به گزارش اکواقتصاد، افزایش تنشهای ژئوپلیتیک میان ایالات متحده و ایران بار دیگر توجه بازارهای مالی جهانی را به خود جلب کرده است. تحلیلگران شرکت Raymond James هشدار دادهاند که آمریکا «در این مرحله احتمالاً» در آستانه انجام یک عملیات نظامی علیه ایران قرار دارد، هرچند دامنه، اهداف و زمانبندی دقیق چنین اقدامی هنوز مشخص نیست. این ارزیابی در شرایطی مطرح میشود که نشانههایی از افزایش حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه دیده میشود و همزمان مذاکرات میان دو کشور به بنبست رسیده است. چنین شرایطی، بهطور سنتی، یکی از مهمترین عوامل ایجاد نوسان در بازارهای انرژی، ارز، سهام و اوراق قرضه محسوب میشود.
در یادداشت تحلیلگران Raymond James آمده است که دولت آمریکا ممکن است یک اقدام نظامی محدود و هدفمند را ترجیح دهد، اما خطر تبدیل شدن آن به یک درگیری گستردهتر همچنان جدی است. این عدمقطعیت، عامل اصلی واکنش بازارها محسوب میشود، زیرا بازارهای مالی بیش از خود رویداد، به عدمقطعیت حساس هستند. سرمایهگذاران در چنین شرایطی معمولاً به سمت داراییهای امن مانند طلا، دلار آمریکا و اوراق قرضه دولتی حرکت میکنند و از داراییهای پرریسکتر فاصله میگیرند.
مهمترین بازاری که مستقیماً تحت تأثیر احتمال درگیری قرار میگیرد، بازار نفت است. ایران یکی از تولیدکنندگان مهم نفت جهان محسوب میشود و علاوه بر آن، بر تنگه هرمز—یکی از حیاتیترین مسیرهای انتقال انرژی جهان—نفوذ دارد. حدود ۲۰ درصد از عرضه جهانی نفت از این تنگه عبور میکند. هرگونه تهدید به اختلال در این مسیر میتواند باعث افزایش سریع قیمت نفت شود. حتی احتمال وقوع چنین اختلالی نیز کافی است تا معاملهگران قیمتها را بالاتر ببرند. در حال حاضر، قیمت نفت برنت نزدیک به بالاترین سطح چند ماه اخیر باقی مانده است، که نشاندهنده نگرانی بازار نسبت به ریسکهای ژئوپلیتیک است.
افزایش قیمت نفت پیامدهای گستردهای برای اقتصاد جهانی دارد. نفت یکی از مهمترین عوامل تعیینکننده تورم است، زیرا هزینه انرژی مستقیماً بر هزینه حملونقل، تولید و قیمت کالاها تأثیر میگذارد. اگر قیمت نفت افزایش یابد، احتمال افزایش تورم در اقتصادهای بزرگ مانند آمریکا، اروپا و آسیا بیشتر میشود. این موضوع میتواند برنامه بانکهای مرکزی برای کاهش نرخ بهره را به تأخیر بیندازد. تحلیلگران Capital Economics هشدار دادهاند که افزایش تنشهای ژئوپلیتیک ممکن است روند کاهش نرخ بهره را کندتر کند، زیرا بانکهای مرکزی برای مهار تورم مجبور خواهند بود سیاستهای پولی سختگیرانهتری را حفظ کنند.
بازارهای سهام نیز معمولاً به تنشهای ژئوپلیتیک واکنش منفی نشان میدهند، بهویژه در مراحل اولیه بحران. افزایش عدمقطعیت باعث کاهش تمایل سرمایهگذاران به پذیرش ریسک میشود و میتواند به افت شاخصهای سهام منجر شود. با این حال، تأثیر این تنشها بر بازار سهام همیشه یکسان نیست. برخی بخشها، مانند شرکتهای انرژی و صنایع دفاعی، ممکن است از افزایش تنشها سود ببرند، زیرا افزایش قیمت نفت سود شرکتهای انرژی را افزایش میدهد و افزایش هزینههای نظامی میتواند به نفع شرکتهای دفاعی باشد.
بازار ارز نیز بهشدت تحت تأثیر چنین تحولات ژئوپلیتیکی قرار میگیرد. در شرایط بحران، دلار آمریکا معمولاً تقویت میشود، زیرا بهعنوان ارز ذخیره جهانی و دارایی امن شناخته میشود. در مقابل، ارز کشورهای واردکننده انرژی ممکن است تضعیف شوند، زیرا افزایش قیمت نفت هزینه واردات آنها را افزایش میدهد. همچنین ارز کشورهای صادرکننده نفت ممکن است تقویت شود، زیرا افزایش قیمت نفت درآمد ارزی آنها را افزایش میدهد.
با این حال، تجربه سالهای اخیر نشان میدهد که واکنش بازارها به تنشهای ژئوپلیتیک گاهی کوتاهمدت بوده است. در بسیاری از موارد، اگر درگیریها محدود باقی بمانند و اختلال واقعی در عرضه انرژی ایجاد نشود، بازارها پس از یک دوره نوسان، به سرعت به حالت عادی بازمیگردند. اما تحلیلگران Raymond James هشدار دادهاند که سطح بالای عدمقطعیت فعلی و احتمال گسترش درگیری میتواند واکنش شدیدتری نسبت به گذشته ایجاد کند.
در نهایت، مهمترین عامل تعیینکننده واکنش بازارها، دامنه و مدت درگیری خواهد بود. یک حمله محدود و کوتاهمدت احتمالاً تأثیر موقتی بر بازارها خواهد داشت، اما یک درگیری گستردهتر که باعث اختلال در عرضه نفت یا گسترش بیثباتی منطقهای شود، میتواند پیامدهای جدیتر و بلندمدتتری برای اقتصاد جهانی داشته باشد. در چنین شرایطی، سرمایهگذاران و سیاستگذاران بهدقت تحولات منطقه را زیر نظر دارند، زیرا هرگونه تغییر در وضعیت میتواند به سرعت بر بازارهای جهانی تأثیر بگذارد.