد فاصله عمیق‌تری است؛ سابیک در استفاده از هوش مصنوعی و اتوماسیون فرآیند مانند مدل‌های پیش‌بینی تعمیرات برای بهینه‌سازی عملیات پیشرو بوده که فعلاً در کشور ما چنین پروژه‌هایی برنامه‌ریزی و اجرا نشده است و چهارم هم تولید محصولات پایین‌دستی با ارزش افزوده بالاست که سابیک بر محصولات تخصصی و پلاستیک‌های مهندسی تمرکز دارد، در حالی که سبد تولید ایران عمدتاً متکی بر محصولات پایه و میانی پتروشیمی است. 
سابیک به ‌عنوان یک بازیگر جهانی، چگونه از ساختار حاکمیتی شفاف و تمرکز تصمیم‌گیری بهره برده است؟
​سابیک از ساختار حاکمیتی بسیار شفاف و متمرکز تصمیم‌گیری ‌به‌ عنوان زیرمجموعه آرامکو سود برده است. وجود این ساختار شفاف سبب عدم تولید رانت و فساد و همچنین رشد سازمانی تخصص‌محور در این شرکت می‌شود که بازدهی عملیاتی را بشدت بالا می‌برد. این چابکی به سابیک اجازه می‌دهد تا در سرمایه‌گذاری‌های جهانی سریع عمل کند. افزون بر این، شفافیت در صورت‌های مالی و حکمرانی سبب اعتماد بازار سرمایه برای ورود به پروژه‌های پرهزینه و بلندمدت این شرکت شده و اعتماد لازم برای جذب سرمایه خارجی را نیز فراهم می‌کند.
 
چرا ایران در این زمینه بی‌بهره مانده است؟
ساختار چندپاره مالکیت، توزیع سهام بین هلدینگ‌های خصولتی نظیر شستا، صندوق‌های بازنشستگی و...، همچنین سیاست‌گذاری‌های ناهماهنگ در ایران، بزرگ‌ترین مانع داخلی برای حضور قدرتمند در عرصه جهانی است. این چندپارگی سبب عدم سیاست‌گذاری واحد شده که نتیجه آن وجود متولیان جزیره‌ای، عدم توسعه متوازن صنعت پتروشیمی و عدم توجه به رشد زنجیره ارزش صنعت پتروشیمی با توجه به روند نیاز و پیشرفت جهانی است. این امر سبب شده تا محصولات ایران در رقابت جهانی از نظر استانداردسازی و زمان‌بندی تحویل، دچار چالش شوند و امکان حضور کمتری در عرصه جهانی داشته باشند. این ساختار همچنین منجر به تضاد منافع و رقابت منفی بین هلدینگ‌های داخلی در بخش صادرات شده است.
 
نقش آرامکو در پشتیبانی فناورانه و مالی از سابیک را چگونه می‌توان با رابطه سازمانی نفت و صنعت پتروشیمی ایران مقایسه کرد؟
​رابطه آرامکو و سابیک یک رابطه یکپارچه و منطقی است. آرامکو با خرید 70 درصد سهام سابیک، پشتیبانی مالی عظیم و پشتیبانی فناورانه از طریق پروژه‌های مشترک پیشرفته مانند COTC را فراهم کرده است. این پشتیبانی فناوری به سابیک اجازه می‌دهد تا مزیت خوراک‌های متفاوت و در دسترس ایران را به چالش بکشد. در مقابل، رابطه وزارت نفت و صنعت پتروشیمی ایران، عمدتاً یک رابطه تجاری است. وزارت نفت نقش تأمین‌کننده خوراک را دارد و به دلیل تضاد منافع بودجه‌ای، همواره با پتروشیمی‌ها بر سر نرخ خوراک در تقابل است؛ رابطه‌ای که فاقد پشتیبانی فناورانه متمرکز و یکپارچگی راهبردی است. البته وزارت نفت در حد امکان همیشه سعی بر حمایت از صنعت پتروشیمی داشته است و مجتمع‌های پتروشیمی نیز در خدمت ارزآوری کشور بوده‌اند.
 
