بازار سهام در برزخ سیاست و بودجه
بازار سرمایه در حالی معاملات دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ را با بهبود نسبی تقاضا پشت سر گذاشت که همچنان زیر سایه سنگین ریسک‌های سیاسی و ابهامات بودجه‌ای حرکت می‌کند. بورس از منظر ارزندگی در شرایطی مشابه مقاطع بازگشتی گذشته قرار دارد، اما نبود جریان پرقدرت نقدینگی و تداوم تردیدهای سیاسی، مانع از شکل‌گیری یک رالی صعودی تمام‌عیار شده است.

به گزارش اکواقتصاد، بازار سرمایه در آستانه تحولات سیاسی پیش‌رو، روزی متعادل‌تر را تجربه کرد؛ فضایی که به گفته برخی تحلیلگران، نشانه‌ای از بیدار شدن تدریجی نگاه‌ها به ارزش بنیادی شرکت‌هاست. هرچند نشانه‌هایی از افزایش تقاضای بلوکی در برخی نمادهای بزرگ و کوچک دیده شد و تحرکات نسبت به روزهای گذشته بیشتر بود، اما هنوز از آن پویایی و قدرتی که بتواند روندی پایدار ایجاد کند، خبری نیست. بازار همچنان در وضعیت تردید به سر می‌برد؛ تردیدی که بیش از آنکه ریشه در متغیرهای اقتصادی داشته باشد، از تحولات سیاسی و نااطمینانی‌های کلان تغذیه می‌شود.

نگاهی به تجربه‌های پیشین نشان می‌دهد بورس تهران با شوک‌های سیاسی بیگانه نیست. از ابتدای سال ۱۴۰۳ تاکنون، مجموعه‌ای از رخدادهای پرتنش منطقه‌ای و بین‌المللی، فضای تصمیم‌گیری را برای فعالان بازار دشوار کرده است. در این بازه، بازار چندین مقطع پرریسک را پشت سر گذاشته که هر بار پس از فروکش کردن التهاب‌ها، شاهد شکل‌گیری موج‌های صعودی قابل توجه بوده است. به باور برخی تحلیلگران تکنیکال و بنیادی، دست‌کم شش مقطع مشابه وضعیت فعلی در دو سال اخیر تجربه شده و هر بار پس از عبور از اوج نااطمینانی، بازار به مسیر رشد بازگشته است.

با این حال، تفاوت مهم شرایط کنونی با برخی مقاطع قبلی، در شدت و پیچیدگی ریسک‌های سیاسی و نیز غیبت نسبی جریان نقدینگی پرقدرت است. در مقاطعی مانند شهریور و مهر، در اوج نگرانی‌های مرتبط با تحریم‌ها و تهدیدهای منطقه‌ای، ردپای خریدهای جدی از سوی برخی حقوقی‌های بزرگ، صندوق‌های تثبیت و توسعه و حتی بازیگران حقیقی اثرگذار به‌وضوح در معاملات دیده می‌شد. همان مقطع زمانی بود که بخش قابل توجهی از سهامداران خرد در موقعیت فروش یا بی‌سهمی قرار داشتند، اما برخی بازیگران عمده با این استدلال که سناریوی جنگ فراگیر محقق نخواهد شد و اصلاحات ارزی در راه است، اقدام به خریدهای پی‌درپی کردند. نتیجه آن رویکرد، شکل‌گیری یک رالی پرقدرت و بازگشت اعتماد نسبی به بازار بود.

اکنون نیز بسیاری از فعالان حرفه‌ای بازار بر این باورند که از منظر ارزندگی، شرایط نه‌تنها ضعیف‌تر از آن دوره نیست، بلکه در برخی موارد جذاب‌تر هم شده است. رشد نرخ ارز و تثبیت آن در سطوح بالاتر نسبت به گذشته، در کنار قیمت‌های اصلاح‌شده سهام، نسبت‌های قیمتی بسیاری از شرکت‌های بزرگ را به محدوده‌های قابل‌قبول رسانده است. اگر در گذشته بازار برای رشد نرخ ارز نیما از سطوح پایین‌تر چشم‌انتظار بود، امروز با سطوح بالاتری از نرخ ارز مواجه است که می‌تواند در صورت ثبات، سودآوری شرکت‌های صادرات‌محور را تقویت کند.

