به گزارش اکواقتصاد، حسین جعفری، دانشجوی دکتری اقتصاد در یادداشتی نوشت:
اهمیت بررسی صنعت پتروشیمی آلمان در این است که این کشور 33 درصد از کل تولید اتحادیه اروپا را در سال 2023 به خود اختصاص داده و بهلحاظ گردش مالی نیز، در سال 2023 پس از کشورهای چین، آمریکا و ژاپن در رتبه چهارم جهان قرار داشته است. آلمان توانسته است یکی از قدرتمندترین صنایع شیمیایی و پتروشیمی جهان را بسازد. راز این پیشرفت در ایجاد زنجیرهای منسجم از نوآوری، زیرساخت، شبکهسازی صنعتی و سیاستگذاری هوشمندانه نهفته است. مهمتر از همه اینکه بخش عمده ارزش افزوده این صنعت نه در تولید اتیلن و پروپیلن، بلکه در تولید محصولات پاییندستی و مواد شیمیایی تخصصی خلق میشود؛ محصولاتی که در خودرو، داروسازی، الکترونیک، ساختمان، انرژیهای نو، نساجی، آرایشی و بهداشتی و حتی صنایع غذایی کاربرد دارند. بررسی صنعت پتروشیمی در آلمان نشان میدهد که این کشور از طریق بهکارگیری راهبرد فناوری پیشرفته (در قالب تمرکز بر نوآوری در پیشرانهای کلیدی فناوری، برقراری ارتباط مؤثر بین صنعت و مراکز آموزش عالی و تحقیقاتی)، تنظیمگری چندسطحی و ارائه خدمات پشتیبانی پیشرفته از طریق توسعهدهندهها در سطح منطقه و پارکها (از جمله جذب شرکتهای پیشرو در این صنعت، دفع زبالههای شیمیایی پارکهای شیمیایی و توجه به کاهش انتشار گازهای گلخانهای)، فراهم کردن امکان برونسپاری فرایندهای تجاری فرعی به تأمینکنندگان این خدمات، ایجاد بستر کارآمد برای همکاری بین تولیدکنندگان مواد شیمیایی و تأمینکنندگان (زیرساختها، خدمات و دیگر ورودیها از جمله مواد اولیه) در قالب پارکهای شیمیایی و همچنین استفاده از مدل شبکه خوراک و تجارت یکپارچه (از طریق ایجاد همکاری تنگاتنگ میان شرکتهای موجود در پارکها و مناطق شیمیایی در تمام مراحل کار) توانسته است در توسعه زنجیره ارزش پتروشیمی خود تا پایینترین حلقهها بسیار موفق عمل کند.
یک نکته قابلتأمل در تجربه آلمان، کاهش تولید این کشور در نتیجه افزایش هزینههای انرژی است. صنعت پتروشیمی این کشور پس از جنگ اوکراین بهواسطه جهش قیمت گاز و خوراک، دچار کاهش تولید شده و در رقابت با چینیها و دیگران بازیگران این صنعت در دنیا، وارد یک چالش شده است. در سال ۲۰۲۳، گردش مالی صنعت تولید مواد شیمیایی و محصولات شیمیایی آلمان حدود 204 میلیارد یورو بود، درحالیکه این میزان در سالهای 2021 و 2022 به ترتیب 211 و 247 میلیارد یورو بوده است. این کاهش تولید در سال 2024 و 2025 نیز تکرار شده است.
روند توسعۀ صنعت پتروشیمی آلمان
صنعت پتروشیمی آلمان در سه دهه گذشته یکی از نمونههای موفق توسعه صنعتی در جهان بوده است. این صنعت با گردش مالی بیش از 200 میلیارد یورویی، در کنار خودروسازی و ماشینآلات، از ارکان اقتصاد آلمان محسوب میشود. نکته مهم اینجاست که آلمان برخلاف بسیاری از تولیدکنندگان مواد پتروشیمی، تقریباً هیچ مزیتی در زمینه منابع طبیعی ندارد. این کشور نه تولیدکننده عمده نفت است و نه گاز؛ با این حال توانسته صنعتی بسازد که بخش مهمی از صادرات غیرنفتی اروپا را شکل میدهد.
