به گزارش اکو اقتصاد، در اقتصاد ایران، گاهی یک عدد میتواند داستانی بلندتر از هزاران صفحه گزارش رسمی روایت کند. «۲۵۰ میلیون تومان» یکی از همین اعداد است؛ رقمی که تنها در فاصله یک دهه، از توان خرید یک واحد مسکونی در تهران به قدرت خرید یک تلفن همراه تقلیل یافته است. این کاهش چشمگیر نه فقط یک تغییر قیمتی، بلکه نشانهای از فرسایش مستمر ارزش پول ملی، افت رفاه خانوارها و تغییر الگوی سرمایهگذاری و مصرف در جامعه ایرانی است.

اینفوگرافی پیش رو تصویری روشن از این روند ارائه میدهد. در اسفند ۱۳۹۵، ۲۵۰ میلیون تومان برای خرید یک واحد مسکونی ۴۰.۷ متری در تهران کافی بود. یک سال بعد همین مبلغ تنها امکان خرید خانهای ۲۷.۴ متری را فراهم میکرد. اما از سال ۱۳۹۷ به بعد، قدرت خرید این رقم بهتدریج از بازار مسکن خارج شد و به بازار خودرو و سپس به بازار طلا و کالاهای مصرفی سقوط کرد؛ مسیری که در نهایت در اسفند ۱۴۰۵ به خرید یک دستگاه آیفون ۱۶ نرمال ختم شده است.
سقوط از بازار داراییهای بزرگ
بررسی این روند نشان میدهد نخستین قربانی تورم مزمن، دسترسی خانوارها به بازار مسکن بوده است. در سالهای میانی دهه ۱۳۹۰، اگرچه خرید خانه برای بسیاری از خانوارها دشوار بود، اما ۲۵۰ میلیون تومان هنوز میتوانست بخشی از نیاز مسکن را تأمین کند. با جهش نرخ ارز از سال ۱۳۹۷ و انتقال موج تورمی به بازار داراییها، قیمت مسکن با سرعتی بسیار بیشتر از رشد درآمدها افزایش یافت.
نتیجه آن بود که تنها طی دو سال، مبلغی که توان خرید یک آپارتمان کوچک را داشت، به ارزش یک خودروی اقتصادی تنزل پیدا کرد. در واقع بازار مسکن زودتر از سایر بازارها از دسترس طبقه متوسط خارج شد و به محلی برای حفظ ارزش سرمایه تبدیل شد؛ نه محلی برای تأمین نیاز مصرفی خانوارها.
از خودرو تا طلا؛ عقبنشینی مداوم قدرت خرید
در سالهای ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۱، ۲۵۰ میلیون تومان به ترتیب معادل خرید خودروهایی نظیر سراتو، رنو تندر پلاس، پارس دندهای، پژو ۲۰۶ تیپ ۲ و پراید ۱۵۱ بود. این جابهجایی نمادین نشان میدهد حتی در بازار خودرو نیز ارزش واقعی پول با سرعت زیادی کاهش یافته است.
در این دوره، خودرو از یک کالای مصرفی به یک دارایی سرمایهای تبدیل شد. بسیاری از خانوارها نه برای استفاده، بلکه برای حفظ ارزش پول خود وارد بازار خودرو شدند. همین موضوع به تشدید شکاف میان قیمت خودرو و درآمد خانوارها انجامید.
اما کاهش قدرت خرید در همین نقطه متوقف نشد. در سال ۱۴۰۲، ۲۵۰ میلیون تومان معادل خرید ۸۰ گرم طلای ۲۴ عیار بود؛ رقمی که تنها یک سال بعد به ۳۰ گرم کاهش یافت. این افت بیش از ۶۰ درصدی در مدت یک سال، بازتابی از جهش همزمان نرخ ارز، رشد انتظارات تورمی و افزایش تقاضا برای داراییهای امن محسوب میشود.
کوچک شدن سبد رفاه خانوار
شاید مهمترین پیام این روند آن باشد که کاهش قدرت خرید صرفاً به معنای گران شدن کالاها نیست؛ بلکه به معنای کوچک شدن مستمر سبد رفاه خانوار است. در دهه گذشته، خانوار ایرانی برای دستیابی به سطحی از رفاه که پیشتر با ۲۵۰ میلیون تومان قابل دسترس بود، ناچار شده چندین برابر بیشتر هزینه کند. در چنین شرایطی، بخش قابل توجهی از درآمدها صرف تأمین نیازهای اولیه میشود و سهم کالاهای بادوام، آموزش، تفریح و سرمایهگذاری از بودجه خانوار کاهش مییابد.
به بیان دیگر، تورم تنها قدرت خرید را از بین نمیبرد؛ بلکه افق برنامهریزی اقتصادی خانوارها را نیز کوتاه میکند. وقتی ارزش پول با سرعت بالا کاهش مییابد، انگیزه پسانداز بلندمدت و سرمایهگذاری مولد نیز تضعیف میشود.
تغییر رفتار اقتصادی جامعه
یکی از نتایج مهم این روند، تغییر رفتار اقتصادی مردم است. در شرایطی که ارزش پول ملی بهطور مداوم کاهش پیدا میکند، خانوارها تلاش میکنند داراییهای خود را به کالاها و بازارهایی منتقل کنند که کمتر در معرض افت ارزش قرار دارند. افزایش تقاضا برای ارز، طلا، خودرو و مسکن در سالهای اخیر تا حد زیادی ریشه در همین نگرانی دارد.
این وضعیت همچنین باعث شده مفهوم «پسانداز» در ذهن بسیاری از خانوارها تغییر کند. در گذشته، نگهداری پول نقد در بانک میتوانست راهی برای حفظ ارزش دارایی باشد، اما امروز بسیاری از افراد برای جلوگیری از کاهش ارزش سرمایه خود ناچار به جستوجوی گزینههای جایگزین هستند.
۲۵۰ میلیون تومان؛ نمادی از یک واقعیت اقتصادی
داستان ۲۵۰ میلیون تومان در واقع داستان اقتصاد ایران در یک دهه گذشته است؛ اقتصادی که با تورم مزمن، جهشهای ارزی و کاهش مستمر ارزش پول ملی مواجه بوده است. مسیری که از خرید یک واحد مسکونی آغاز میشود و به خرید یک تلفن همراه میرسد، صرفاً تغییر قیمت چند کالا نیست؛ بلکه بازتاب کاهش قدرت خرید، افت رفاه و دشوارتر شدن مسیر انباشت سرمایه برای خانوارهاست.