با این وجود، آن حلقه مفقوده‌ای که تحلیلگران بر آن تأکید می‌کنند، «پول هوشمند» و ورود معنادار نقدینگی تازه است. در معاملات اخیر، اگرچه نشانه‌هایی از بهبود تقاضا مشاهده شده، اما هنوز حجم و تداوم خریدها به سطحی نرسیده که بتوان آن را آغاز یک چرخش جدی تلقی کرد. به گفته برخی فعالان بازار، تا زمانی که جریان‌های بزرگ سرمایه با اطمینان بیشتری وارد نشوند و نشانه‌های پررنگ‌تری از حمایت حقوقی‌ها دیده نشود، بازار در همین وضعیت فشرده و نوسانی باقی خواهد ماند.

در کنار ریسک‌های سیاسی، موضوع بودجه و اصلاحات مالیاتی نیز به یکی از دغدغه‌های اصلی فعالان بورسی تبدیل شده است. برداشت غالب در بازار آن است که دولت و مجلس برای جبران کسری منابع، به سراغ کاهش یا حذف برخی معافیت‌های مالیاتی شرکت‌ها رفته‌اند؛ معافیت‌هایی که در سال‌های گذشته به‌ویژه برای طرح‌های توسعه‌ای یا سرمایه‌گذاری در مناطق کمتر برخوردار اعطا شده بود. نگرانی اصلی این است که حذف این مشوق‌ها، حاشیه سود شرکت‌های بزرگ را تحت فشار قرار دهد و هزینه‌های تولید را افزایش دهد.

با این حال، برخی کارشناسان معتقدند وزن واقعی این تغییرات در صورت‌های مالی شرکت‌ها نیازمند بررسی دقیق و عددی است و ممکن است اثر عملی آن کمتر از اثر روانی‌اش در بازار باشد. تجربه‌های گذشته نیز نشان داده است که گاهی فضای بدبینی حاکم بر بازار، شدت تأثیر یک خبر را بیش از واقعیت بزرگ می‌کند. با این حال، در شرایطی که اعتماد عمومی شکننده است، حتی اخبار با اثر مالی محدود نیز می‌تواند موجی از فشار فروش یا احتیاط را به همراه داشته باشد.

از سوی دیگر، فعالان اقتصادی تأکید دارند که مسیر جبران کسری بودجه، در صورت اصلاح ساختار هزینه‌های دولت و کنترل مخارج غیرضروری، می‌تواند فشار کمتری بر بخش تولید وارد کند. در غیر این صورت، افزایش بار مالیاتی یا حذف مشوق‌ها ممکن است سرمایه‌گذاری‌های جدید را با کندی مواجه کند؛ موضوعی که در بلندمدت به زیان رشد اقتصادی و بازار سرمایه خواهد بود.

فضای فعلی بورس نشان می‌دهد که بازار در تقابل میان دو نیروی متضاد قرار گرفته است: از یک‌سو ارزندگی جذاب سهام و چشم‌انداز سودآوری در صورت ثبات متغیرهای کلان، و از سوی دیگر سایه سنگین نااطمینانی‌های سیاسی و ابهامات سیاست‌گذاری. تجربه‌های قبلی حکایت از آن دارد که این وضعیت پایدار نخواهد بود و در نهایت، با کاهش سطح ریسک‌ها یا انتشار یک خبر تعیین‌کننده، می‌تواند به جرقه‌ای برای آغاز موجی تازه از رشد تبدیل شود.

در چنین شرایطی، به باور تحلیلگران، هنر سرمایه‌گذاران حرفه‌ای در تشخیص زمان و قیمت مناسب ورود نهفته است؛ نقطه‌ای که نسبت ریسک به بازده توجیه‌پذیر باشد و بازار نشانه‌های اولیه بازگشت جریان نقدینگی را بروز دهد. اگرچه زمان دقیق این چرخش مشخص نیست، اما فشردگی فنر ارزندگی و سابقه واکنش‌های قبلی بازار به کاهش ریسک‌ها، این انتظار را تقویت کرده است که بورس در صورت دریافت سیگنال‌های مثبت، توانایی بازگشت پرقدرت را خواهد داشت.

فاطمه حاج علی

0 نظر:

نظر بدهید