تأمین مالی خودروسازها از جیب مردم
خودروسازان بار دیگر به سراغ طرح‌های «مشارکت در تولید» و پیش‌فروش‌های غیرقطعی رفته‌اند؛ طرح‌هایی که در آن، مردم باید امروز پول پرداخت کنند اما نه قیمت نهایی خودرو مشخص است، نه زمان دقیق تحویل و نه حتی تضمینی برای ثبات شرایط بازار وجود دارد. منتقدان می‌گویند این مدل فروش، بیش از آنکه ابزار تنظیم بازار باشد، راهکاری برای تأمین نقدینگی خودروسازان در شرایط بحرانی است.

به گزارش اکو اقتصاد، بازار خودرو دوباره وارد دوره‌ای شده که در آن، پیش‌فروش‌های بلندمدت و مشارکت در تولید، به یکی از اصلی‌ترین ابزارهای فروش خودروسازان تبدیل شده است؛ طرح‌هایی که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، بیش از آنکه نشانه رونق تولید باشند، بازتابی از بحران نقدینگی در صنعت خودرو هستند.
در این مدل فروش، خریدار بخشی از پول خودرو را امروز پرداخت می‌کند، اما قیمت نهایی در زمان تحویل مشخص خواهد شد؛ تحویلی که بعضاً از مهر ۱۴۰۵ تا شهریور ۱۴۰۶ زمان‌بندی شده و تجربه بازار نشان داده حتی همین موعدها نیز همیشه قطعی نیستند.
بابک صدرایی، کارشناس خودرو، در گفت‌وگو با اکو اقتصاد معتقد است نفس فروش غیرقطعی، خود یک سیگنال تورمی برای بازار محسوب می‌شود.
او می‌گوید: «هر مدل فروشی که هم زمان تحویلش نامشخص باشد و هم قیمتش قطعی نباشد، عملاً به بازار این پیام را می‌دهد که احتمال افزایش قیمت خودرو وجود دارد. چون اگر خودروساز اطمینان داشت قیمت‌ها ثابت می‌ماند، خودرو را قطعی می‌فروخت.»
صدرایی البته تأکید می‌کند که در اقتصاد تورمی فعلی، اساساً فروش قطعی برای بسیاری از کالاها دشوار شده است، اما معتقد است این مدل فروش، ریسک تورم و نوسانات ارزی را مستقیماً از دوش خودروساز به مصرف‌کننده منتقل می‌کند.
او می‌گوید: «با توجه به شرایط اقتصادی کشور، ریسک‌های سیاسی، نوسانات ارزی و حتی احتمال تشدید تنش‌ها، خود خودروساز هم می‌داند که قیمت تمام‌شده خودرو در آینده بالاتر خواهد رفت. به همین دلیل، الان خودرو را به‌صورت غیرقطعی می‌فروشد تا ریسک آینده را خودش نپذیرد.»
به گفته این کارشناس خودرو، طرح‌های مشارکت در تولید عملاً به ابزاری برای تأمین مالی خودروسازان تبدیل شده‌اند.
صدرایی تصریح می‌کند: «وقتی شرکتی طرح مشارکت می‌گذارد، یعنی نقدینگی ندارد و می‌خواهد با پول مردم، سرمایه در گردش خود را تأمین کند. در واقع خودرویی فروخته می‌شود که هنوز نه تولید شده، نه قیمتش مشخص است و نه حتی شرایط نهایی تحویلش روشن است.»
او این مدل را مشابه برخی پیش‌فروش‌های جنجالی سال‌های گذشته می‌داند و می‌گوید: «مثل همان دوره‌ای که برای خودروهای وارداتی پول می‌گرفتند، اما معلوم نبود دقیقاً چه خودرویی، با چه قیمتی و چه زمانی تحویل داده می‌شود. اینجا هم مصرف‌کننده با چند مجهول همزمان روبه‌روست.»
صدرایی معتقد است تجربه رفتار خودروسازان در سال‌های گذشته نشان داده که خریدار باید احتمال تغییر خودرو، تأخیر در تحویل یا حتی پیشنهاد خودرو جایگزین را هم در نظر بگیرد.
او می‌گوید: «الان هم ممکن است خودروساز بعدها اعلام کند فلان خودرو موجود نیست و خودرو دیگری پیشنهاد بدهد یا تحویل را عقب بیندازد. حتی ممکن است مصرف‌کننده به همان مشخصاتی که ثبت‌نام کرده نرسد. بنابراین کسی که وارد این طرح‌ها می‌شود، باید رفتار گذشته خودروسازان را هم در نظر بگیرد.»
این کارشناس خودرو تأکید می‌کند که چنین طرح‌هایی، ناخواسته به بازار سیگنال کمبود عرضه می‌دهند.
به گفته او: «وقتی خودروساز پیش‌فروش بلندمدت و غیرقطعی می‌گذارد، یعنی فعلاً توان عرضه کافی ندارد و نیاز به نقدینگی دارد تا تازه بتواند قطعه تأمین کند و تولید را جلو ببرد. همین موضوع خودش یک سیگنال التهابی به بازار می‌دهد.»
صدرایی معتقد است ممکن است این طرح‌ها در کوتاه‌مدت کمی بازار آزاد را آرام کنند، اما در ادامه دوباره زمینه رشد قیمت‌ها را فراهم خواهند کرد.
او توضیح می‌دهد: «شاید در یکی دو هفته اول، بازار کمی واکنش کاهشی نشان بدهد، اما بعد دوباره تقاضا برمی‌گردد و حتی ممکن است همین انتظارات تورمی باعث افزایش بیشتر قیمت‌ها شود.»
این کارشناس همچنین درباره اختلال‌های ثبت‌نام و تکمیل سریع ظرفیت‌ها می‌گوید: «هم تقاضای واقعی در بازار وجود دارد و هم احتمال شکل‌گیری رانت. معمولاً تجربه نشان داده ترکیبی از هر دو عامل در این اتفاقات وجود دارد، هرچند درباره وجود رانت باید منتظر بررسی نهادهای نظارتی بود.»
صدرایی معتقد است این مدل فروش، یادآور چرخه‌ای است که در سال‌های گذشته نیز تجربه شد؛ دوره‌ای که پیش‌فروش‌های گسترده، خود به عاملی برای رشد انتظارات تورمی و جهش قیمت خودرو تبدیل شدند.
او می‌گوید: «وقتی قیمت و زمان تحویل غیرقطعی باشد، عملاً به بازار گفته می‌شود که خودرو در آینده گران‌تر خواهد شد. در واقع خود خودروساز دارد این سیگنال را

