به گزارش اکو اقتصاد، سیدمحمدهادی علیزاده موسوی، کارشناس اقتصادی در یادداشتی برای اکواقتصاد نوشت:
در سالهای گذشته، مأموریت اصلی بانکهای ایرانی بر یک محور مشخص استوار بود: جذب منابع ریالی و تبدیل آن به تسهیلات برای مشتریان خرد و بنگاههای تولیدی و خدماتی. بانکها با طراحی سپردههای مدتدار، گواهیهای ویژه، اوراق ریالی و طرحهای تشویقی تلاش میکردند مردم را به نگهداری پول در شبکه بانکی ترغیب کنند تا از این مسیر، امکان تأمین مالی اقتصاد فراهم شود.
اما امروز نشانههای یک تغییر پارادایم آشکار دیده میشود. برخی بانکها بهصورت مستقیم یا از طریق شرکتهای وابسته، وارد بازار طلا شدهاند و خدماتی مانند فروش آنلاین طلا و نگهداری این فلز گرانبها ارائه میکنند. این تحول، صرفاً تنوع محصول نیست؛ بلکه بیانگر نوعی بازتعریف نقش بانکها در مواجهه با واقعیتهای اقتصادی است.
اما چرا بانکها به سمت طلا حرکت کردند؟
یکی از مهمترین دلایل این تغییر، نرخ رشد طلا در مقایسه با سود بانکی در طول سالیان اخیر بوده است. در سالهای اخیر، بازدهی بازار طلا، چه به دلیل افزایش قیمت جهانی و چه بهواسطه رشد نرخ ارز، در بسیاری از مقاطع بهمراتب بالاتر از نرخ سود سپردههای بانکی بوده است.
در دورههایی که تورم از نرخ سود بانکی پیشی گرفته، بازده واقعی سپردهگذاری منفی شده است. در مقابل، طلا نهتنها همگام با تورم حرکت کرده، بلکه در برخی سالها رشد قابلتوجهی را تجربه کرده است. این تفاوت بازدهی، رفتار سپردهگذاران را تغییر داده و ترجیح نگهداری داراییهای مبتنی بر طلا را تقویت کرده است.
عامل دوم، گسترش قیمتگذاری مبتنی بر قیمت طلا در اقتصاد ایران است. در بسیاری از بازارها و صنایع، از مسکن و خودرو گرفته تا کالاهای اساسی، از قیمت طلا بهعنوان مبنای ارزشگذاری محصولات و خدمات و یا شاخص حفظ ارزش، استفاده میگردد. با این تفاوت که در صورت پائین آمدن قیمت طلا، قیمت محصولات و خدمات کاهش نخواهد یافت. در چنین شرایطی وقتی طلا به واحد غیررسمی سنجش ارزش تبدیل میشود، طبیعی است که تقاضا برای آن افزایش یابد و بانکها نیز به این تقاضا پاسخ دهند.
در واقع، بانکها با مشاهده این روند، به جای مقاومت در برابر خروج منابع به بازار طلا، تلاش کردهاند این تقاضا را در قالب رسمی و تحت نظارت جذب کنند.
مزایای ورود بانکها به بازار طلا
۱. جلوگیری از خروج کامل نقدینگی از شبکه بانکی
اگر مشتری طلا را از طریق بانک خریداری کند، همچنان در چارچوب رسمی فعالیت میکند و منابع از کنترل شبکه بانکی خارج نمیشود.
۲. افزایش شفافیت و کاهش ریسک معاملات سنتی
عرضه رسمی طلا میتواند ریسک تقلب، معاملات صوری یا مشکلات نگهداری فیزیکی را کاهش دهد.
۳. تنوعبخشی به درآمد بانکها
کارمزد فروش و نگهداری طلا، منبع درآمدی جدیدی ایجاد میکند و وابستگی بانک به مابهالتفاوت نرخ سود سپرده و تسهیلات را کاهش میدهد.
