برخی سرحلقه‌های کودتای دی در خارج آموزش دیدند
سردار جبّاری گفت که برخی از سرحلقه‌های کودتای اخیر در خارج از کشور آموزش دیده بودند.

به گزارش اکو اقتصاد،  مهدی بختیاری: به اذعان بسیاری از کارشناسان، حوادث اخیر در کشور بخصوص اتفاقات هجدهم تا بیستم دی ماه، یکی از مهمترین و پیچیده‌ترین اغتشاشات برای براندازی طی چند دهه اخیر بود که با نقش آفرینی مستقیم، صریح و روشن آمریکا و اسرائیل شکل گرفت اما با حضور چند میلیونی ملت ایران در راهپیمایی‌های 22 دی و 22 بهمن ناکام ماند.

با این حال هنوز خطر شروع جنگی دیگر با آمریکا و رژیم صهیونستی وجود دارد و همه احتمالات بستگی به روندهایی دارد که هم اکنون در حوزه‌های مختلف سیاسی و بین‌المللی در حال انجام است.

در گفتگو با سردار جباری به بررسی مختصات اتفاقات اخیر، نقش گروههای مختلف در این حوادث و تحلیل موضوعات امنیتی در جریان این اتفاقات پرداختیم.

سردار جباری به مدت 12 سال فرماندهی سپاه ولی امر(عج) را برعهده داشته و پیش از آن نیز مسئولیت‌های مهمی همچون فرماندهی در سپاه تهران، زنجان و سازمان بسیج در حوزه امنیتی داشته است.

اگر اجازه بدهید بحث را با اتفاقاتی که بیش از یک ماه پیش (از 18 دی) شروع شد آغاز کنیم. ما وقتی چند دهه اخیر را می‌بینیم، در بعضی مقاطع ما یک سری از آشوب‌ها یا فتنه‌ها یا اغتشاشات را در کشور داشتیم که از سال 78 شروع شد و بعد از آن سال 88 را داشتیم و 96، 98، 1401 و امسال هم در 1404. از نگاه شما به عنوان یک فرد امنیتی، تفاوت عمده این اتفاقات چه بوده است؟

 فتنه‌های گذشته با فتنه اخیر تفاوت‌های زیادی داشت. البته در تمام این فتنه‌ها به نظر بنده دست بیگانه مستقیم و غیرمستقیم در کار بوده اما کم و زیاد داشته است.

مثلاً در فتنه‌های اول مثل سال 78 که دو سال بعد از روی کار آمدن جریان دوم خرداد (اصلاحات) صورت گرفت، بخش اعظمی از ماموریت را خود همین جریاناتی که حاکم بودند با حمایت و هدایت بیگانگان انجام دادند. یعنی آنها (دشمن خارجی) نقش داشتند ولی مستقیم وارد نمی‌شدند. غیر مستقیم هدایت می‌کردند. واقعاً دردناک است.

من در سال 78 فرمانده سپاه استان زنجان بودم و فردی معاون سیاسی استاندار بود که توسط تاجزاده معاون سیاسی (وقت) وزارت کشور هدایت می‌شد. معاون سیاسی استاندار که باید امنیت را تضمین کند، از اغتشاش جلوگیری کند، کسی که باید به دانشگاه‌ها برود و به سوالات و ابهامات جوانان و دانشجویان پاسخ بدهد، خود او آدم‌ها را جمع می‌کرد و برای اغتشاش برنامه‌ریزی می‌کرد. شاید آن آقا ارتباط مستقیم با بیگانه نداشت ولی به نظر من عواملی بودند که با بیگانه ارتباط داشتند.

من در جلسه شورای تامین یقه معاون سیاسی استاندار را گرفتم و گفتم تو خجالت نمی‌کشی؟ تویی که باید در این استان امنیت و آرامش ایجاد کنی، پشت صحنه اغتشاش درست می‌کنی؟ افراد را تحریک می‌کنید و به میدان می‌فرستید؟

همین اتفاق در تهران هم افتاد. وقتی یک عده جلوی وزارت کشور جمع شدند و علیه نظام شعار دادند، همین معاون سیاسی وقت وزیر کشور که سرمنشا بسیاری از این جنایات و فسادها و ظلم‌ها در کشور است، در زیرزمین وزارت کشور ساندویچ و نوشابه آماده می‌کردند و از در پشت به اغتشاشگران کف خیابان می‌دادند تا نفسی تازه کنند و علیه نظام و انقلاب شعار بدهند. اینها مستقیماً در صحنه درگیر بودند.

 یا مثلاً در سال 88 که براساس یک دروغ، یک اغتشاش و یک فتنه بزرگ را راه انداختند که هشت ماه طول کشید و تا اهانت به مقدسات و اهل بیت(ع) و امام حسین(ع) هم پیش رفت تا اینکه بالاخره مردم به صحنه آمدند و حماسه بزرگی را خلق کردند تا آن فتنه خاموش شد.

* همه جریانات معاند در فتنه اخیر فعال بودند

تفاوت فتنه اخیر با قبلی‌ها این بود که علاوه بر برخی از جریانات درون نظام که در آن فتنه‌های قبلی نقش داشتند، همه جریانات معاند، ضد انقلاب، تجزیه طلب، منافق، کومله، دموکرات و حتی جریاناتی مثل تبشیری‌ها (مسلمانانی که تغییر دین دادند و مسیحی شدند) هم وارد شدند. علاوه بر اینها، بقیه گروهها مثل وابستگان به عرفان‌های کاذب، بهایی‌ها و اراذل و اوباش هم حضور داشتند که موضوع مهمی است.