این تحول بزرگ در دهه ۱۹۹۰ میلادی آغاز شد؛ زمانی که مجموعههای شیمیایی دولتی آلمان شرقی پس از اتحاد دو آلمان، به دلیل فرسودگی ساختاری و عدم تطابق با استانداردهای غرب، نیازمند بازسازی بودند. شرکتهای بزرگ شیمیایی تجزیه، خصوصیسازی و وارد چرخه رقابت شدند. همین تجدید ساختار، نقطهای بود که صنعت آلمان از مدل سنتی «سایت تککاربره» فاصله گرفت و به سمت «پارکهای شیمیایی چندکاربره» رفت. فضایی که شرکتهای متعدد از غولهای جهانی گرفته تا استارتاپهای تخصصی در کنار هم مستقر میشوند و به دلیل نزدیکی جغرافیایی میتوانند مواد اولیه و خدمات مهم را با هزینه کمتر دریافت کنند.
آلمان هماکنون حدود ۶۰ پارک شیمیایی دارد که بسیاری از آنها در اروپا نقش هاب منطقهای دارند. تعداد شرکتهای شیمیایی در آلمان بیش از ۲۹۰۰ شرکت است که نشان میدهد این کشور طیف گستردهای از شرکتهای پاییندستی را نیز توسعه داده است.
در این پارکها، شرکتهای کوچک و متوسط که شالوده صنایع پاییندستی را تشکیل میدهند، مزایای بزرگی مانند دسترسی سریع به خوراک، آزمایشگاههای تخصصی، سیستمهای ایمنی مشترک، خطوط لوله، نیروگاه و تصفیهخانه را با کمترین هزینه دریافت میکنند. همین دسترسی آسان ورود شرکتهای کوچک به بازار را ممکن کرده و به گسترش صنایع پاییندستی سرعت داده است. بهعبارتدیگر این پارکها توانستهاند با تجمیع شرکتهای بزرگ، متوسط و کوچک در کنار هم رقابتپذیری را افزایش دهند؛ بهطوری که واحدهای پتروشیمی و صنایع پاییندست میتوانند از شبکه یکپارچه خدمات، زیرساختها و خوراک بهرهمند شوند. با چنین ساختاری بسیاری از شرکتها توانستهاند فرایندهای غیراصلی را برونسپاری کرده و تمرکز خود را بر نوآوری و تولید محصولات پیشرفته بگذارند. این مدل سبب شده زنجیره ارزش صنعت از حلقههای بالادست تا پاییندست یکپارچه، کارآمد و کمهزینه عمل کند.
نقش دولت در صنعت پتروشیمی آلمان
بررسی روند توسعه این صنعت نشان میدهد که پارکهای شیمیایی آلمان از نظر اندازه، شمار شرکتها و تخصص متفاوت هستند؛ برخی بر مواد پایه شیمیایی متمرکزند. صنعت پتروشیمی آلمان از طریق نوآوری، تنوع محصول و صادرات پرقدرت توانست بحران جهانی ۲۰۰۸ و رکود ۲۰۰۹ را پشت سر بگذارد. این صنعت سومین بخش صنعتی بزرگ آلمان پس از خودروسازی و ماشینآلات و همچنین سومین مصرفکننده بزرگ مواد شیمیایی در جهان است. برای فهم این رشد، باید راهبردهای کلان آلمان در حوزه اقتصاد، تحقیق و تجارت را در نظر گرفت. آلمان برخلاف برخی کشورها سیاست صنعتی فرماندهمحور ندارد.
مبنای تصمیمگیری آن «اقتصاد بازار اجتماعی» است؛ مدلی که دولت از یکسو اجازه رقابت آزاد و تعامل بازار را میدهد و از سوی دیگر شرایطی فراهم میکند تا رقابت منصفانه، محیطی امن و باثبات برای کسبوکار و حمایتهای اجتماعی وجود داشته باشد. در این چهارچوب، نقش دولت نه مداخله سنگین، بلکه تنظیمگری هوشمند، تقویت زیرساختها، حمایت از تحقیقوتوسعه و ممانعت از انحصارهای مضر است. راهبرد تحقیقاتی آلمان از مهمترین عوامل موفقیت این کشور محسوب میشود. این صنعت سالانه حدود سه درصد از تولید ناخالص خود را به تحقیقوتوسعه اختصاص میدهد؛ رقمی نسبتاً بالا در مقیاس جهانی. شرکتها پیوند عمیقی با دانشگاهها و مؤسسات علمی دارند. کلید این رویکرد، تمرکز بر «فناوریهای پیشرفته» مانند نانو، زیستفناوری، مواد جدید و مهندسی فرایند است. آلمان توانسته است جایگاه نخست ثبت اختراع شیمیایی در اتحادیه اروپا را طی سالهای ۲۰۰۷ تا 2024 حفظ کند. در سالهای آغازین این دوره سهم آلمان از ثبت اختراعات شیمیایی اروپا ۲۳ درصد بود و در پایان نیز حدود ۱۸ درصد باقی ماند؛ نشانهای از پویایی و قدرت علمی پایدار. در حوزه تجارت نیز صنعت پتروشیمی آلمان راهبردهای مشخصی دارد. حذف تعرفهها و موانع تجاری برای تسهیل صادرات، تلاش برای توافقات چندجانبه تجاری، تأکید بر حذف محدودیتهای صادرات مواد اولیه، حفاظت از سرمایهگذاری خارجی و مقابله با موانع غیرتعرفهای که کشورهای رقیب ایجاد میکنند. این راهبردها سبب شده آلمان یکی از قدرتهای صادراتی جهان در محصولات شیمیایی باشد، هرچند تعرفههای واردات اتحادیه اروپا و مالیاتهای برخی کشورها بر صادرات مواد خام، هزینههای آن را افزایش داده است.
