به گزارش اکو اقتصاد، در سالهای اخیر بحث درباره آینده اقتصاد جهانی از این پرسش که «آیا جهانیشدن ادامه دارد؟» عبور کرده و به این سؤال رسیده است که «چه کسی قواعد تازه آن را مینویسد؟
برای حدود سی سال بعد از پایان جنگ سرد(منظور بازه زمانی تقریباً ۱۹۹۱ تا اوایل دهه ۲۰۲۰) کارایی اقتصادی حکمفرما بود؛ یعنی کشورها و شرکتها سعی میکردند بیشترین کالا و خدمات را با کمترین هزینه تولید کنند. شرکتها زنجیرههای تولید را طوری طراحی کردند که همه چیز «در زمان مناسب» برسد و کشورها هم در نظام تجارت جهانی با هم همکاری کردند.
اما حالا همه چیز در حال تغییر است. برگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید و سیاستهای تجاری سختگیرانه او باعث شد بسیاری از کشورها نگران آینده تجارت با آمریکا شوند. او تعرفههای سنگین بر واردات چین و دیگر کالاهای راهبردی وضع کرد، روی متحدان سنتی فشار آورد و حتی حمایت از اوکراین و مسائل استراتژیک دیگر را به شرط و شروط بست. نتیجه؟ دنیا آرام آرام جایگاه خود در اقتصاد جهانی را بازنگری کرد.
پایان دوران کارایی مطلق
صندوق بینالمللی پول هشدار داده است که اگر اقتصاد جهان به بلوکهای رقیب تقسیم شود، تولید جهانی ممکن است تا ۷ درصد کاهش یابد. یعنی وقتی سیاستها و امنیت اقتصادی وارد تصمیمگیری شوند، کارایی دیگر تنها معیار نیست.به گفته اورسولا فون در لاین، اروپا نمیخواهد از چین جدا شود، بلکه میخواهد ریسکها را کم کند. این یعنی تجارت جهانی دیگر فقط درباره هزینه و سود نیست؛ سیاست و امنیت اقتصادی هم نقش دارند.جهان سه بلوک اقتصادی دارددر وضعیت امروز، اقتصاد جهان دارد در قالب سه بلوک یا محور اقتصادی شکل میگیرد. این بلوکها یعنی کشورها و گروههایی که با هم همسو و قابل پیشبینی هستند:بلوکی که آمریکا و غرب را شامل میشود:این بلوک شامل آمریکا، اروپا، کانادا، ژاپن و استرالیا است. آنها قوانین صنعتی جدید گذاشتهاند، مثل قانون حمایت از تولید تراشه، و صادرات فناوری حساس به چین را محدود کردهاند. هدف اصلی این است که وابستگی به چین کمتر شود و امنیت ملی حفظ شود.بلوک آسیایی با محوریت چین:چین با کشورهای منطقه توافقهای اقتصادی دارد و پروژههایی مثل کمربند و جاده را گسترش داده است. همچنین تلاش میکند معاملات تجاری را با ارزهای محلی انجام دهد تا کمتر به دلار وابسته باشد. این بلوک برای کشورهایی جذاب است که دنبال امنیت اقتصادی و همکاری طولانیمدت هستند.بلوک بریکس (کشورهای نوظهور):این بلوک شامل کشورهای بریکس است (چین، هند، برزیل، روسیه و آفریقای جنوبی). چین هم در آن عضو است، ولی نقش اینجا متفاوت است: او عضوی از ائتلاف بزرگ کشورهای نوظهور است و با آنها معاملات و همکاریهای اقتصادی متنوع دارد. این بلوک تلاش میکند وابستگی به دلار را کاهش دهد و با هم تجارت کنند
تغییر زنجیرههای تولید
این تحول فقط درباره نقشه جغرافیایی کارخانهها نیست. شرکتها حالا ریسک سیاسی، لجستیکی و مالی را هم در نظر میگیرند و ترجیح میدهند تولید و تأمین مواد اولیه را در چند کشور همزمان داشته باشند. یعنی گاهی هزینه کمی بیشتر میدهند ولی امنیت تجارتشان بالاتر میرود.برای مثال، در سال ۲۰۲۳ آمریکا بیشترین تجارتش با مکزیک شد و بعضی کارخانهها از چین به مکزیک منتقل شدند. اروپا هم تلاش میکند مواد اولیه حیاتی را از منابع مختلف تأمین کند تا وابسته به چین نباشد. در خلیج فارس، کشورهایی مثل امارات همزمان با سرمایهگذاری با چین، روابط امنیتی نزدیکی با آمریکا دارند.آثار اقتصادیاین تغییرات هزینه دارند: دوبارهکاری و ایجاد چند زنجیره تأمین ممکن است باعث تورم و افزایش قیمتها شود. اما در بلندمدت، کشورها و شرکتها میتوانند در مقابل بحرانهای آینده مقاومتر باشند.کارشناسان میگویند: «جهان وارد مرحلهای شده که سیاست بر اقتصاد پیشی گرفته است». حتی مدیرعامل بلکراک گفته که نقشه زنجیرههای تولید به خاطر تنشهای ژئوپلیتیکی تغییر کرده است. پایان یا شروع یک دوره جدید با وجود همه تغییرات، تجارت جهانی هنوز رشد میکند، اما شکل آن متفاوت است. دیگر کارایی تنها معیار نیست؛ کشورها بر اساس اتحادهای سیاسی و امنیت اقتصادی تصمیم میگیرند با چه کسی تجارت کنند.چین با برنامههای منطقهای و بریکس دارد نقشه جدید تجارت جهان را شکل میدهد، در حالی که سیاستهای آمریکا باعث نگرانی و بیاعتمادی شده است. جهان امروز ترکیبی از رقابت و همکاری است و آینده اقتصاد جهانی با محوریت بلوکها و اتحادهای استراتژیک رقم میخورد.