این بار دشمن برنامه‌اش اینگونه بود که اغتشاش راه بیندازد و وقتی جامعه به هم ریخت، حمله نظامی کند.

* بعضی اراذل و اوباش را به خارج بردند و آموزش دادند

یک کاری که این‌ها انجام دادند -برعکس جنگ 12 روزه- این بود که از هفت هشت ده سال پیش، تعدادی از اراذل و اوباش شاخص را که تعدادشان هم چند هزار نفر بود از سراسر کشور شناسایی کردند و رویشان کار کردند.

این افراد همگی جنایتکار بودند، فاسد بودند، آلوده به مواد مخدر و قمار و هرزگی و دزدی بودند. مال مردم را می‌دزدیدند و راهزنی می‌کردند و به شدت هم آدم‌های بی‌رحمی بودند و شما برخی از قساوت‌های آنها را در همین ماجراهای اخیر دیدید.

این‌ها را در یک سفر ظاهراً تفریحی به کشورهای همسایه مثل ترکیه بردند و بعد سرویس‌های خارجی اینها را به کشور دیگری منتقل کردند و عناصر عمده‌شان را هم به سرزمین‌های اشغالی بردند و سه دوره 21 روزه برایشان برگزار کردند. برای هر نفر 25 هزار دلار در 21 روز خرج کردند.

نهایتاً برای اینکه رد آنها را گم کنند تا شناسایی نشوند، در یک بازه زمانی دو سه ساله، این‌ها را به کشورهای ثالث می‌بردند و آموزش می‌دادند و بعد به ایران برمی‌گشتند.

* یک سرمایه‌دار ده‌ها میلیارد تومان پول برای آموزش اراذل و اوباش داده است

در همین داستان فتنه اخیر شما مشاهده کردید که بعضی از سرمایه‌دارها، فردی که کارخانه و پول کلانی دارد و از این کشور ارتزاق کرده و به یک ثروت نجومی رسیده، این ثروت را علیه نظام هزینه کردند و پول این اراذل و اوباش را دادند.

یکی از همین سرمایه‌داران را که گرفتند، اعتراف کرده که من ده‌ها میلیارد تومان پول دادم تا تیم تشکیل بدهند و 50 نفر را آموزش دادند.

* فتنه اخیر با فشار صهیونیستها شکل گرفت

این فتنه مثل گذشته نبود. دست سرویس‌های جاسوسی آمریکا و اسرائیل و برخی از مرتجعین و برخی از کشورهای اروپایی در آن کاملاً‌ آشکار و ملموس است.

ابتدا در پنتاگون نشستند و دو طرح ارائه کردند که یک اغتشاش (مثلاً با بهانه مسائل اقتصادی و معیشتی) ایجاد کنند و مردم را به خیابان بیاورند و وقتی مردم به خیابان‌ها ریختند، سلاح و امکانات در اختیارشان قرار بدهند و بعد که اغتشاش درست شد، حمله کنند. سناریوی اول امریکایی‌ها و صهیونیست‌ها این بود.

سناریوی دوم این بود که مستقیماً حمله نظامی کنند.

در پنتاگون سناریوی اول رای آورد اما لابی صهیونیستی فشار آورد که نه، باید مستقیماً‌ حمله نظامی صورت بگیرد و دیدیم که وقتی ما در حال مذاکره بودیم، به ما حمله کردند.

آنها دنبال این بودند که بعد از حمله اغتشاش راه بیفتد ولی مردم شریف و عزیز ما جانانه، مومنانه، عاشقانه، خالصانه و ولایتمدارانه، ده‌ها میلیون نفر به میدان آمدند و از انقلاب دفاع کردند.

* اتفاقات هجدهم و نوزدهم دی به هیچ وجه جنبه اقتصادی نداشت

 در جنگ 12 روزه این‌ها نتوانستند به اهدافشان برسند و اغتشاش ایجاد کنند و این را برای دی ماه گذاشتند.

تعدادی از بازاری‌های ما تا هفتم هشتم دی ماه به برخی از نابسامانی‌ها و ناترازی‌ها و اشکالات نوسانات ارزی اعتراض داشتند و می‌گفتند ما مغازه اجاره کردیم ولی الان فروش نداریم. من چطور باید اجاره مغازه‌ام را بدهم. این حرف حقی بود و دولت و نظام هم باید این مشکل را حل کنند اما یقین داشته باشید، اتفاقات هجدهم و نوزدهم دی به هیچ وجه جنبه اقتصادی نداشت و یک برنامه‌ریزی برای براندازی، کودتا و اغتشاش بود. یعنی ما نگوییم که هجدهم و نوزدهم مردم برای موضوعات اقتصادی آمده بودند. مردم باید اینها را از هم جدا کنند.

اصلاً جنس تجمعات و شعارها و رفتارها هم متفاوت بود.

هفتم و هشتم درست بود. مردم و بازاری‌ها به نوسانات ارزی معترض بودند و حرفشان هم حق بود اما اتفاقات 18 و 19 دی ماه صد درصد براندازانه بود. صد درصد یک امر کودتایی بود و دشمن به میدان آمده بود. این جزو سناریوها و برنامه‌هایشان بود که در جنگ 12 روزه این کار را انجام بدهند اما به دلیل حضور مردم نتوانستند. لذا این بار به میدان آمدند و آن فجایع رخ داد و شما آن قساوت و بی‌رحمی را دیدید.

ما نمونه این را در سال 60 هم دیدیم که چطور مثلاً‌ یک پیرمرد کفاش را به جرم اینکه مقلد امام(ره) بوده و عکس مرجع تفلیدش را به دیوار مغازه‌اش زده بود، می‌کُشتند.