به بازار و حتی دلال‌ها می‌دهد.»
صدرایی درباره سیاست‌گذاری فعلی بازار خودرو نیز معتقد است مشکل اصلی همچنان در سمت تولید و عرضه قرار دارد.
او می‌گوید: «سیاستگذار از کنترل بازار صحبت می‌کند، اما تا زمانی که گلوگاه‌های تولید، کمبود قطعه و مشکلات خطوط تولید حل نشود، خودروساز دوباره به سمت همین مدل‌های پیش‌فروش برمی‌گردد. الان اولویت اصلی شرکت‌ها تأمین نقدینگی است تا اصلاً بتوانند چرخه تولید را سرپا نگه دارند.»
این کارشناس خودرو در عین حال معتقد است اگر خودروساز بتواند خودروها را به‌موقع و با قیمت متناسب با انتظار بازار تحویل دهد، شاید بتواند شیب افزایش قیمت‌ها را کمی کنترل کند؛ اما هشدار می‌دهد در صورت تأخیر یا اعلام قیمت‌های فراتر از انتظار، بازار دوباره با جهش قیمتی روبه‌رو خواهد شد.
او در پایان، به مصرف‌کنندگان توصیه می‌کند با نگاه دقیق‌تری وارد این طرح‌ها شوند.
صدرایی می‌گوید: «کسی که پول مازاد و نگاه سرمایه‌گذاری دارد، شاید این طرح‌ها را جذاب ببیند، چون همچنان فاصله بازار آزاد و کارخانه وجود دارد. اما مصرف‌کننده واقعی باید همه ریسک‌ها را بسنجد؛ از قیمت نهایی گرفته تا زمان تحویل و شرایط اقتصادی آینده. چون در فروش غیرقطعی، بخش مهمی از ریسک عملاً برعهده خریدار است.»
به طور کلی باید گفت طرح‌های جدید مشارکت در تولید، اگرچه در ظاهر با هدف تنظیم بازار و پاسخ به تقاضا اجرا می‌شوند، اما در عمل بیش از هر چیز نشان‌دهنده بحران نقدینگی در صنعت خودرو هستند؛ بحرانی که حالا بخشی از بار آن به مردم منتقل شده است. در شرایطی که قیمت نهایی، زمان تحویل و حتی وضعیت عرضه در آینده نامشخص است، خریدار عملاً وارد معامله‌ای می‌شود که بخش بزرگی از ریسک آن را خودش باید بپذیرد؛ مدلی که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، بیش از آنکه بازار را آرام کند، می‌تواند انتظارات تورمی را دوباره تشدید کند.

0 نظر:

نظر بدهید