به گزارش اکو اقتصاد، این روزها تصویر "پانچ"، میمون بامزهای که مادرش را از دست داده، در شبکههای اجتماعی و رسانههای مختلف جهان وایرال شده است. پانچ که در یکی از پناهگاههای حیوانات نگهداری میشود، با چشمان درشت و رفتارهای کودکانهاش، دل کاربران زیادی را تسخیر کرده است. رسانهها با انتشار ویدیوهایی از این میمون کوچک که بیقراری میکند و به دنبال آرامش میگردد، توانستهاند توجه میلیونها نفر را به سرنوشت این حیوان جلب کنند. در این گزارشها، جزئیات زندگی روزمره پانچ، تغذیه و تلاش مراقبانش برای بازگرداندن آرامش به او، با آب و تاب فراوان به تصویر کشیده میشود.
داستان پانچ، از زبان رسانهها، از آنجا شروع شد که مادرش به دلایل نامعلومی او را رها کرد و تکیهگاه اصلی این نوزاد کوچک از میان رفت. تصاویر پانچ که در آغوش مراقبانش پناه میگیرد یا با نگاهی حزین به اطراف مینگرد، موجی از همدلی را در فضای مجازی برانگیخت. بسیاری از کاربران در کامنتها از احساسات خود نوشتند و برای این میمون کوچک آرزوی خوشبختی کردند. این واکنش گسترده، نشاندهنده ظرفیت بالای همدلی در انسانهاست؛ ظرفیتی که رسانهها به خوبی آن را هدف گرفته و به نمایش میگذارند.
ابتدا همدلی جهانی با پانچ، این تصور ظاهراً زیبا را در ذهن تقویت میکند که ما در جهانی زندگی میکنیم که حتی به غم یک میمون هم حساس است و رسانهها به عنوان پل ارتباطی این احساسات، وظیفه خود را به خوبی انجام میدهند. این صحنهها نشان میدهد که چگونه میتوان با روایتسازی، یک سوژه ساده را به نماد همدردی بینالمللی تبدیل کرد و جهانیان را برای لحظاتی پای سرنوشت یک موجود زنده نشاند. به راستی که این تصویر از دنیای رسانهای، اگر واقعی بود دنیایی دلنشین و انسانی را به رخ میکشید. اما ماجرا دقیقا همینجاست: این تصویر واقعی است؟ رسانه های بزرگ دنیا واقعاً دلسوزند؟ یا ماجرا چیز دیگریست؟
در نقطهای دور از هیاهوی رسانههای پربسامد، کودکان غزه در محاصره جنگ و ویرانی، هر روز مادران، پدران و عزیزان خود را از دست میدهند. آنها به نحو بسیار جانکاهی بیپناه و آسیبپذیرند، اما نه تنها قصه غمانگیزشان با این وسعت دیده نمیشود، که با بایکوت گسترده رسانهای مواجه است. در حالی که صفحات مجازی پر است از تصاویر پانچ، صدای بمباران و فریادهای کودکان غزه به گوش نمیرسد و خبری از همدلی جهانی برای نجات آنها نیست.
این تضاد فاحش میان پوشش رسانهای سرنوشت یک میمون و سکوت معنادار در قبال فاجعه انسانی غزه، پرسشی بزرگ پیش روی وجدان بشریت میگذارد. اینجا است که میتوان به وضوح دریافت، پشت صحنه دنیای ظاهراً زیبا و رمانتیک رسانهای که ادعای همدلی با همه موجودات را دارد، گاهی سیاستهای خبری و بایکوتهایی پنهان شده که تراژدیهای انسانی را به فراموشی میسپارند.
این خود یک تراژدی بسیار بزرگ است.