یا افراد را می‌ربودند و به خانه‌ای می‌بردند و برای اینکه از او حرف بکشند، زنده زنده پوستشان را می‌کَندند. اما همان موقع هم ندیدیم که یک آدم را وسط خیابان آتش بزنند.

 واقعاً تعجب می‌کنم. من خودم سه تا دختر دارم. دختران مظهر عطوفت و مهربانی هستند اما آنها با دختران ما چه کردند که بالای سر یک نیروی انقلابی در خیابان بایستند و وقتی 50-60 ضربه به بدنش زدند و مثله‌اش کردند، بگوید سر او را ببرید؟ چه اتفاقی افتاده است؟

از غفلت ماست یا از تلاش دشمن که توانستند اینگونه روی بعضی از آدمهای ما اثر بگذارند و آنها را بی‌رحمانه به جان انقلاب بیندازند؟

* فرزند شهید شوشتری را با قمه قطعه قطعه کردند

پس در پاسخ به سوال شما باید دوباره روی این تاکید کنم که این بار تفاوتش با دفعات قبل این بود که دشمن مستقیم وارد میدان شد و همه جنایتکاران تجزیه‌طلبی که هیچ نگاه دلسوزانه‌ای به کشور ندارند و حاضرند این کشور را به بیگانه تسلیم کنند یا اراذل و اوباشی که به خواهر و مادر خودشان هم رحم نمی‌کنند را هم به میدان آوردند که اینگونه جنایت کردند و دو سه هزار نفر از مردم شریف ما را در خیابان‌ها کُشتند.

 واقعا برای من سوال است. من با شهید حاج فرج‌الله شوشتری پسر سردار شهید نورعلی شوشتری خیلی ارتباط نزدیکی داشتم. ایشان حتی در بسیج هم نبود. یک عنصر جهادی بود. یعنی هروقت سیل و زلزله می‌آمد یا هر مشکلی برای مردم ایجاد می‌شد، ایشان با یک تیم 20-30 نفره می‌رفت و خدمت می‌کرد.

آن روز وقتی می‌بیند در خیابان اغتشاش است، با دست خالی رفته بود تا آنها را ارشاد کند و برادرانه و پدرانه به آنها بگوید آلت دست بیگانه نشوند. نه سلاحی داشت و نه اصلاً ‌اهل درگیر شدن بود. یک قد رشیدی هم داشت مثل پدرش که اگر یک چوب دستی به او می‌دادند، راحت 10-20 نفر از این اغتشاشگران را می‌زد.

شما اگر صحنه شهادت ایشان را ببینید -من با یک دنیا غم این را می‌گویم- شش، هفت نفر از اوباش با قمه او را گرفتند و زنده زنده قطعه قطعه‌اش کردند. من وقتی این فیلم را دیدم، برایم صحنه ظهر عاشورا تداعی شد.

* 4 تا 5 هزار داعشی آماده ورود به کشور ما بودند

من متوجه خیلی از این صحبت‌ها شدم که ما یک سری اشکالات در حکمرانی داریم مثل موضوعات اقتصادی و اجتماعی و رسانه‌ای و کار برای جوانها و غیره و اینکه در یک جاهایی افرادی همانطور که شما هم اشاره کردید- در این کشور رشد کردند و تا خرخره وابسته به رانت هستند، ولی در بزنگاه اغتشاشات و ناامنی با دشمن همکاری می‌کنند. یا مثلاً رئیس یکی از اپراتورها که وقتی نهادی مثل شورای عالی امنیت ملی دستور می‌دهد که ارتباط قطع شود، همراهی نمی‌کند و من این را یکی از ضعف‌های حکمرانی می‌دانم. اما رهبر انقلاب در سخنانشان از عبارت «کودتا» برای این حوادث استفاده کردند و در سخنان شما هم چند بار به این تعبیر اشاره شد. کودتا معنای خاص خودش را دارد. برای خود من خیلی جالب است که چطور ما اسم این حوادث را کودتا می‌گذاریم.

دشمن یک برنامه‌ریزی شاید بیش از 20 ساله کرده بود اما در 10 سال و یا 7 سال اخیر با جدیت بیشتر کار کرد و مجموعه‌ای از جریانات معاند و ضدانقلاب و بی‌رحم و قسی‌القلب مثل اراذل و اوباش را هم در داخل به کار گرفت.

علاوه بر این، یک مجموعه‌ای هم از عوامل داعش وارد شدند. در مقطع جنگ 12 روزه، دو سه نفر از فرماندهان داعش از عراق و جاهای دیگر وارد کشور شده بودند که شناسایی شدند.

در خطوط مرزی در افغانستان و پاکستان، حدود 4 الی 5 هزار نفر از عوامل داعش و جنایتکارانی که در بی‌رحمی زبان‌زد هستند را آماده کرده بودند تا به محض اینکه در جنگ 12 روزه اغتشاش شد، وارد شوند.

مثلاً در کردستان می‌خواستند یک شهر را بگیرند و با مردم کُرد که مدافع کشور و نظام هستند و شما دیدید علمای اهل تسنن چطور پشت انقلاب ایستادند، برخورد کنند.

تسنیم: چقدر علمای سنی داریم که ترور شدند.

بله این عزیزان همیشه در میدان بودند و برای حفظ تمامیت ارضی کشور اقدامات مهمی کردند.

آنها (ضدانقلاب) می‌خواستند از مناطقی مثل آذربایجان غربی، عزیزان کُرد ما را بگیرند و آن شهر را نقطه شروعشان بکنند و همان داستان‌هایی که اوایل انقلاب اتفاق افتاد را تکرار کنند. حالا شما تصور کنید اگر می‌توانستند این افراد را وارد کنند چه می‌شد. حالا کشورهای همسایه همکاری کردند و اینها تارانده شدند.