نقش برجسته R&D
در کنار سیاستهای اقتصادی، نقش تحقیقوتوسعه نیز در آلمان برجسته است. صنایع شیمیایی این کشور سالانه حدود سه درصد از درآمد خود را به R&D اختصاص میدهند؛ رقمی که در صنعت شیمیایی جهانی کمنظیر است. نتیجه این سرمایهگذاری، توسعه مداوم فناوری، طراحی مواد جدید و ثبت هزاران اختراع بوده است. ثبت اختراعات شیمیایی آلمان در اتحادیه اروپا تقریباً در یک دهه، بالاترین سهم را داشته است. این نشان میدهد آلمان نهتنها تولیدکننده مواد شیمیایی است، بلکه سازنده دانش این صنعت نیز است. بیشترین بخش از این نوآوریها در صنایع پاییندستی شکل میگیرد؛ یعنی جایی که مواد پایه به محصولات تخصصی با ارزش افزوده بالا تبدیل میشود؛ اما توسعه صنایع پاییندستی تنها با نوآوری و دانش امکانپذیر نیست؛ تأمین خوراک پایدار برای تولید مواد میانی ضروری است. آلمان با وجود وابستگی شدید به واردات، توانسته از طریق شبکه گسترده خطوط لوله از کشورهای مختلف، خوراک موردنیاز مجتمعها را با قیمت رقابتی و بهصورت پایدار تأمین کند. مواد خامی مانند نفتا، اتیلن، پروپیلن، هیدروژن و گاز طبیعی از طریق خطوط لوله از دریای شمال، روسیه، هلند و کشورهای مدیترانه وارد آلمان میشود. این شبکه خوراکی، شریان حیاتی صنایع پاییندستی آلمان است؛ چون اگر مواد اولیه بهموقع نرسد، واحدهای کوچکتر عملاً نمیتوانند دوام آورند.
در میان پارکهای شیمیایی آلمان، خوشه «روهر-راین» مهمترین نمونه است. این خوشه صنعتی که در ایالت راین-وستفالن شمالی واقع شده، میزبان دهها شرکت بزرگ و صدها واحد پاییندستی است.
اتصال مستقیم این منطقه به رود راین، خطوط ریلی، بزرگراهها و بندرهای اروپایی مانند روتردام و آنتورپ، این خوشه را به یک ابرخوشه شیمیایی تبدیل کرده است. در این ابرخوشه، مواد خام از بنادر ورودی وارد شده و در واحدهای بالادستی به مواد میانی تبدیل میشوند؛ سپس شرکتهای کوچکتر مستقر در همان پارک این مواد را به محصولات نهایی تبدیل میکنند. این مدل نهتنها هزینه حملونقل را بهشدت کاهش داده، بلکه زمان دسترسی به خوراک را نیز کم کرده است. سه زیرمجموعه اصلی این خوشه یعنی لورکوزن، کرفلد-اوردینگن و دورماگن، هرکدام در نوع خود قطب صنایع پاییندستی هستند. لورکوزن یکی از بزرگترین تولیدکنندگان مواد آروماتیک، سیلیکونها، چسبها و مواد دارویی است. کرفلد-اوردینگن در تولید پلیکربناتها و پلیآمیدها تخصص دارد؛ موادی که در خودرو، الکترونیک و صنایع ورزشی کاربردهای متنوع دارند. دورماگن نیز مرکز تولید پلیمرها و پلیاورتانها است؛ موادی که در ساخت تجهیزات پزشکی، مبلمان، کفش، لوازمخانگی و صدها صنعت پاییندستی دیگر استفاده میشود.
