چابهار دروازه طلایی سرمایه‌گذاری یا فرصت از دست‌رفته؟
چابهار، تنها بندر اقیانوسی ایران، بار دیگر به کانون توجه سیاست‌گذاران و سرمایه‌گذاران تبدیل شده است؛ بندری که می‌تواند با تکمیل زیرساخت‌های حمل‌ونقل و جذب سرمایه داخلی و خارجی به هاب تجاری منطقه بدل شود. با این حال، کندی اجرای پروژه‌های کلیدی و چالش‌های زیرساختی این پرسش را مطرح کرده که آیا چابهار در آستانه یک جهش تاریخی قرار دارد یا همچنان با خطر از دست رفتن فرصت‌های راهبردی روبه‌روست؟

به گزارش اکواقتصاد، در جنوب شرقی‌ترین نقطه ایران، جایی که آب‌های اقیانوسی به سواحل کشور می‌رسند، نام چابهار بار دیگر به کانون توجه فعالان اقتصادی بازگشته است. چابهار تنها بندر اقیانوسی ایران، سال‌هاست با عنوان «دروازه طلایی تجارت» معرفی می‌شود؛ اما پرسش اصلی اینجاست که آیا این بندر توانسته از موقعیت ژئوپلیتیک خود بهره کامل ببرد یا همچنان میان وعده‌ها و چالش‌های اجرایی معطل مانده است؟

چابهار به دلیل قرار گرفتن در مسیر کریدورهای بین‌المللی، به‌ویژه اتصال به آسیای میانه و افغانستان، جایگاهی راهبردی دارد. توسعه این بندر نه‌تنها برای ایران بلکه برای کشورهای محصور در خشکی منطقه نیز اهمیت حیاتی دارد. همکاری‌های چندساله میان ایران و هند برای تجهیز و بهره‌برداری از بخشی از بندر، نشان‌دهنده همین اهمیت است. دهلی‌نو چابهار را مسیری جایگزین برای دسترسی به افغانستان و آسیای میانه بدون عبور از پاکستان می‌داند؛ موضوعی که به این بندر بعدی فراتر از یک پروژه صرفاً اقتصادی می‌دهد.

در سال‌های اخیر، توسعه فازهای جدید بندری، افزایش ظرفیت تخلیه و بارگیری و ایجاد زیرساخت‌های لجستیکی در دستور کار قرار گرفته است. با این حال، بسیاری از کارشناسان معتقدند سرعت پیشرفت پروژه‌ها با ظرفیت‌های بالقوه منطقه همخوانی ندارد. یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌ها، تکمیل اتصال ریلی چابهار به شبکه سراسری کشور است. پروژه خط‌آهن چابهار–زاهدان که قرار است این بندر را به قلب شبکه حمل‌ونقل ایران متصل کند، هنوز به‌طور کامل به بهره‌برداری نرسیده و همین موضوع هزینه و زمان ترانزیت کالا را افزایش داده است.

از منظر قانونی، سازمان منطقه آزاد تجاری–صنعتی چابهار با ارائه مشوق‌هایی نظیر معافیت‌های مالیاتی، تسهیل ثبت شرکت و امکان مالکیت خارجی، تلاش کرده فضای جذابی برای سرمایه‌گذاران فراهم کند. با این حال، فعالان بخش خصوصی معتقدند چالش‌هایی مانند بروکراسی پیچیده، ناهماهنگی میان دستگاه‌های اجرایی و کمبود زیرساخت‌های پشتیبان همچنان مانع جهش سرمایه‌گذاری شده است.

در مقایسه با بنادر رقیب منطقه، چابهار هنوز فاصله محسوسی دارد. به‌عنوان نمونه، Jebel Ali Port در امارات طی دهه‌ها با سرمایه‌گذاری مستمر در زیرساخت، لجستیک پیشرفته و پیوند با شبکه مالی جهانی به یکی از بزرگ‌ترین هاب‌های تجاری جهان تبدیل شده است. چابهار نیز از نظر موقعیت جغرافیایی ظرفیت رقابت دارد، اما تحقق این ظرفیت مستلزم سرمایه‌گذاری پایدار، ثبات مقررات و اتصال کامل به شبکه‌های حمل‌ونقل داخلی و بین‌المللی است.

در کنار ظرفیت‌های بندری، سواحل مکران و پسکرانه‌های چابهار پتانسیل بالایی برای توسعه صنایع پتروشیمی، فولاد، شیلات و گردشگری دارند. دسترسی مستقیم به آب‌های آزاد، امکان احداث صنایع صادرات‌محور را فراهم می‌کند. برخی طرح‌های پتروشیمی و فولادی در سال‌های اخیر کلید خورده‌اند، اما بسیاری از آنها همچنان در مرحله مطالعاتی یا تأمین مالی باقی مانده‌اند. کارشناسان معتقدند اگر زنجیره ارزش در این منطقه تکمیل شود، چابهار می‌تواند به قطب صنعتی جنوب شرق کشور تبدیل شود و نقش مهمی در اشتغال‌زایی ایفا کند.

از سوی دیگر، نگاه امنیتی به استان سیستان و بلوچستان در سال‌های گذشته، گاه به‌عنوان یکی از موانع ذهنی سرمایه‌گذاران مطرح شده است. با این حال، مسئولان محلی تأکید دارند که شاخص‌های امنیت سرمایه‌گذاری در منطقه بهبود یافته و پروژه‌های بزرگ بدون اختلال در حال اجرا هستند. به باور تحلیلگران، تغییر تصویر ذهنی و روایت‌سازی اقتصادی مثبت از منطقه، به‌اندازه توسعه زیرساخت‌های فیزیکی اهمیت دارد.

چالش تأمین آب و انرژی نیز از موضوعات مهم در مسیر صنعتی‌شدن چابهار است. پروژه‌های انتقال آب و توسعه نیروگاه‌ها در حال پیگیری است، اما سرعت اجرای آنها تعیین‌کننده خواهد بود. سرمایه‌گذار خصوصی زمانی وارد پروژه‌های کلان می‌شود که از پایداری زیرساخت‌ها اطمینان داشته باشد.

در سطح کلان، چابهار می‌تواند نقشی کلیدی در راهبرد «توسعه دریا محور» ایران ایفا کند؛ راهبردی که هدف آن کاهش تمرکز اقتصادی در مناطق مرکزی و بهره‌گیری از ظرفیت‌های ساحلی است. تحقق این هدف، نیازمند هماهنگی میان سیاست خارجی، سیاست صنعتی و برنامه‌ریزی منطقه‌ای است. هرگونه تنش یا محدودیت بین‌المللی نیز می‌تواند روند جذب سرمایه خارجی را کند کند، موضوعی که تجربه سال‌های گذشته آن را تأیید می‌کند.

در نهایت، پاسخ به این پرسش که چابهار «دروازه طلایی سرمایه‌گذاری» است یا «فرصت از دست‌رفته»، به تصمیم‌ها و اولویت‌های امروز بستگی دارد. ظرفیت‌های جغرافیایی و اقتصادی این منطقه انکارناپذیر است؛ اما بدون تکمیل زیرساخت‌های کلیدی، تسهیل فضای کسب‌وکار و جذب سرمایه داخلی و خارجی، این ظرفیت‌ها به مزیت رقابتی پایدار تبدیل نخواهد شد. چابهار اکنون در نقطه‌ای حساس ایستاده است؛ جایی که می‌تواند با جهشی برنامه‌ریزی‌شده به هاب تجاری و صنعتی جنوب شرق بدل شود، یا همچنان در حد یک وعده بزرگ باقی بماند.

0 نظر:

نظر بدهید