سابیک چگونه از دیپلماسی اقتصادی عربستان برای نفوذ در بازارهای اروپا، آسیا و آفریقا استفاده کرده و ایران چه ابزارهایی را در این میدان از دست داده است؟
​سابیک از دیپلماسی اقتصادی فعال عربستان شامل رهبری انرژی، میانجی‌گری و... برای گسترش نفوذ و تضمین بازارهای خود در آسیا، اروپا و آفریقا استفاده کرده است. سابیک این نفوذ را با ایجاد شبکه‌های توزیع و تأسیس انبارداری‌های راهبردی (Hubs) در نقاط کلیدی جهان مانند روتردام، سنگاپور و شانگهای عملیاتی کرده است. این هاب‌ها امکان تحویل سریع محصول و مدیریت قیمت‌گذاری در لحظه را به سابیک می‌دهند. ایران به دلیل تحریم‌ها و ضعف داخلی، ابزارهای حیاتی مشابه را از دست داده و در نتیجه نتوانسته از همه ظرفیت و ابزارهای خود استفاده کند؛ ابزارهایی نظیر؛ دیپلماسی انرژی، دسترسی به شبکه توزیع جهانی و موقعیت جغرافیایی راهبردی برای نفوذ در بازارهای مختلف جهانی. 
تحریم‌ها چه سهمی در کاهش صادرات ایران دارند؟
​تحریم‌ها سهم بزرگی در عقب‌ماندگی صنعتی و صادراتی ایران دارند. با این حال، خطاهای سیاست‌گذاری داخلی نیز سهم قابل‌توجهی دارند. تغییرات پیوسته در سیاست‌گذاری صنعتی به دلیل تغییر سیاست مجلس، دولت و سایر نهادهای حاکمیتی سبب تغییرات گسترده در اولویت‌دهی به پروژه‌های صنعتی مانند صنعت پتروشیمی شده که نتیجه این تغییرات بروز مشکلاتی در زمینه اعتماد به سرمایه‌گذاری در این حوزه، عدم سرمایه‌گذاری در زمینه‌های مشابه با روند جهانی (مانند عدم حرکت به سمت تکمیل زنجیره ارزش پتروشیمی)، بروز مشکلات زیست‌محیطی و ناترازی انرژی شده است. برای مثال در برهه‌هایی خطای داخلی در قیمت‌گذاری دستوری خوراک، سرمایه‌گذاران را به سمت تولید متانول سوق داد و موجب مازاد تولید این محصول 
کم‌ارزش شد.
 
با توجه به ‌گذار انرژی و کاهش تقاضای جهانی برای محصولات پایه، کدام‌‌یک، ایران یا سابیک آمادگی بیشتری برای بازتعریف راهبرد پتروشیمی دارد؟
به نظر، ​سابیک آمادگی بیشتری دارد، زیرا به‌ طور مثال راهبرد خود را برای دنیای کم‌کربن بازتعریف کرده است. آنها بر پایداری، کاهش شدت انرژی و توسعه محصولات زیست‌تخریب‌پذیر تمرکز کرده‌اند تا وابستگی خود به تقاضای سوخت فسیلی را کاهش دهند. سابیک سرمایه‌گذاری سنگینی در جذب و بازیافت کربن انجام داده است، همچنین در بحث توسعه فناوری، پروژه‌های منحصربه‌فردی برای تولید محصولات پتروشیمی با استفاده از ارزان‌تر‌ین و در دسترس‌ترین خوراک یعنی نفت خام به‌ طور مشترک با سایر کشورها در حال اجرا دارد. متأسفانه ایران همچنان خوراک‌محور است و در ‌گذار انرژی عقب‌تر است و برای جلوگیری از جریمه‌های مالیاتی آتی (Carbon Tax) نیاز مبرم به تغییرات ساختاری و سرمایه‌گذاری در فناوری‌های کاهش کربن دارد. در زمینه توسعه فناوری نیز هنوز فناوری‌های نوین در دسترس نیست و اراده‌ای برای حرکت به سمت چنین فناوری‌هایی دیده نمی‌شود.
 
بزرگ‌ترین مانع رقابت ایران با سابیک در شرایط برابر چیست؟
بزرگ‌ترین مانع رقابت ایران با سابیک، «نبود سیاست و حکمرانی صنعتی متمرکز و کارآمد» است، نه کمبود صرف سرمایه. کمبود سرمایه نیز مهم است، اما بدون حکمرانی شفاف، ثبات سیاسی و مدیریتی و اصلاح ساختار مالکیتی چندپاره صنعت پتروشیمی، جذب سرمایه‌گذاری در مقیاس جهانی دشوار خواهد بود. قطعاً سرمایه‌گذاران بین‌المللی بیش از آنکه نگران پول باشند، نگران ریسک‌های سیاسی، تغییر مداوم قوانین و سیاست‌ها و عدم تضمین اجرای قراردادها از سوی متولیان جزیره‌ای این صنعت هستند.
 