جایگاه پارکهای شیمیایی
نکته مهم اینجاست که بسیاری از محصولات ارزشمند آلمان حاصل تبدیل مواد پایه به مواد تخصصی است. محصولاتی که بدون وجود صنایع پاییندستی متنوع امکان تولید ندارند. آلمان نهتنها پلیمرهای پایه تولید میکند، بلکه آنها را به مواد پرکاربرد مانند پلیکربناتهای سبک، رزینهای تخصصی، مواد دارویی، افزودنیهای شیمیایی، چسبها و رنگهای صنعتی تبدیل میکند. این بخشها قلب تپنده ارزش افزوده در صنعت شیمی آلمان هستند. حلقه دیگری که آلمان به آن توجه ویژه دارد، خدمات مشترک صنعتی است. در پارکهای شیمیایی، شرکتهایی مانند کورنتا مدیریت زیرساختها را برعهده دارند. این شرکتها خدماتی مانند تأمین برق و بخار، تصفیه آب و پساب، مدیریت پسماند، خدمات آزمایشگاهی، ایمنی صنعتی، آتشنشانی، آموزش تخصصی و مدیریت محیطزیست را ارائه میدهند. این مدل سبب شده شرکتها بهجای درگیرشدن با موضوعات جانبی، بر تولید و تحقیق تمرکز کنند. از سوی دیگر، سرمایهگذاری خارجی نیز نقش مهمی در گسترش صنایع پاییندستی آلمان داشته است. شرکتهای بزرگ بینالمللی مانند BASF، Bayer، Lanxess، Sabic و Evonik با حضور خود در پارکها، شبکهای گسترده از شرکتهای کوچک را زیر چتر تأمین، سرمایهگذاری و فناوری قرار دادهاند. بسیاری از شرکتهای پاییندستی آلمان از طریق همکاری با این شرکتها متولد شده یا رشد کردهاند. در زمینه نیروی انسانی نیز آلمان از طریق نظام آموزش فنی و حرفهای و ارتباط مستقیم دانشگاهها با صنعت، نیروی متخصص و ماهر تربیت کرده است. پارکهای شیمیایی با برگزاری دورههای آموزشی مشترک، کارآموزی و همکاری با دانشگاهها، چرخه آموزش - صنعت را کامل کردهاند. این فرایند سبب میشود نیاز صنایع پاییندستی به نیروی متخصص بهصورت پایدار تأمین شود. بعد محیطزیست نیز در توسعه صنایع پاییندستی آلمان بسیار مهم است. قوانین سختگیرانه اتحادیه اروپا باعث شده شرکتها از فناوریهای پاک استفاده کنند، مصرف انرژی را کاهش دهند و پسماندها را بازیافت یا بهصورت استاندارد دفع کنند. ازآنجاکه بسیاری از محصولات پاییندستی وارد بازار اروپا و آمریکا میشوند، این استانداردها در واقع مزیت صادراتی آلمان نیز محسوب میشود. در مجموع، تجربه آلمان نشان میدهد که توسعه صنایع پاییندستی نه با ساخت چند واحد تولید مواد پایه، بلکه با ایجاد یک اکوسیستم کامل صنعتی ممکن میشود؛ اکوسیستمی شامل خوراک پایدار، زیرساخت یکپارچه، پارک صنعتی چندکاربره، تحقیقوتوسعه، نیروی انسانی متخصص، خدمات مشترک و پیوند با بازارهای بینالمللی.
شوک 2022
شروع جنگ روسیه و اوکراین در سال 2022 تأثیرات عمیق و چندبعدی بر صنایع پتروشیمی و شیمیایی آلمان گذاشته است. این تأثیرات عمدتاً از دو مسیر کمبود انرژی و افزایش قیمتها و اختلال در زنجیره تأمین وارد شدهاند. آلمان پیش از جنگ بهشدت به گاز طبیعی ارزان روسیه به عنوان سوخت و ماده اولیه برای تولید مواد شیمیایی وابسته بود. حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد گاز مصرفی صنعت شیمی آلمان از روسیه تأمین میشد. قطع جریان گاز از روسیه و تنشهای ژئوپلیتیک، قیمت گاز و برق در اروپا را به سطح بیسابقهای رساند. صنایع شیمیایی انرژیبر (مانند تولید آمونیاک، کود، پلاستیکهای پایه) زیر فشار شدید هزینهای قرار گرفتند. هزینههای تولید در آلمان بهشدت افزایش یافت و مزیت رقابتی آن در برابر رقبایی مانند آمریکا (با انرژی ارزان) و چین را کاهش داد.