بعد بنا داشتند که از شمال افغانستان، داعشی که در سوریه متلاشی شده و در کشورهای مختلف پراکنده شده بودند را جمع کنند و وارد کشور کنند.

* مردم در 22 دی فرصت حمله را از دشمن گرفتند

شما ببینید در فتنه 88 مردم 8 ماه بعد به میدان آمدند یا در فتنه 401 مردم 6 ماه بعد آمدند ولی آگاهی و معرفت و بصیرت و زمانشناسی مردم عالی بود و این بار باید نمره‌ای چند برابر 9 دی 88 به مردم داد. در بیست و دوم دی مردم به میدان آمدند و آن حماسه دهها میلیونی را رقم زدند.

حتی در روستاهای دور افتاده و در تمام شهرها مردم به میدان آمدند یا در تهران، جمعیتی عظیم چند میلیونی که به خیابان آمدند، فرصت حمله نظامی را از دشمن گرفتند.

*  بعید می‌دانم دشمن جرات حمله نظامی به کشور ما را داشته باشد؛ اگرحمله کنند ضربات مهلکی خواهند دید

آنها (دشمنان) بنا داشتند وقتی اغتشاش شد -همان سناریوی اول پنتاگون- و کودتای داخلی شکل گرفت، بلافاصله حمله کنند، تمام زیرساخت‌ها و جاده‌های مواصلاتی ما را بزنند و ارتباط استان‌ها را با تهران قطع کنند و بعد با این کودتا، کشور را ساقط کنند اما مردم در 22 دی ماه کاری کردند که تعبیر حضرت آقا این بود که با 22 بهمن 57 برابری می‌کرد. یعنی از همان عظمت برخوردار است. این کار بزرگ موجب شد که دشمن نتواند به ما حمله نظامی کند و الان هم به نظر بنده با این آمادگی که در کشور وجود دارد و با هدایت‌های عالمانه و حکیمانه حضرت آقا و آمادگی نیروهای مسلح و بعد آگاهی و بصیرت و معرفت و زمان‌شناسی مردم در 22 دی ماه، بعید می‌دانم دشمن جرات حمله نظامی به کشور ما را داشته باشد چون اگر حمله کند، با این حمایت و پشتوانه مردمی و با عنایات خواسته الهی، ما ضربات سنگین و مهلکی را بر پیکر دشمن وارد خواهیم کرد.

در میدان که نگاه می‌کردیم، در آن سه روز 18 و 19 و 20 دی ماه به خصوص، آن کسانی که در میدان صحنه را می‌گرداندند و سردمدار بودند -همان  اراذل و اوباشی که شما هم اشاره کردید- عمدتاً به نظر می‌رسید که از شهرهای دیگر آمده بودند. شاید برای اینکه نمی‌خواستند از اراذلی استفاده کنند که در شهرهای خودشان شناخته شده هستند. این مدل رفتار را چطور تحلیل می‌کنید؟

چون مردمی که حالا به هر دلیلی آمده بودند که اقدام خشونت آمیز نمی‌کنند. این کارها برعهده اراذل و اوباشی بود که هشدارش هم از چند ماه قبل داده شده بود.

برای اینکه یک کودتایی شکل بگیرد چند لایه نیاز دارد. یک لایه، عناصر اصلی هستند که در خارج از کشور آموزش دیدند و به آنها سلاح و امکانات و پول به هر طریقی رسانده شد و دپو کردند. اینها در اوج قساوت و بی‌رحمی بودند.

ذهن این‌ها را کاملاً شستشو داده بودند. من چون اطلاع دارم می‌گویم که طوری روی ذهن این افرادی که به خارج از کشور رفته و آموزش دیدند کار کردند که دست به هر کاری بزنند.

لایه دوم کسانی بودند که در داخل کشور از طریق فضای مجازی به سیستم‌های اطلاعاتی و امنیتی دشمن وصل شدند. بعد از طرق مختلف مثل رمز ارز و چیزهای دیگر و یا از طریق عوامل داخلی به اینها پول و امکانات رساندند. حالا این وسط مشکلات اقتصادی هم اثر دارد. به هرحال فرد بیکار است، مشکل و گرفتاری دارد. این آدم را طی یک فرایند و زمان دو تا پنج سال به دشمن تبدیل کردند و از او یک عنصر برانداز ساختند و متاسفانه سیستم مجموعه فرهنگی نظام و صداوسیمای ما هم جوابگوی این افراد نبودند و از جاذبه ای که بتواند این جوان را جذب کند برخوردار نبودند.

یک نمونه، در طول سال‌های اخیر سریال‌هایی که ساخته شده آنقدر ضعیف است که ما که علاقمند به صداوسیمای جمهوری اسلامی هستیم هم رغبت نمی‌کنیم ببینیم و من به شوخی درباره یکی از برنامه‌های تلویزیون می‌گفتم اگر آدم «دونگی» (سریال کره‌ای) را ببینید بهتر است.

شما نگاه کنید بعد از 20 سال از زمان سریال حضرت یوسف(ع) که می‌گذرد و چندین بار هم تلویزیون آن را نشان داده، باز وقتی همین اخیراً پخش شد، پربیننده‌ترین سریال صداوسیما بود. برادران ما در صداوسیما اگر تکان نخورند و اگر واقعا نتوانند یک تحول عظیمی را در صداوسیما ایجاد کنند، شاید میزان مخاطبشان به 8درصد و 10درصد و 12درصد برسد.

