به گزارش اکو اقتصاد، اما از سال گذشته رقابت میان پلتفرمهای سفارش غذا تبدیل به یک مناقشه شده است. شکایت تپسیفود از اسنپفود درباره رویههای رقابتی، از آبان سال گذشته در شورای رقابت جریان دارد و بهمنماه امسال هیأت تجدیدنظر هم رأی پیشین این شورا را تأیید کرده است. در چنین فضایی، گفتوگو با رستورانداران تصویری نزدیکتر از واقعیت بازار ارائه میدهد. دادههای میدانی از این رستورانها، فراتر از بحثهای حقوقی، این پرسش را پررنگتر میکند که همکاری با یک پلتفرم مسلط چگونه میتواند همزمان بر توسعه کسبوکارها و شکل رقابت در بازار اثر بگذارد؟
شکایت از کجا آغاز شد؟
ماجرای شکایت تپسیفود از اسنپفود از آبان سال گذشته آغاز شد؛ زمانی که این شرکت با طرح شکایتی رسمی در شورای رقابت، اسنپفود را به اتخاذ رویههای ضدرقابتی و ایجاد مانع برای ورود بازیگران جدید متهم کرد. محور این شکایت به قراردادهایی بازمیگشت که به ادعای تپسی، همکاری برخی رستورانها با سایر پلتفرمها را محدود میکرد و در عمل مسیر توسعه رقبای نوپا را دشوارتر میساخت.
این شکایت در شرایطی مطرح شد که تپسیفود چند ماه پیشتر از سرویس خود رونمایی کرده و فعالیت آزمایشی را در برخی شهرها آغاز کرده بود. برنامه جذب رستوران در تهران نیز کلید خورده بود و این شرکت تلاش داشت وارد بازاری شود که سالها زیرساخت، سرمایه و رفتار مصرفکننده آن توسط بازیگران پیشرو شکل گرفته است.
اکنون هیأت تجدیدنظر شورای رقابت، رأی پیشین این شورا درباره برخی رویههای قراردادی اسنپفود را تأیید کرده و اسنپفود باید منتظر رای قطعی در دیوان عدالت اداری باشد.
اما مطرحشدن این رای نهایی این پرسش را مطرح میکند که مرز میان سرمایهگذاری برای توسعه بازار و ایجاد محدودیت برای رقبا دقیقاً کجاست؟ و خود رستورانداران بهعنوان یکی از ذینفعان اصلی در کدام نقطه از این مدلهای سرمایهگذاری قرار دارند؟
همکاری با پلتفرمها به روایت رستورانداران
گفتوگو با رستورانداران نشان میدهد تجربه همکاری با پلتفرمهای سفارش غذا، ترکیبی از فرصت و ملاحظه است. بسیاری از آنها از افزایش فروش و دیدهشدن بیشتر سخن میگویند، در حالی که برخی دیگر ترجیح میدهند درباره محدودیتهای همکاری صحبت کنند.
مدیر فروش یکی از این رستورانها، مزایای این همکاری را اینطور شرح میدهد: «اسنپفود مزایایی مانند تبلیغات با درصد کمتر به ما میدهد. در واقع، تبلیغاتی که معمولاً هزینه دارند را تقریباً بدون هزینه انجام میدهد.» به گفته او، فاصله درآمدی میان رستورانهای حاضر در پلتفرم و خارج از آن قابل توجه است و «اگر رستورانی نخواهد با چنین پلتفرمی همکاری کند حداقل به طور ماهانه صد میلیون عقب میماند.»
او عامل مهم دیگر را اعتماد کاربران میداند: «نظرات اسنپفود براساس سالها فعالیت شکل گرفته و اطمینان به آن بیشتر است. این پلتفرم، مشتری را در نهایت به رستوران میرساند و باعث میشود همیشه فروش وجود داشته باشد. مثال آن جنگ ۱۲ روزه است که رستورانهایی که خارج از این پلتفرم بودند تا مرز ورشکستگی قرار گرفتند اما مجموعههایی که با این پلتفرم همکاری داشتند در حال فعالیت بودند.» به گفته او، همین ثبات فروش دلیل اصلی ادامه همکاری بسیاری از رستورانهاست؛ حتی در شرایطی که ممکن است انتقادهایی هم وجود داشته باشد.
رستوراندار دیگری که چهار سال است با این پلتفرم کار میکند، تجربه همکاری را رضایتبخش میداند و از مزایای دیگر این پلتفرم میگوید: «اسنپفود در بازه زمانی کوتاهی با رستوراندار تسویه میکند و درآمد مجموعهدار را نگه نمیدارد.» او معتقد است حضور در این بستر «در میزان رشد و شناختهتر شدن» مجموعهاش تأثیر داشته است.
صاحب رستوران دیگری با اشاره به تعداد بالای مشتریان این پلتفرم میگوید: «پشتیبانی پلتفرمها و دریافت بازخورد مشتریان برای مجموعهداران اهمیت دارد و اگر وجود نداشته باشد، کار ارزیابی رضایت مشتری را دشوار میکند. اسنپفود توانسته است چنین فضایی را ایجاد کند.»
با این حال، در لابهلای همین روایتهای مثبت، برخی رستورانداران از دغدغه خود درباره قراردادهای انحصاری میگویند. قراردادهایی که خود اسنپفود هم در دفاعیات خود درباره آن گفته است که ماهیت سرمایهگذاری دارند و با هدف توسعه بازار، افزایش کیفیت خدمات و حمایت از رستورانها طراحی شدهاند. بر اساس این دفاعیات، پلتفرم در برخی همکاریها نقش مشاور اقتصادی را بر عهده میگیرد، از دادهکاوی برای شناخت الگوهای مصرف استفاده میکند، در اصلاح منو مشارکت دارد و از طریق ابزارهای تبلیغاتی به افزایش فروش کمک میکند. چنین مداخلهای، رابطه پلتفرم و رستوران را از یک اتصال فنی ساده فراتر میبرد و آن را به نوعی مشارکت در رشد نزدیک میکند.