این اتفاق موجب شد بسیاری از کارخانههای تولید آمونیاک، متانول و اتیلن به دلیل هزینه گاز بالا یا کمبود عرضه، تولید را کاهش دادند یا به طور موقت تعطیل کردند. این امر کل زنجیره ارزش (از کودهای شیمیایی تا پلاستیکها) را تحتتأثیر قرار داد. بخش کودهای شیمیایی بهشدت آسیب دید. شرکت بزرگی مانند BASF مجبور به کاهش تولید آمونیاک در اروپا شد و حتی خطوط تولید را در برخی سایتها به طور دائم تعطیل کرد. صنایعی مانند خودروسازی، ساختوساز و تولید کالاهای مصرفی که به پلیمرها و مواد شیمیایی خاص وابسته هستند، با کمبود مواد و افزایش قیمت مواجه شدند. پس از کاهش تولید در سالهای 2023، 2024 و حتی 2025، آلمان برنامههای خود برای ساخت ترمینالهای واردات گاز طبیعی مایع (LNG) را سرعت بخشید تا وابستگی به خط لوله روسیه را کاهش دهد. طی سالهای اخیر شرکتها در حال تنوعبخشی به منابع انرژی و مواد اولیه هستند. همچنین کاهش تولید در اروپا و انتقال برخی فعالیتها به مناطق با انرژی ارزانتر (مانند آمریکا یا آسیا) در دستور کار قرار گرفته است.
با پرکردن ذخایر گازی و راهاندازی ترمینالهای LNG، وضعیت انرژی در 2024-۲۰۲5 کمی بهبود یافته، اما قیمتها همچنان بالاتر از سطح پیش از جنگ است. صنعت شیمیایی آلمان در حال بازتعریف مدل کسبوکار خود است. آینده این صنعت به توانایی آن در کاهش وابستگی به گاز فسیلی، تأمین هیدروژن سبز و تطبیق با قوانین سختگیرانه زیستمحیطی اتحادیه اروپا بستگی دارد.
درمجموع، جنگ روسیه و اوکراین یک شوک ساختاری به صنعت شیمیایی آلمان وارد کرد که تنها یک بحران کوتاهمدت نبود، بلکه باعث تغییرات دائمی در نقشه تولید، تأمین انرژی و استراتژیهای بلندمدت این صنعت شد. این بحران، آسیبپذیری مدل رشد وابسته به انرژی ارزان روسیه را آشکار کرد و گذار به سمت انرژیهای پاک و منابع جایگزین را تسریع بخشید.
نتیجهگیری و پیشنهاد
تجربه آلمان نشان میدهد که ارزش واقعی صنعت پتروشیمی نه در تولید مواد پایه، بلکه در شکلدادن به زنجیرهای گسترده از صنایع پاییندستی خلق میشود؛ همانجایی که مواد ساده به هزاران محصول تخصصی تبدیل میشوند و هر مرحله از این تبدیل، چندینبرابر ارزش افزوده و اشتغال ایجاد میکند. آلمان با وجود کمبود منابع طبیعی توانسته باتکیهبر نوآوری، شبکهسازی صنعتی، زیرساخت یکپارچه و سیاستگذاری پایدار، صنعتی بسازد که موتور محرک اقتصاد این کشور است. تجربه این کشور نشان میدهد رمز موفقیت در سه عامل اساسی نهفته است: نخست، توسعه پارکهای شیمیایی چندکاربره که امکان استقرار شرکتهای کوچک و چابک پاییندستی را فراهم میکند؛ دوم، سرمایهگذاری پایدار در تحقیقوتوسعه که مواد جدید، فناوریهای نو و محصولات پیشرفته را به وجود میآورد؛ و سوم، ایجاد ارتباط طبیعی میان حلقههای بالادست، میاندست و پاییندست که مانع از گسست زنجیره ارزش میشود. برای کشورهایی که از منابع غنی نفت و گاز برخوردارند، مانند ایران، پیام این تجربه روشن است: خامفروشی یا تولید صرف مواد پایه نمیتواند مزیت پایدار ایجاد کند. آنچه اقتصاد را مقاوم، اشتغال را گسترده و صادرات را پایدار میکند توسعه صنایع پاییندستی است؛ صنایعی که نیازمند زیرساخت، فناوری، سرمایه انسانی و شبکهسازی صنعتی هستند.