ایران باید مدل رقابت مستقیم با سابیک را دنبال کند یا به سمت تخصص‌گرایی منطقه‌ای در برخی زنجیره‌ها حرکت کند؟
​ایران نباید و ‌نمی‌تواند مدل رقابت مستقیم در مقیاس جهانی با سابیک را دنبال کند. این رقابت نیازمند سرمایه‌ای عظیم و دسترسی به فناوری‌های جدید است که در کوتاه‌مدت تأمین آن ناممکن است. بهترین راهبرد برای ایران، حرکت به سمت «تخصص‌گرایی منطقه‌ای» در زنجیره‌های میانی و تمرکز بر بازارهای همسایه (CIS)، عراق و ترکیه است. ایران باید با تکمیل زنجیره‌های ارزش خاصی که در منطقه تقاضا دارند به جای خام‌فروشی، به بازیگر اثرگذار منطقه‌ای تبدیل شود.
 
چرا صنعت پتروشیمی ایران بیش از حد «خوراک‌محور» باقی مانده است؟
این توسعه صرفاً بر اساس مزیت نسبی خوراک هیدروکربنی ارزان بنا شده و هدف اصلی، تولید با حجم بالا بوده است. تمرکز صرف بر گاز ارزان در سال‌های گذشته سبب شده تا بسیاری از مجتمع‌های قدیمی با راندمان پایین و مصرف انرژی بالا به کار خود ادامه دهند. در مقابل، سابیک با خروج از بازارهای کالایی و تمرکز بر پلاستیک‌های مهندسی و ارائه راه‌حل به سمت سود و بازارمحوری حرکت کرده است؛ این تفاوت در راهبرد است که نابرابری شدید در درآمدزایی و سرعت توسعه‌ای را توجیه می‌کند.
 
صنعت پتروشیمی ایران در چه بخش‌هایی مزیت نسبی بالقوه دارد که تاکنون به مزیت رقابتی بالفعل تبدیل نشده است؟
​صنعت پتروشیمی ایران در بخش‌هایی مزیت نسبی بالقوه دارد که به دلیل تحریم و سیاست‌های داخلی به مزیت رقابتی بالفعل تبدیل نشده است.
​تنوع خوراک ترکیبی: ایران برخلاف بسیاری از رقبای منطقه‌ای، ذخایر عظیم گاز، میعانات گازی و نفت خام را به‌طور همزمان دارد که می‌توانست پایه ساخت پتروشیمی‌های ترکیبی با انعطاف‌پذیری بالا (تولید همزمان الفین و آروماتیک) باشد تا ریسک نوسانات قیمتی خوراک را کاهش دهد. برای مثال پتروشیمی‌هایی که از خوراک مایع حاصل از نفت خام استفاده می‌کنند در کشور بسیار محدود هستند، در حالی که تنوع محصولات تولیدی این پتروشیمی‌ها مانند شازند می‌تواند نقطه قوتی برای این صنعت باشد.
​موقعیت جغرافیایی استراتژیک: ایران بهترین دروازه زمینی برای تأمین مواد اولیه کشورهای محصور در خشکی آسیای میانه و دروازه دریایی به بازارهای متعدد است. عدم استفاده از این مزیت، فرصت را به رقبایی مانند ترکیه و امارات داده است.
 ​نیروی انسانی متخصص و ارزان: هزینه مهندسی و بهره‌برداری در ایران بسیار پایین‌تر از کشورهای حاشیه خلیج فارس است؛ اما این مزیت با فرار نخبگان و نبود زیرساخت تحقیقاتی کافی در حال تضعیف است.
 ​بازار مصرف داخلی بزرگ: بازار داخلی 85 میلیون نفری می‌توانست پشتوانه مطمئنی برای تولید محصولات با ارزش افزوده بالاتر و صادرات محصولات نهایی باشد، به جای اینکه محصولات پایه صادر و سپس همان محصولات نهایی با قیمت بالاتر وارد شوند. 

منبع : روزنامه ایران ( ویژه نامه صنعت پتروشیمی)

0 نظر:

نظر بدهید