* اگر مساجد جاذبه نداشته باشد، جوانان جذب اینستاگرام می‌شوند

وقتی مساجد ما آن جاذبه لازم را برای یک جوان ندارند و دستگاه‌های فرهنگی ما در یک رکود و جمود به سر می‌برند، این جوان جذب اینستاگرام و واتس آپ و توئیتر و پلتفرمهای خارجی و بیگانه می‌شود و بعد دشمن او را پیدا می‌کند و حتی اگر تعدادشان کم هم باشد ولی به عنوان سرباز دشمن عمل می‌کنند.

دسته سوم که اکثریت بودند، جوانان و نوجوانانی بودند که ما نتوانستیم با آنها کار کنیم.

اینها (که شاید 80-90درصد بودند) گناه کردند و اشتباه کردند و بازیچه دشمن و آن دو گروه منحرف و سربازان بیگانه قرار گرفتند. من نمی‌گویم اینها سرباز بیگانه بودند ولی آمدند و نقش ایفا کردند و متاسفانه افراد قلیل سرباز دشمن را در صحنه میدان کمک کردند.

* قاجار و پهلوی کشور را فروختند

 این ضعف به آموزش و پرورش برمی‌گردد و من با صراحت و صادقانه می‌گویم که ما در طول 12-15 سال گذشته نسبت به این جوانان جفا کردیم. خانواده، آموزش و پرورش، جامعه، مساجد، دستگاه‌های فرهنگی مقصر هستند که از آن جاذبه برخوردار نبودند تا این جوان را ارشاد و هدایت کنند و با معارف دینی، تاریخ انقلاب و تمدن دیرینه این کشور و جنایات 200 ساله قاجار و پهلوی آشنا کنند و بگویند ما در جنگ 8 ساله حتی یک سانتیمتر از خاکمان را ندادیم ولی قاجار و پهلوی این کشور را فروختند.

رضاخان آرارات که یک نقطه استراتژیک و حیاتی برای کشور و ارتباط ما با اروپا بود را مفت به ترکیه داد و آنجا بسته شد و ما الان با مشکل مواجهیم. یک مسیر کوتاهی از طریق ارمنستان وجود دارد که در آنجا هم دشمن آمده ارمنستان را تحت فشار قرار داده که ارتباط ما را با اروپا قطع کند.

بخش اعظمی از خاکی که در اختیار ایران بود را رضاخان به حکومت افغانستان داد که الان مشکلی که در هیرمند داریم برای همین است. چرا سیستان و بلوچستان مشکل آب دارد؟ به خاطر خیانت رضاخان است.

* نوه رضا پالانی و مادرش 40 میلیارد دلار پول این کشور را دزدیدند

رضاخان بیش از یکی دو هزار روستا را به نام خودش کرد و غارت کرد. همین نوه رضاخان پالانی با مادر خبیثه‌اش 30 تا 40 میلیارد دلار پول این کشور را غارت کردند و اموال این کشور را در قالب 80 چمدان طلا و جواهرات بردند و 47-48 سال است از آن می‌خورند و جنایت می‌کنند و حتی حاضر نیستند برای کشور سرمایه‌گذاری کنند.

شما دیدید همین نوه رضاخان در مصاحبه‌اش گفت که من حاضر نیستم امنیت خودم را فدای مردم ایران کنم آن وقت جوان ما بیاید قربانی چنین جنایتکار فاسدی که از ناموس خودش نمی‌تواند حفاظت کند بشود؟

 ما نرفتیم با جوانمان صحبت کنیم و حقایق را به آنها بگوییم. دهه اول انقلاب و سال 60 را برای جوان هایمان بشکافیم. من همین اخیراً‌ در یک جلسه ای به وزیر آموزش و پرورش گفتم که شما زمان کوتاهی آمدید ولی وزرای قبلی ما مقصرند و باید پاسخگو باشند.

اکثر معلمین ما انسان‌های متدینی هستند ولی ما معلمی داریم که جوان را تحریک می‌کند تا به خیابان برود. چرا باید این اتفاق بیفتد؟ وقتی جامعه و خانواده رها می‌کند، وقتی آموزش و پرورش سرمایه‌گذاری نمی‌کند، وقتی بیگانه در فضای مجازی جوان ما را تحریک می‌کند و او را به خیابان می‌آرود چه کسی مقصر است؟

بله این جوان اشتباه کرده که بازیچه بیگانه قرار گرفته اما ما هم مقصریم. آموزش و پرورش هم مقصر است. باید این کارها را انجام می داد و به نظرم اینها با هم متفاوت هستند. چند لایه هستند که باید از هم تفکیک شوند.

* جوان‌هایمان را رها کردیم

نظام باید با دو دسته اول برخورد قاطع کند. باید پدر آن سرمایه‌دار پلیدی که در کارخانه‌اش امکانات نظامی آماده می‌کند، کوکتل مولوتوف آماده می‌کند و کارگرانش را وادار می‌کند به خیابان بروند و مراکز اقتصادی، نظامی، مسجد و قرآن را آتش بزنند را دربیاورد. قوه قضاییه باید با قاطعیت با اینها برخورد کند اما نسبت آن گروه سوم باید با عطوفت برخورد شود. اینها را هدایت کنند. به اینها آگاهی بدهند. به او بگویند که یک زمانی نه سفیر بلکه حتی نگهبان در سفارت انگلیس هم برای ما عرض اندام می‌کرد اما امروز رهبر مقتدر ما در مقابل قدرت‌های عالم می‌ایستد و حرف اول را می‌زند.