به گفته یکی از صاحبان رستورانهای تهران، در عوض این قرارداد، رستوران اجازه ندارد با هیچ مجموعهای شبیه به اسنپ همکاری کند: «بااینحال در بین همکاران دیدهایم که پس از خروج از پلتفرم با افت جدی فروش مواجه شدهاند و همین تجربهها باعث میشود بسیاری از رستورانها تصمیم به ماندن بگیرند.»
صاحب رستورانی با چندشعبه در تهران که سیزده سال سابقه فعالیت دارد، به هزینهها بهعنوان چالش دیگر اشاره میکند: «اسنپفود سهم قابلتوجهی از میزان فروش ما را بهعنوان کمیسیون دارد. مزایایی که گفته میشود به این صورت است که من با چند شعبه کمیسیون کمتری میدهم و کسی که یک شعبه دارد درصد بالاتری باید به اسنپ بدهد.» او برآورد میکند که مجموع این هزینهها بهعلاوه مالیات و تبلیغات کلیکی، سهم قابل توجهی از فروش ماهانه را شامل میشود. با این حال، تأکید میکند که به دلیل تعداد بالای مشتریان، خروج از این فضا برای بسیاری از کسبوکارها تصمیم سادهای نیست.
در این میان رستوراندارانی هم هستند که کسبوکار سنتی را ترجیح دهند و یکی از آنان دلیل خود را اینطور شرح میدهد: «فضای انحصاری کنونی باعث میشود که هر قانونی بگذارند ما مکلف به رعایت آن باشیم و در واقع فضای رقابتی به شکل سنتی از بین میرود. فرقی نمیکند از سوی چه پلتفرمی باشد.»
او یادآوری میکند که پیش از گسترش اپلیکیشنها، رقابت میان رستورانها شکل متفاوتی داشت و خودشان برای جذب مشتری تلاش میکردند: «تا سال ۹۸ به صورت سنتی فعالیت و خودمان تراکت پخش میکردیم. درست است که الان زحمت چنین کاری را نداریم اما چالشهای دیگری وجود دارد.» به اعتقاد او، «فضای این پلتفرمها باید فضای رقابتی بر سر کیفیت باشد نه صرفا تخفیف تا رقابت سالم وجود داشته باشد.»
دادههای میدانی نشان میدهد پلتفرمهای سفارش غذای آنلاین برای بسیاری از رستورانها به یک کانال فروش حیاتی تبدیل شدهاند؛ کانالی که هم جریان درآمد را قابل پیشبینیتر کرده و هم وابستگی تازهای ایجاد کرده و به دلیل تغییر سبک زندگی مشتریان و نحوه عرضه و تقاضا، تمایلی به خروج از این پلتفرمها وجود ندارد.
رقابت انحصاری و نقش اسنپ در بازار
اما بازاری که برخی رستورانداران از آن با عنوان «انحصاری» یاد میکنند، دقیقاً چه ویژگیهایی دارد و اسنپفود در این میان چه نقشی ایفا میکند؟ در ادبیات اقتصادی، به بازاری انحصاری گفته میشود که در آن یک بازیگر سهم بزرگتری از عرضه را در اختیار دارد و همین جایگاه میتواند بر قواعد رقابت اثر بگذارد. با این حال، تمرکز بازار الزاماً به معنای ناکارآمدی نیست؛ بهویژه در صنایع دیجیتال که حضور یک بازیگر بزرگ، اغلب به واسطه مقیاس اقتصادی، نوآوری و کاهش هزینهها، به توسعه سریعتر بازار کمک میکند.
بازار سفارش آنلاین غذا را میتوان نمونهای از همین الگو دانست. شکلگیری شبکهای گسترده از کاربران، پیکهای ارسال، زیرساختهای پرداخت و سامانههای دادهمحور، نیازمند سرمایهگذاری مستمر و بلندمدت است؛ سرمایهگذاریای که تکرار همزمان آن برای چند شرکت، همیشه صرفه اقتصادی ندارد.
در چنین فضایی، «اثر شبکهای» اهمیت بیشتری پیدا میکند. به این معنا که هرچه تعداد کاربران یک پلتفرم بیشتر باشد، حضور در آن برای رستورانها هم ارزشمندتر میشود. دسترسی به جامعهای بزرگ از مشتریان، احتمال دریافت سفارش را افزایش میدهد و به درآمد ثبات بیشتری میبخشد. برای بسیاری از رستورانهای کوچک و متوسط که امکان راهاندازی سامانه اختصاصی یا اجرای تبلیغات گسترده را ندارند، پلتفرمها در عمل این خدمات را یکجا فراهم میکنند.
با این همه، پرونده شکایت تپسیفود علیه اسنپفود نشان میدهد این بازار سفارش آنلاین غذا هنوز در حال ترسیم مرزهای خود و چالش اصلی، یافتن یک نقطه تعادل است. روایت رستورانداران هم بازتاب همین دوگانگی است؛ از یک سو، افزایش فروش و دیدهشدن در بازاری پرمخاطب و از سوی دیگر، تمایل به فضایی که انتخابهای بیشتری پیش روی کسبوکارها بگذارد. حالا باید دید نتیجه این پرونده در دیوان عدالت اداری چه خواهد شد و آیا این مدلهای سرمایهگذاری میتواند همزمان مسیر رشد رستورانها و فرصت ورود تازهواردان را تضمین کند؟