به گزارش اکو اقتصاد، طی سالهای اخیر، عملیات بازار باز به یکی از مهمترین ابزارهای سیاستگذاری پولی در ایران تبدیل شده است؛ ابزاری که بانکهای مرکزی بزرگ جهان سالهاست برای تنظیم نقدینگی، مدیریت نرخ بهره و حفظ ثبات اقتصادی از آن استفاده میکنند. در شرایطی که اقتصاد ایران با چالشهایی همچون رشد بالای نقدینگی، تورم مزمن و کمبود منابع برای اجرای پروژههای توسعهای مواجه است، نقش این ابزار بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است.
عملیات بازار باز میتواند حلقه اتصال میان سیاست پولی و تامین مالی اقتصاد باشد؛ بهگونهای که هم به کنترل جریان پول در اقتصاد کمک کند و هم منابع لازم برای توسعه زیرساختهای کشور را فراهم آورد.
عملیات بازار باز چگونه کار میکند؟
عملیات بازار باز به زبان ساده، خرید و فروش اوراق بدهی توسط بانک مرکزی برای تنظیم حجم پول در اقتصاد است. زمانی که نقدینگی در اقتصاد بیش از حد افزایش پیدا میکند و خطر تشدید تورم وجود دارد، بانک مرکزی با فروش اوراق بدهی بخشی از پول مازاد را از بازار جمعآوری میکند. در مقابل، هنگامی که اقتصاد با کمبود نقدینگی مواجه میشود، از طریق خرید اوراق، منابع مالی جدید را به شبکه بانکی تزریق میکند.
این سازوکار در اغلب کشورهای توسعهیافته مهمترین ابزار اجرای سیاست پولی به شمار میرود و به بانک مرکزی اجازه میدهد بدون مداخلههای دستوری و پرهزینه، نرخهای بهره و حجم نقدینگی را مدیریت کند.
چرا اقتصاد ایران به این ابزار نیاز دارد؟
رشد سریع نقدینگی در دهههای اخیر یکی از عوامل اصلی تورم در اقتصاد ایران بوده است. بر اساس آمارهای رسمی، حجم نقدینگی طی سالهای گذشته چندین برابر شده، در حالی که رشد تولید و سرمایهگذاری با همان سرعت افزایش نیافته است. نتیجه این عدم تعادل، افزایش مداوم سطح عمومی قیمتها و کاهش قدرت خرید خانوارها بوده است.
در چنین شرایطی، بانک مرکزی نیازمند ابزاری است که بتواند بهصورت مستمر و انعطافپذیر در بازار پول مداخله کند. عملیات بازار باز این امکان را فراهم میکند تا مدیریت نقدینگی از مسیر مکانیزمهای بازار انجام شود؛ روشی که نسبت به سیاستهای دستوری کارایی بالاتری دارد و آثار جانبی کمتری بر فعالیتهای اقتصادی برجای میگذارد.
نقدینگی سرگردان؛ فرصتی برای توسعه زیرساختها
یکی از مشکلات ساختاری اقتصاد ایران، وجود حجم بزرگی از نقدینگی سرگردان است که اغلب به جای ورود به بخشهای مولد، راهی بازارهای سفتهبازانه مانند ارز، طلا، خودرو و مسکن میشود.
اگر بازار بدهی عمق بیشتری پیدا کند و اوراق دولتی از جذابیت و شفافیت کافی برخوردار باشند، بخش قابل توجهی از این منابع میتواند به سمت سرمایهگذاری در اوراق هدایت شود. در این صورت، دولت نیز قادر خواهد بود منابع حاصل از انتشار اوراق را صرف پروژههای زیرساختی و توسعهای کند.
توسعه شبکه ریلی، احداث نیروگاههای جدید، تکمیل پروژههای انرژی، نوسازی زیرساختهای حملونقل و اجرای طرحهای عمرانی بزرگ از جمله حوزههایی هستند که میتوانند از این منابع بهرهمند شوند. در بسیاری از اقتصادهای موفق جهان، بازار بدهی یکی از مهمترین کانالهای تامین مالی چنین پروژههایی است.
تاثیر عملیات بازار باز بر نرخ سود و بازارهای مالی
عملیات بازار باز تنها به کنترل نقدینگی محدود نمیشود. این ابزار نقش مهمی در مدیریت نرخ سود بینبانکی نیز ایفا میکند. بانک مرکزی از طریق خرید و فروش اوراق میتواند نرخ سود را در محدوده هدف خود حفظ کند و از نوسانات شدید در بازار پول جلوگیری کند.
ثبات نرخ سود نیز به نوبه خود بر بازارهای مختلف از جمله بورس، بازار بدهی، سرمایهگذاری و حتی تصمیمگیری بنگاههای اقتصادی اثرگذار است. به همین دلیل بسیاری از اقتصاددانان عملیات بازار باز را یکی از ارکان اصلی سیاستگذاری پولی مدرن میدانند.
شرط موفقیت؛ اعتماد و شفافیت
با وجود تمام مزایای این ابزار، موفقیت عملیات بازار باز به پیششرطهای مهمی وابسته است. مهمترین شرط، اعتماد سرمایهگذاران به سیاستهای اقتصادی و توان دولت در ایفای تعهدات مالی است.
فعالان اقتصادی زمانی به خرید اوراق تمایل نشان میدهند که از بازپرداخت اصل و سود آن اطمینان داشته باشند. همچنین شفافیت در نحوه هزینهکرد منابع، اعلام برنامههای انتشار اوراق و ارائه اطلاعات دقیق درباره نرخ بازدهی و سررسید اوراق، نقش تعیینکنندهای در توسعه بازار بدهی دارد.
اقتصاددانان تاکید میکنند هماهنگی میان بانک مرکزی و وزارت اقتصاد نیز از عوامل کلیدی موفقیت این سیاست است. هرچه بازار اوراق عمیقتر و شفافتر باشد، بانک مرکزی ابزار قدرتمندتری برای مدیریت نقدینگی در اختیار خواهد داشت.
مسیر توسعه از دل بازار بدهی
تجربه کشورهای توسعهیافته نشان میدهد بازار بدهی و عملیات بازار باز، تنها ابزارهای پولی نیستند؛ بلکه بخشی از معماری توسعه اقتصادی محسوب میشوند. این ابزارها به دولتها اجازه میدهند بدون توسل به استقراض مستقیم از بانک مرکزی یا افزایش پایه پولی، منابع لازم برای سرمایهگذاریهای بلندمدت را تامین کنند.
در اقتصاد ایران نیز استفاده هوشمندانه از عملیات بازار باز میتواند علاوه بر کنترل تورم، زمینه هدایت سرمایهها به سمت فعالیتهای مولد و افزایش ظرفیت تولید را فراهم کند. در شرایطی که اقتصاد کشور بیش از هر زمان دیگری به سرمایهگذاری در زیرساختها نیاز دارد، توسعه بازار بدهی و تقویت عملیات بازار باز میتواند یکی از مهمترین مسیرهای دستیابی به رشد پایدار و ثبات اقتصادی باشد.
آینده سیاست پولی ایران به میزان موفقیت در استفاده از ابزارهای بازارمحور گره خورده است و عملیات بازار باز در این میان، جایگاهی راهبردی و تعیینکننده دارد.