امروز حضرت آقا در دنیا محبوب القلوب هستند اما در داخل کشور ما به دلیل ضعف، ناکارآمدی، اشتباه، خطا، غفلت و بی‌حالی، تنبلی و تن پروری مسئولین ما و ضعفمان جوان‌هایمان را رها کردیم تا گرفتار این اوهام و این اراذل و اوباش جنایتکار شوند. مقصر بخش اعظمی از این اشتباهات ما هستیم که باید آن را اصلاح کنیم. باید این نوجوان را پدرانه صدا بزنیم و آگاهش کنیم.

راجع به موضوعات روز و بخصوص مذاکرات هم نظرتان را بفرمایید. به هرحال اداره و حکمرانی کشور، مسئله ساده‌ای نیست. ممکن است شما انواع و اقسام روشها را به کار بگیرید برای حکمرانی. یک روز مذاکره کنید، یک روز بجنگید و یا هر روشی که وجود دارد.

یک زمانی رهبر انقلاب فرمودند که مذاکره با آمریکا خوب نیست نباید بشود و عباراتی هم به کار بردند اما الان مذاکره می‌کنیم و احتمال جنگ هم هست که البته شما گفتید خطر جنگ را خیلی دور می‌بینید. تحلیل شما از روند فعلی چیست؟

در قانون اساسی ما تصمیم برای صلح وجنگ جزو اختیارات رهبری است و ایشان به عنوان فرمانده معظم کل قوا تصمیم می‌گیرند. البته سران قوا و فرماندهان نظامی هم نظراتشان را می‌دهند و حضرت آقا هم مشاوره می‌گیرند ولی تصمیم نهایی با رهبری است.

حضرت آقا باید به خدا و امام زمان(عج) و تاریخ و مردم پاسخ بدهند. نمی‌توانند میدان را خالی کنند که مثلاً 10 نفر تصمیم بگیرند اصلاً این شدنی نیست. یک نفر باید تصمیم نهایی را بگیرد و آن وجود مبارک فرمانده معظم کل قواست.

*بخش مهمی از مشکلاتی که امروز داریم به‌ دولت آقای روحانی برمی‌گردد

حضرت آقا مذاکره با آمریکا را در اصل نمی‌پسندند چون آنها دروغ می‌گویند و خیانت می‌کنند. در قضیه برجام هم دیدید که دو سه سال ملت ما سرکار گذاشتند، یک دولت را سرکار گذاشتند و آن دولت هم سرنوشت ما را به برجام گره زد اما هیچ کاری در امر اقتصادی نکردند. مشکلاتی که امروز داریم به‌آن دوران هشت ساله دولت آقای روحانی برمی‌گردد که سرنوشت کشور را به برجام گره زدند و مشکلات زیادی ایجاد شد.

حضرت آقا در همان دوران با صراحت و قاطعیت فرمودند اقتصاد مقاومتی را اجرا کنید ولی اجرا نکردند چون چشم امیدشان به دشمن بود که تحریم برداشته شود اما آخر هم دیدید آمریکایی‌ها چه کار کردند. وسط مذاکره رها کردند و رفتند. آمریکا این است و حضرت آقا بیش از دیگران در واقع مذاکره را نفی می‌کنند اما در یک جایی هم یک تصمیمات معجزه‌گون می‌گیرند.

* آقا رهبر 90 میلیون ایرانی هستند نه عده‌ای خاص

قبل از جنگ 12 روزه نظرسنجی‌ها این را نشان می‌داد که درصد قابل توجهی از جامعه ما خواهان مذاکره بودند. من سوال می‌کنم آیا جمعیت کشور ما فقط یک میلیون یا دو میلیون نفر هستند یا مثلاً همه جامعه آن 4 نفری هستند که با این مسائل مخالفت می‌کنند؟ آقا، امامِ 90 میلیون نفر هستند امام یک عده قلیل که نیستند.

امام جامعه از یک طرف خودشان از دشمن شناخت عمیقی دارند و از طرف دیگر می‌خواهند دشمن را رسوا کنند. می‌خواهند به تاریخ ثابت کنند که آمریکایی‌ها و صهیونیستها دروغ می‌گویند می‌خواهند به مردم ایران ثابت کنند که این‌ها دروغگو هستند و در مذاکره خیانت می‌کنند. حالا چطور باید ثابت کنند؟

دوم اینکه بخشی از مردم ایران می‌گویند مذاکره کنیم. آقا به عنوان امام امت اسلامی، امام 90 میلیون ایرانی، امام مسلمین عالم و آزادیخواهان عالم وقتی می‌خواهند دروغگویی دشمن را به دنیا ثابت کند -شاید برخی بعداً‌ مدعی می‌شدند که اگر مذاکره می‌کردیم، اوضاع بهتر می‌شد- باید فقط در سخن و کلام بگویند؟ اجازه دادند تا مذاکره قبل از جنگ 12 روزه انجام شود.

آقایی که در مجلس هستی، آقایی که چند شب قبل آمدی و به عنوان کارشناس در تلویزیون مصاحبه کردی و دوباره مذاکره قبل از جنگ 12 روزه را زیر سوال بردی، بفهم! اِسمع! اِفهم یا فلان بن فلان! بفهم که این تصمیم را فرمانده کل قوا که مسئول صلح و جنگ هستند گرفتند و اجازه دادند مذاکره بشود تا هم مردم ایران که خواستار مذاکره‌اند بدانند رهبری و امام جامعه برای نظرات مردم اهمیت قائل است و هم به ایران اسلامی و مردم دنیا ثابت کنند که این‌ها (دشمنان) یک مشت دروغگو هستند. اما شما هنوز هم دارید در آن مطالب سخیف خودتان می‌دمید و مذاکره را زیر سوال می‌برید؟

بله، اصل مذاکره مردود است ولی آقا برای اینکه این مسئله را ثابت کنند و مردم ایران ببینند که رهبرشان به حرفشان توجه دارد اجازه دادند تا مذاکره شود. 

