به گزارش اکو اقتصاد، چهارشنبههای اقتصادی معمولاً روز جمعبندی روندهاست؛ و شاید یکی از مهمترین روندهای مغفول اقتصاد ایران، شکاف عمیق میان «اقتصاد جدید» و «تأمین مالی قدیمی» باشد.
جهان در حال حرکت به سمت اقتصادی است که بخش بزرگی از ارزش آن را داراییهای نامشهود میسازند؛ از نرمافزار و الگوریتم گرفته تا برند، شبکه کاربران و داده. طبق گزارشهای جدید شرکتهای مشاوره مالی بینالمللی، در بسیاری از اقتصادهای پیشرفته، بیش از ۸۰ درصد ارزش شرکتهای بزرگ، دیگر فیزیکی نیست.
اما مشکل اینجاست که نظامهای تأمین مالی سنتی، هنوز برای دنیای کارخانه، زمین و انبار طراحی شدهاند؛ نه برای استارتاپ، پلتفرم و اقتصاد دیجیتال.
این شکاف در ایران، شدیدتر از بسیاری از کشورها دیده میشود. چون بخش بزرگی از نظام اعتباری کشور همچنان بر پایه وثیقههای سنگین فیزیکی کار میکند. نتیجه مشخص است؛ هرچه کسبوکار سنتیتر و داراییمحورتر باشد، دسترسیاش به منابع مالی سادهتر است. و هرچه نوآورتر، دیجیتالتر و مبتنی بر سرمایه انسانی باشد، مسیر تأمین مالی دشوارتر میشود.
در چنین شرایطی، یک شرکت فناوری با هزاران کاربر فعال و مدل درآمدی روبهرشد، ممکن است برای دریافت منابع مالی، کمتر از یک بنگاه کمبازده اما دارای ملک و دارایی فیزیکی شانس داشته باشد. این همان نقطهای است که اقتصاد وارد «بحران وثیقه» میشود؛ بحرانی که در آن، نظام مالی نمیتواند ارزش واقعی اقتصاد جدید را تشخیص دهد.
در دنیا، برای حل این مسأله، مدلهای جدید اعتبارسنجی در حال گسترش است. بانکها و صندوقهای سرمایهگذاری، دیگر فقط به ترازنامه نگاه نمیکنند؛ بلکه دادههای رفتاری، تعداد کاربران، نرخ رشد، مالکیت فکری و حتی قدرت شبکه کسبوکارها را هم در تصمیمگیری لحاظ میکنند.
ظهور سرمایهگذاری خطرپذیر (VC)، تأمین مالی مبتنی بر درآمد (Revenue-Based Financing) و مدلهای مبتنی بر داده، دقیقاً پاسخی به همین تحول بوده است. زیرا اقتصاد جدید، الزاماً دارایی فیزیکی بزرگ ندارد، اما میتواند ظرفیت خلق ارزش بالایی داشته باشد.
در ایران اما هنوز بخش زیادی از شرکتهای نوآور، میان دو گزینه گرفتارند؛ یا رشد آهسته با منابع محدود، یا وابستگی به سرمایههای غیررسمی و پرریسک. همین موضوع باعث میشود بسیاری از ایدهها پیش از بلوغ اقتصادی، از بین بروند.
مسأله مهمتر این است که ادامه این روند، فقط به استارتاپها آسیب نمیزند؛ بلکه آینده رشد اقتصادی را محدود میکند. زیرا در اقتصاد جهانی امروز، بخش مهمی از رشد از دل داراییهای نامشهود ایجاد میشود، نه صرفاً کارخانههای سنتی.
حتی بازار سرمایه نیز هنوز بهطور کامل با این تغییر سازگار نشده است. بسیاری از ابزارهای مالی، همچنان برای اقتصاد داراییمحور طراحی شدهاند و نه اقتصاد دادهمحور. شاید اقتصاد ایران امروز بیش از کمبود پول، با کمبود «درک جدید از ارزش» مواجه است؛ اینکه ارزش واقعی، الزاماً پشت دیوار یک کارخانه یا سند یک ملک پنهان نشده است.
و سؤال کلیدی اینجاست: وقتی نظام تأمین مالی فقط داراییهای دیروز را میبیند، چه کسی قرار است آینده را تأمین مالی کند؟
عاطفه چوپان