اقتصادِ بدون آینده
تأمین مالی فقط تزریق پول به اقتصاد نیست؛ در اصل، خریدن آینده است. بانک، بازار سرمایه و سرمایه‌گذار زمانی منابع را وارد یک پروژه می‌کنند که باور داشته باشند فردایی بهتر ساخته خواهد شد. اما در اقتصاد ایران، به‌نظر می‌رسد مهم‌ترین چیزی که آرام‌آرام در حال از بین رفتن است، نه فقط سرمایه، بلکه «تصور آینده» است.

به گزارش اکو اقتصاد، جمعه‌ها معمولاً زمان فاصله گرفتن از هیاهوی بازار و نگاه عمیق‌تر به روندهای اقتصادی است. اگر از میان تمام بحران‌های امروز اقتصاد ایران بخواهیم یکی را انتخاب کنیم که کمتر دیده می‌شود اما اثرش از همه عمیق‌تر است، شاید آن بحران، فرسایش «آینده‌باوری اقتصادی» باشد.

در ظاهر، بحث تأمین مالی همیشه درباره نرخ سود، نقدینگی، تسهیلات یا بازار سرمایه است. اما در لایه عمیق‌تر، تمام نظام مالی جهان بر یک اصل روانی بنا شده: باور به آینده.

هیچ سرمایه‌گذاری بدون تصور فردا شکل نمی‌گیرد. کارخانه زمانی ساخته می‌شود که کسی به تقاضای آینده امیدوار باشد. استارتاپ زمانی سرمایه جذب می‌کند که آینده‌ای قابل رشد متصور باشد. حتی وام بانکی نیز بر این فرض استوار است که درآمد آینده، توان بازپرداخت خواهد داشت.

اما در اقتصادهای بی‌ثبات، اولین چیزی که آسیب می‌بیند، همین «تصویر آینده» است.

در سال‌های اخیر، مفهوم جدیدی در تحلیل‌های اقتصادی و رفتاری پررنگ شده که برخی اقتصاددانان از آن با عنوان «Future Confidence Gap» یاد می‌کنند؛ شکاف اعتماد به آینده. وضعیتی که در آن، فعال اقتصادی دیگر نمی‌تواند آینده را به‌عنوان یک مسیر قابل برنامه‌ریزی تصور کند.

نشانه‌های این وضعیت در اقتصاد ایران کاملاً قابل مشاهده است. بسیاری از کسب‌وکارها، افق تصمیم‌گیری خود را کوتاه کرده‌اند. سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت کاهش یافته. پروژه‌ها مرحله‌ای و محتاطانه شده‌اند. حتی بخشی از جامعه، تصمیم‌های مهم اقتصادی و حرفه‌ای خود را به تعویق می‌اندازد، چون آینده برایش قابل پیش‌بینی نیست.

در چنین شرایطی، تأمین مالی نیز تغییر ماهیت می‌دهد. منابع مالی به‌جای حرکت به سمت ساختن آینده، صرف مدیریت نااطمینانی امروز می‌شوند. یعنی پول، به‌جای آنکه ابزار توسعه باشد، تبدیل به سپر بقا می‌شود.

این همان نقطه‌ای است که اقتصاد وارد چرخه فرسایشی می‌شود؛ چرخه‌ای که در آن، نبود چشم‌انداز روشن باعث کاهش سرمایه‌گذاری می‌شود و کاهش سرمایه‌گذاری نیز خود به تضعیف بیشتر آینده اقتصادی منجر می‌شود.

در دنیا، کشورهایی که توانسته‌اند جهش سرمایه‌گذاری ایجاد کنند، معمولاً پیش از هر چیز، «روایت آینده» ساخته‌اند؛ روایتی که به سرمایه‌گذار، کارآفرین و جامعه می‌گوید ساختن فردا معنا دارد.

اقتصاد فقط با عدد اداره نمی‌شود؛ با انتظار هم اداره می‌شود. به همین دلیل است که گاهی یک سیگنال مثبت سیاستی، می‌تواند بیشتر از هزاران میلیارد تومان نقدینگی اثر روانی داشته باشد.

در ایران اما یکی از بحران‌های جدی این است که بخش مهمی از فعالان اقتصادی، دیگر مطمئن نیستند قواعد بازی در آینده چگونه خواهد بود. همین تردید، میل به ریسک‌پذیری را کاهش می‌دهد و سرمایه را به سمت رفتارهای تدافعی می‌برد.

شاید به همین دلیل است که امروز، بحران اصلی تأمین مالی فقط کمبود منابع نیست؛ کمبود «افق» است.

و سؤال مهم اینجاست: وقتی اقتصاد نتواند آینده‌ای قابل تصور بسازد، آیا پول حاضر می‌شود برای فردا هزینه کند؟

0 نظر:

نظر بدهید