* چرا با آمریکا مذاکره کردیم؟

من به عنوان کسی که 12 سال با آن مجموعه زندگی کردم و در تقریباً در همه دیدارهای ایشان بجز موارد معدودی که دو نفره برگزار شده است، حضور داشتم و به عنوان فردی که از دهه 50 در صحنه مبارزه بوده و در صحنه انقلاب حضور داشته می‌گویم این تصمیم آقا یک مجعزه بود و اگر این تصمیم را نمی‌گرفتند و برای مذاکره اجازه نمی‌دادند، اغلب مردم ایران می‌گفتند چرا مذاکره نکردید شاید آمریکایی‌ها راست می‌گفتند.

 یعنی در جنگ، حق را به آنها می‌دادند.

بله، حقانیتی که متعلق به ما بود را به آنها می‌دادند و دنیا هم این نگاه را داشت که چرا مذاکره نکردید؟

آقا با این تصمیم معجزه‌گون‌شان دنیا را با ما همراه کردند و الان مردم دنیا تصمیم آقا را تحسین می‌کنند. حالا چرا ما باید این تصمیم خردمندانه و حکیمانه و عالمانه حضرت آقا را زیر سؤال می‌ببریم؟ چرا یک مشت آدم در این کشور نمی‌فهمند؟ چرا هنوز بر این اشتباه خودشان می‌دمند؟

چرا نماینده مجلسی که باید از یک آگاهی و معرفت برخوردار باشد هنوز هم که هنوز است این تصمیم خردمندانه و حکیمانه را زیر سوال می‌برد؟ چرا نمی‌فهمند؟

همین تصمیم آقا در قبل از جنگ 12 روزه یک معجزه بود که دنیا را با ما همراه کرد. مردم ایران را همراه کرد. آمریکا و صهیونیست ها را رسوا کرد و آبرویشان را در دنیا برد. حالا ما بیاییم این حرکت بزرگ و تصمیم حکیمانه را زیر سوال ببریم؟

شما آقایانی که این حرف‌ها را می‌زنید به اندازه امام جامعه که مثل خورشید به تمام مسائل ایران اسلامی اشراف دارند به آن اندازه می‌فهمید؟ از آن آگاهی و معرفت برخوردارید؟ یک جوان نپخته‌ای که به مجلس راه پیدا کرده، دائم فریاد بزند و مردم را ناامید کند؟

در همین روزها که آقای عراقچی به عنوان وزیر امور خارجه به اذن ولی فقیه و اجازه نظام این کار (مذاکرات) را انجام می‌دهند، باز برای رسوایی دشمن است. باز برای این است که به دنیا بگوییم دشمن از ما خواسته های ناحق و نامشروعی دارد و ما آن را نمی‌پذیریم.

شما صحبت های چند وقت پیش آقای عراقچی را ببینید، بسیار دقیق و درست است و براساس نگاه و نظرات حضرت آقاست.

ما می‌دانیم که دشمن خیانت می‌کند ولی می‌خواهیم به دنیا ثابت کنیم، به کشورهای منطقه ثابت کنیم که مواظب باشید شما با دشمن همراهی نکنید. ببینید دشمن این است. هیچ عیبی ندارد.

اینها با اجازه این کار را انجام می‌دهند و ما حق نداریم به تدابیر حکیمانه و عالمانه نظام خدشه وارد کنیم. این آقایان چه سودی می کنند؟

*  رادیکال‌های جریان اصلاحات شبیه سرباز دشمن عمل می‌کنند

ما گرفتار دو جریان افراطی هستیم. یکی افراطیون و رادیکال‌های جریان اصلاحات که شما این روزها می بینید بیانیه می دهند، خیانت می کنند و مردم را تحریک می کنند.

عجیب است عین یک رسانه ضدانقلاب رفتار می‌کنند.

باید از اینها پرسید که شما چند بار فتنه کردید و نتیجه نگرفتید. امروز که دخالت و دست مستقیم بیگانه را می‌بینید، باز هم جامعه را تحریک می‌کنید؟ خجالت نمی‌کشید؟ دست از شرارت برنمی‌دارید؟ این چه بیانیه‌هایی است که برای آن آدم مفلوک می‌نویسید و بعد او را مطرح می‌کنید و چند نفر هم آن را امضا می‌کنند بعد جامعه را تحریک می‌کنید؟

من معتقدم این رادیکال‌های جریان اصلاحات، امروز خبیثانه‌تر از  گذشته نسبت به تحریک جامعه و خیانت به عنوان یک سرباز دشمن عمل می‌کنند. دستگاه قضایی باید با اینها برخورد کند. این مسائل شوخی بردار نیست.

یا یک تعداد از سلبریتی‌ها که ازپول این کشور به مال و منال رسیدند و در کاخ زندگی می‌کنند ولی حرف دشمن را می زنند. شما از هنرمندانی که در هالیوود علیه ترامپ حرف می‌زنند هم کمترید؟

آنها ترامپ را زیر سوال می‌برند، از غزه دفاع می کنند، از رهبر ما با شجاعت یاد می‌کنند بعد شما جرات نمی کنید از اقتدار نظام و عزت و مجاهدت های نظام حرف بزنید؟

البته در همین جبهه اصلاحات، آدم‌هایی هم بودند که حتی در فتنه‌های گذشته نقش داشتند اما در جنگ 12 روزه با نظام همراهی کردند. افرادی که از نظام و ولایت و هدایت‌های عالمانه حضرت آقا در جنگ 12 روزه به خوبی و شایستگی یاد کردند. از آنها هم تشکر می‌کنیم و تحسین و تجلیل می‌کنیم و خواهش می‌کنیم این راه را ادامه بدهند و از نظام و انقلاب دفاع کنند.

