به گزارش اکواقتصاد، در سالهای اخیر، طلا به یکی از اصلیترین مقاصد حفظ ارزش دارایی در اقتصاد ایران تبدیل شده است. نااطمینانیهای مزمن اقتصادی، تورم بالا، نوسانات نرخ ارز و کاهش جذابیت بازارهای مولد، باعث شد بخش قابلتوجهی از نقدینگی سرگردان به سمت سکه، شمش و طلای آبشده حرکت کند. برآوردهای محافظهکارانه نشان میدهد که تنها در بازار داخلی، بین ۱ تا ۱۰ میلیارد دلار طلا در اختیار مردم قرار دارد؛ رقمی که حتی در مقیاس اقتصاد ایران، عددی بسیار معنادار است.
این انباشت سنگین، در دورههای صعودی بهعنوان مزیت تلقی میشد؛ چراکه تقاضای مستمر، قیمتها را در برابر اصلاحهای مقطعی مقاوم نگه میداشت. اما در سوی دیگر ماجرا، همین تمرکز بالای دارایی میتواند در دوره نزولی، به پاشنه آشیل بازار تبدیل شود. کاهش حتی ۱۰ درصدی قیمت اونس جهانی طلا – بدون در نظر گرفتن نرخ دلار داخلی – میتواند ماشه تغییر رفتار سرمایهگذاران را بکشد و بازار را وارد فاز تازهای کند.
مسأله اصلی، صرفاً افت قیمت نیست؛ بلکه «نقدشوندگی» است. اگر بخشی از دارندگان طلا، در واکنش به افت قیمتهای جهانی یا تغییر انتظارات، تصمیم به فروش بگیرند، آیا سمت تقاضا توان جذب چنین حجمی از عرضه را دارد؟ بازار طلا طی سالهای گذشته به یکی از بزرگترین مخازن انباشت نقدینگی تبدیل شده، اما تخلیه این مخزن—even بهصورت تدریجی—نیازمند جریان پیوسته و قدرتمند پول در سمت خریداران است.
در شرایط فعلی اقتصاد ایران، پاسخ به این پرسش چندان ساده نیست. کاهش قدرت خرید خانوارها، رکود نسبی در بازارها، محدودیت رشد نقدینگی مؤثر و تمرکز سیاستگذار بر مهار تورم، همگی عواملی هستند که ظرفیت جذب شوک عرضه را محدود میکنند. در چنین فضایی، فشار فروش میتواند بهجای ایجاد تعادل قیمتی، منجر به افت سریع قیمتها و کاهش شدید نقدشوندگی شود؛ وضعیتی که معاملهگران حرفهای آن را «قفلشدن بازار» مینامند.
از منظر رفتاری نیز نباید نقش انتظارات را نادیده گرفت. طلا در ذهن بخش بزرگی از جامعه، همواره دارایی امن تلقی شده است. اما اگر این ذهنیت با تجربه افتهای پیدرپی و دشواری در فروش سریع همراه شود، تغییر فاز انتظارات میتواند شتابگیرنده روند نزولی باشد. تجربه بازارهای مشابه در اقتصاد ایران نشان داده است که تغییر انتظارات، گاه اثرگذارتر از متغیرهای بنیادین عمل میکند.
در بخش پیشبینی، سناریوهای متعددی پیشروی بازار طلا قرار دارد. در سناریوی نخست، اگر افت قیمت جهانی محدود و کوتاهمدت باشد و همزمان نرخ ارز داخلی در سطوح بالا باقی بماند، بازار طلا ممکن است وارد فاز نوسانی فرسایشی شود؛ یعنی افت شدید رخ ندهد، اما بازدهی جذاب نیز از دست برود. این سناریو، بیشترین احتمال را در کوتاهمدت دارد.
سناریوی دوم، که ریسکمحورتر است، به کاهش معنادار اونس جهانی و فعالشدن موج فروش داخلی مربوط میشود. در این حالت، فشار عرضه میتواند باعث افت قابلتوجه قیمت سکه و طلای آبشده شود؛ بهویژه اگر بازار با کمبود تقاضای نقد مواجه باشد. این سناریو، همان «آزمون بزرگ نقدشوندگی» است که بسیاری از تحلیلگران آن را به سال ۲۰۲۶ موکول میکنند.
در سناریوی سوم، که خوشبینانهتر است، شوکهای ژئوپلیتیک یا بازگشت تورم جهانی میتواند دوباره طلا را در مسیر صعودی قرار دهد و فشار فروش داخلی را خنثی کند. با این حال، تحقق این سناریو بیش از آنکه به متغیرهای داخلی وابسته باشد، به تحولات بیرونی گره خورده است.
در نهایت، سال ۲۰۲۶ میتواند به نقطه عطفی برای بازار طلا در ایران تبدیل شود؛ سالی که نهفقط قیمتها، بلکه عمق واقعی نقدینگی ریالی و تابآوری بازار در برابر شوک فروش سنجیده خواهد شد. آزمونی که نتیجه آن، تعریف تازهای از «پناهگاه امن» در ذهن سرمایهگذاران ایرانی رقم خواهد زد.