۴. پاسخ به نیاز پوشش ریسک خانوارها
در شرایطی که طلا بازدهی بالاتری نسبت به سود بانکی داشته، ارائه ابزارهای مبتنی بر طلا میتواند بخشی از نگرانی مردم نسبت به حفظ ارزش دارایی را کاهش دهد.
اما این تغییر چه پیامدهایی برای اقتصاد دارد؟
۱. کاهش تمرکز بر تأمین مالی تولید
بانکها بهطور سنتی واسطه میان پساندازکننده و سرمایهگذار هستند. اگر بخشی از تمرکز و منابع به سمت فروش داراییهایی مانند طلا برود، ظرفیت اعطای تسهیلات به بنگاههای تولیدی ممکن است کاهش یابد.
۲. تقویت نگاه داراییمحور به جای تولیدمحور
وقتی بازدهی طلا از سود بانکی پیشی میگیرد و بانکها نیز آن را بهعنوان محصول عرضه میکنند، پیام اقتصادی روشنی منتقل میشود: حفظ ارزش بر سرمایهگذاری مولد اولویت دارد. این ذهنیت میتواند در بلندمدت به کاهش سرمایهگذاری در بخش واقعی اقتصاد منجر شود.
۳. تعمیق بیاعتمادی به ریال
عرضه گسترده محصولات مبتنی بر طلا توسط بانکها ممکن است بهطور غیرمستقیم این برداشت را تقویت کند که حتی نهادهای رسمی مالی نیز ریال را ابزار مطمئنی برای حفظ ارزش نمیدانند.
۴. ریسک نوسانات قیمتی
طلا داراییای با نوسانات قیمتی است. در صورت مدیریت نادرست تعهدات مبتنی بر طلا، ممکن است ریسکهایی متوجه ترازنامه بانکها شود.
عقبماندگی در نوآوری؛ بانکها بازیگر درجه اول نیستند
با این حال، باید توجه داشت که بانکها از نظر خلاقیت در توسعه محصولات و خدمات مبتنی بر فروش طلا همچنان از پلتفرمهای غیربانکی عقبتر هستند. پلتفرمهای فروش طلای سهامی یا خرد، با طراحی تجربه کاربری ساده، امکان خرید در مقیاس بسیار کوچک، تسویه سریع و حتی قابلیتهایی مانند دریافت کارت بانکی بر روی حساب طلامحور خود، توانستهاند جذابیت و کاربرد بیشتری برای نسل جوان و کاربران دیجیتال ایجاد کنند.
در مقابل، بانکها به دلیل ساختار مقرراتی سنگین، فرآیندهای داخلی پیچیده و نگاه محافظهکارانه به ریسک، معمولاً با تأخیر وارد این حوزهها میشوند و دامنه نوآوری آنها محدودتر است. به بیان دیگر، بانکها بیشتر در حال «واکنش» به روند بازار هستند تا «پیشرو بودن» در آن.
به طور کلی ورود بانکهای ایرانی به بازار طلا، بیش از آنکه یک انتخاب داوطلبانه باشد، واکنشی به شکاف میان نرخ رشد طلا و سود بانکی و نیز گسترش قیمتگذاری مبتنی بر طلا در اقتصاد است. بانکها تلاش کردهاند خود را با ترجیحات جدید سپردهگذاران تطبیق دهند و از خروج منابع جلوگیری کنند.
با این حال، اگر این روند به تضعیف نقش بانکها در تجهیز منابع برای تولید بینجامد، میتواند پیامدهای بلندمدتی برای رشد اقتصادی داشته باشد. چالش اصلی سیاستگذار، بازگرداندن جذابیت به ابزارهای مالی ریالی از طریق مهار پایدار تورم و ایجاد بازده واقعی مثبت است؛ در غیر این صورت، طلا همچنان رقیب جدی شبکه بانکی باقی خواهد ماند.