اگر این شرارت افراطی ادامه پیدا کند، نهایتاً ایران سوریه می‌شود و حتی صد برابر بدتر از سوریه. حالا این آقایان از این وضع خوشحال خواهند شد؟

شما به حرفهای بیگانه که می‌گویند ما برایتان آزادی و امنیت و آرامش می‌آوریم یا اقتصادتان را درست می‌کنیم نکاه نکنید. به خدای لاشریک کینه‌ای که آنها نسبت به ایران وتاریخ و تمدن این کشور دارند و به اسلام دارند به حدی است که اگر خدای ناکرده نیروهای مسلح ما ضعیف باشند و مردم ما در وسط میدان فضیلت ها و ارزشها نباشند، آنها کشور ما را نابود می‌کنند. ببینید با سوریه را چه کردند. نگذارید دشمن این فرصت را پیدا کند.

* پیشنهاد سردار حاجی‌زاده برای به تعویق انداختن وعده صادق2

گروه دوم افراطیونی هستند که ادعای حزب اللهی بودن و ولایتمداری دارند اما حرف‌های ناپسندی در مورد حوادثی که در کشور رخ داد می‌زنند.

وقتی عملیات «وعده صادق1» انجام شد، ما متوجه برخی از اشکالات شدیم. سردار شهید حاجی‌زاده از آقا درخواست کردند تا ایشان اجازه بدهند وعده صادق2 به یک زمان دیگری موکول شود که ما آن عیبها را مرتفع کنیم. ایشان هم جازه دادند. اما دیدید برخی افراطیون حزب‌اللهی‌نما در حد فاصل بین این دو عملیات چه کردند.

نتیجه آن تصمیم و تدبیر این شد که در وعده صادق2، اصابت موشک‌ها به هدف به بیش از 80درصد رسید.

* افراطیون حزب اللهی نما فرقی با رادیکال‌های اصلا‌طلب ندارند

حالا اگر حرف شما را گوش می‌کردیم دچار مشکل می شدیم. این موضوعات به شما چه مربوط است؟ بعضی از شماها گربه از زیر پایتان بپرد فرار می‌کنید بعد به سرداران شهید باقری و سلامی و رشید و حاجی زاده که شخصیت‌های آگاه و بصیر و شجاع در کشور بودند و الباقی که امروز هستند ایراد می‌گیرید؟ شما از مسائل نظامی چه می‌فهمید؟ از موشکی چه سرتان می‌شود؟ از تدابیر حکیمانه رهبری چه سرتان می‌شود؟ چرا تصمیمات را زیر سوال می‌برید؟

ما براساس تدبیر عمل کردیم. در همان جنگ 12 روزه، ابتدا 200 موشک زدیم -از آن موشکهایی که در انبارها داشتیم- تا بعد بفهمیم چطور باید پدافند دشمن را خنثی کرد. بعد در ادامه جنگ طوری شد که اگر 30 موشک شلیک می‌کردیم، 28 موشک به آن نقطه ای که می‌خواستیم می‌نشست. حالا این خوب است یا 30 موشک می‌زدیم و نتیجه نمی‌گرفتیم؟

شما دخالت نکنید. اجازه بدهید رهبر معظم انقلاب که اشراف به مسائل نظامی دارند یا فرماندهان نظامی براساس تدبیر عاقلانه و حکیمانه وظایف خودشان را انجام بدهند. شما نگاه کنید و ساکت باشید.

شما به عنوان رادیکال‌ها و افراطیونی که ادعا می‌کنید ولایتمدار هستید هیچ تفاوتی با افراطیون اصلاح طلب ندارید. لطفاً سکوت کنید.

* اگر به توصیه‌های امامین انقلاب گوش می‌کردیم وضعمان بهتر بود

 خیلی از شما ممنونم. دوست داشتیم بیشتر در خدمتتان باشیم. گفتگو هم طولانی شد، تشکر می‌کنم و در پایان اگر نکته‌ای باقیمانده بفرمایید.

به مردم شریف ایران که حماسه‌های بزرگ آفریدند، به نیروهای مسلح‌مان و حتی به گروه‌های افراطی توصیه می‌کنم دوگوشتان و دو چشمتان به دو لب مبارک حضرت آقا باشد که او که عالمانه و حکیمانه تصمیم می‌گیرد.

شما وصیت نامه حاج قاسم را ببینید، من معتقدم وصیت نامه شهید سلیمانی، ولایت نامه و اطاعت نامه است. شما ببینید چه توصیه هایی به علما و دیگران دارد و بعد اصرار و تاکید می‌کند که مراقب باشید، از ایران اسلامی، از این حریم دفاع کنید که اگر این حریم شکسته شود تمام حریم‌ها در دنیا شکسته خواهد شد.

من عرضم این است اگر ما در طول تاریخ انقلاب به سخنان امام راحل(ره) و امام حاضر یعنی امامین انقلاب توجه می‌کردیم، خیلی در عرصه‌های مختلف از اقتصاد و فرهنگ تا سیاست و فضای مجازی و ... جلوتر بودیم. باید برگردیم و یک دور دیگر فرمایشات امام راحل و حضرت آقا را مرور کنیم و براساس توصیه‌های حکیمانه حضرت آقا (روحی فداه) قدم برداریم و تلاش و مجاهدت کنیم. قطعاً اگر اینگونه باشد برکات الهی مثل باران رحمتش براین انقلاب و کشور نازل خواهد شد و ما از موانع عبور می‌کنیم.

0 نظر:

نظر بدهید