به گزارش اکو اقتصاد، در پی تحولات اخیر مرتبط با مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا، مجموعهای از کنشها و واکنشهای نمادین از سوی مقامات دو طرف، بار دیگر نشان داد که دیپلماسی در این پرونده، همزمان با پیامهای سخت و نمایش قدرت نظامی پیش میرود.
پس از برگزاری دور تازهای از مذاکرات در عمان، «استیو ویتکاف» رئیس تیم مذاکرهکننده هستهای آمریکا و فرستاده ویژه رئیسجمهور این کشور به غرب آسیا، با حضور در آبهای خلیج فارس و انتشار تصویری از خود بر عرشه ناو هواپیمابر «یواساس آبراهام لینکلن»، تلاش کرد پیامی تهدیدآمیز را مخابره کند.
این اقدام از سوی بسیاری از ناظران بهعنوان القای این گزاره تفسیر شد که در صورت نپذیرفتن خواستههای آمریکا در مذاکرات، گزینه نظامی همچنان روی میز واشنگتن قرار دارد.
این نخستین کنش نمادین در این مسیر نبود. پیش از آن، سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه و رئیس تیم مذاکرهکننده ایران، در اقدامی معنادار، پرواز خود به مقصد مسقط را از فرودگاه طبس آغاز کرد. این انتخاب، برای افکار عمومی و تحلیلگران، یادآور واقعه شکست عملیات نظامی آمریکا در صحرای طبس در سال 1359 بود؛ رخدادی که به نماد ناتوانی نظامی آمریکا در برابر ایران بدل شده است.
این اقدام، از سوی تهران بهعنوان هشداری غیرمستقیم تلقی شد مبنی بر اینکه هرگونه تکرار تهدید نظامی، میتواند با هزینههای سنگین و غیرقابل پیشبینی برای طرف مقابل همراه باشد.
در ادامه این پیامرسانی متقابل، مجلس شورای اسلامی نیز وارد میدان شد. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، با دعوت همزمان از عراقچی و سردار سید عبدالرحیم موسوی ریس ستاد کل نیروهای مسلح برای حضور در صحن مجلس، سیگنالی روشن به طرف آمریکایی ارسال کرد.
مضمون این پیام آن بود که دیپلماسی ایران، جدا از توان بازدارندگی دفاعی کشور نیست و در صورت شکست مذاکرات و هرگونه اقدام نظامی از سوی آمریکا، پاسخ ایران محدود و نمادین نخواهد بود، بلکه شامل اهداف و پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه خواهد شد.
این نخستینبار نیست که قالیباف از اقدامات نمادین برای ارسال پیام سیاسی و امنیتی استفاده میکند. پیشتر نیز سفر وی به بیروت در شرایط تهدیدآمیز، آن هم با هدایت شخصی هواپیمای حامل خود، بازتاب گستردهای در رسانههای داخلی و خارجی داشت و بهعنوان پیامی آشکار از اراده و جسارت ایران در حمایت از متحدان منطقهای خود تفسیر شد.
مجموع این تحرکات نشان میدهد که مذاکرات جاری، صرفاً گفتوگویی پشت میز نیست، بلکه میدان پیچیدهای از دیپلماسی، بازدارندگی و پیامهای غیرکلامی است. در چنین فضایی، هر حرکت نمادین، بخشی از معادله فشار و پاسخ محسوب میشود؛ معادلهای که سرنوشت آن، نهتنها به متن توافقات، بلکه به توازن قدرت و ادراک طرفین از هزینههای تقابل وابسته است.