به گزارش اکواقتصاد، صنعت پتروشیمی ایران این روزها بیش از هر زمان دیگری به تحولات سیاسی و دیپلماتیک گره خورده است. بازاری که سهم بالایی در ارزآوری غیرنفتی کشور دارد و بخش مهمی از سودآوری بورس تهران را تأمین میکند، اکنون در برابر دو سناریوی متفاوت قرار گرفته؛ «توافق و کاهش تنش» یا «تداوم فشارها و فروش با واسطه». فعالان بازار سرمایه معتقدند سرنوشت سودآوری شرکتهای بزرگ اورهساز، متانولی و الفینی در سال آینده بیش از هر عامل دیگری به تعیین تکلیف این دو مسیر وابسته است.
در حال حاضر شرکتهای پتروشیمی ایرانی بخش عمده محصولات خود را به بازارهای آسیایی صادر میکنند، اما به دلیل محدودیتهای تحریمی ناچار به ارائه تخفیفهای صادراتی و استفاده از واسطههای تجاری هستند. همین موضوع باعث شده حاشیه سود عملیاتی برخی شرکتها نسبت به ظرفیت واقعی آنها کاهش یابد. از سوی دیگر، چالش نقلوانتقال پول، هزینه حملونقل بالاتر و ریسک بلوکه شدن منابع ارزی، فشار مضاعفی بر جریان نقدی این شرکتها وارد کرده است.
سناریوی توافق؛ بازگشت به حاشیه سودهای طلایی؟
در صورت شکلگیری توافق و کاهش سطح تنشهای سیاسی، نخستین اثر مستقیم بر صنعت پتروشیمی میتواند کاهش تخفیفهای صادراتی باشد. در سالهای اخیر برخی محصولات ایرانی با تخفیفهای قابل توجه نسبت به نرخهای منطقهای به فروش رسیدهاند تا جذابیت خرید برای مشتریان حفظ شود. حذف یا کاهش این تخفیفها میتواند بهصورت مستقیم درآمد دلاری شرکتها را افزایش دهد.
دومین پیامد مهم، تسهیل نقلوانتقال پول است. دسترسی آسانتر به شبکه بانکی بینالمللی یا حتی کاهش هزینههای انتقال منابع، میتواند زمان بازگشت ارز حاصل از صادرات را کوتاهتر کرده و هزینههای مالی را کاهش دهد. این موضوع بهویژه برای شرکتهای بزرگ حاضر در بورس که گردش مالی بالایی دارند، اهمیت دوچندان دارد.
همچنین در صورت کاهش تحریمها، امکان عقد قراردادهای مستقیم و بلندمدت با خریداران نهایی فراهم میشود. این امر نهتنها شفافیت فروش را افزایش میدهد بلکه قدرت چانهزنی شرکتها را نیز تقویت میکند. تجربه دوره پس از برجام نشان داد که شرکتهایی مانند شرکت صنایع پتروشیمی خلیج فارس و زیرمجموعههای آن توانستند فروش رسمیتری در بازارهای جهانی ثبت کنند و هزینههای واسطهگری را کاهش دهند.
با این حال، تحلیلگران هشدار میدهند که حتی در صورت توافق نیز چالشهایی مانند نرخ خوراک، سیاستهای ارزی داخلی و قیمتگذاری دستوری در بازار داخل میتواند بخشی از منافع بالقوه را خنثی کند. بنابراین سناریوی توافق اگرچه چشمانداز مثبتی برای درآمد دلاری ترسیم میکند، اما تضمینکننده جهش سودآوری بدون اصلاحات داخلی نخواهد بود.
سناریوی تداوم تنش؛ ادامه بازی در زمین واسطهها
در مقابل، اگر تنشهای سیاسی تداوم یابد، صنعت پتروشیمی ناچار است همان مسیر سالهای اخیر را ادامه دهد؛ فروش با واسطه، ارائه تخفیف و مدیریت پیچیده بازگشت ارز. تجربه نشان داده شرکتهای ایرانی در این شرایط نیز توانستهاند صادرات خود را حفظ کنند، اما هزینه این بقا کاهش حاشیه سود و افزایش ریسک عملیاتی بوده است.
در چنین فضایی، نقش شرکتهای با شبکه بازاریابی قویتر پررنگتر میشود. برخی هلدینگهای بزرگ با ایجاد شرکتهای بازرگانی منطقهای توانستهاند بخشی از فشار تحریم را مدیریت کنند. اما برای شرکتهای کوچکتر، وابستگی به واسطهها همچنان بالاست و قدرت مانور کمتری دارند.
از منظر بازار سرمایه، تداوم تنش معمولاً با رشد نرخ ارز همراه میشود. افزایش نرخ دلار میتواند بخشی از کاهش تخفیف یا هزینههای اضافی صادرات را جبران کند و حتی سود ریالی شرکتها را بالا ببرد. به همین دلیل است که سهام پتروشیمیها در برخی مقاطع تنش سیاسی، افت سنگینی را تجربه نکرده و حتی بهعنوان سپر تورمی مورد توجه قرار گرفتهاند.
با این حال، افزایش نرخ ارز همواره به معنای بهبود واقعی وضعیت عملیاتی نیست. رشد هزینههای تأمین تجهیزات، دشواری توسعه طرحهای جدید و محدودیت در جذب سرمایه خارجی از جمله پیامدهای بلندمدت تداوم فشارهاست که میتواند ظرفیت رشد صنعت را محدود کند.
بازار کدام سناریو را پیشخور کرده است؟
رفتار سهام پتروشیمیها در ماههای اخیر نشان میدهد بازار تا حدی سناریوی احتیاطی را در قیمتها لحاظ کرده است. نسبت قیمت به سود (P/E) بسیاری از نمادهای بزرگ در محدودههای میانه تاریخی قرار دارد؛ نه آنقدر پایین که نشاندهنده بدبینی شدید باشد و نه آنقدر بالا که حکایت از خوشبینی افراطی به توافق داشته باشد.
به نظر میرسد سرمایهگذاران فعلاً هر دو سناریو را بهطور همزمان در تحلیلهای خود لحاظ میکنند. در صورت انتشار اخبار مثبت سیاسی، میتوان انتظار داشت نمادهای صادراتمحور با اقبال سریعتری مواجه شوند. اما در صورت تشدید تنش، احتمالاً بازار بار دیگر روی مزیت دلاری و نقش پوششدهنده تورم این صنعت تمرکز خواهد کرد.
در مجموع، صنعت پتروشیمی ایران در نقطه حساسی ایستاده است؛ صنعتی که همزمان از مزیت خوراک داخلی و بازارهای منطقهای برخوردار است، اما از سوی دیگر به شدت به محیط سیاسی وابسته مانده است. تصمیمگیری نهایی در عرصه دیپلماسی میتواند مسیر سودآوری این غولهای بورسی را در سال پیشرو تعیین کند. تا آن زمان، سهامداران باید با نگاهی سناریومحور و پرهیز از خوشبینی یا بدبینی افراطی، تحولات سیاسی را در کنار متغیرهای بنیادی صنعت رصد کنند.