وقتی اقتصاد قسطی می‌شود
در اقتصادهای سالم، لیزینگ ابزاری برای تسهیل خرید و رونق مصرف است؛ اما در اقتصادهای تورمی، لیزینگ آرام‌آرام به نشانه افت قدرت خرید تبدیل می‌شود.

به گزارش اکو اقتصاد، حالا در ایران، گسترش فروش‌های قسطی و تأمین مالی مصرف‌کننده، بیش از آنکه نشانه رفاه باشد، بازتابی از فشاری است که تورم بر خانوارها وارد کرده است.

سه‌شنبه‌ها معمولاً روز اوج تبلیغات فروش اقساطی است؛ از خودرو و لوازم خانگی گرفته تا موبایل، خدمات درمانی و حتی کالاهای روزمره. اقتصادی که زمانی خرید نقدی در آن عادی بود، حالا به‌تدریج وارد مرحله‌ای شده که بخش مهمی از مصرف، بدون اعتبار و قسط عملاً ممکن نیست.

در ظاهر، توسعه لیزینگ و فروش اقساطی می‌تواند نشانه مدرن شدن نظام تأمین مالی باشد؛ ابزاری که به خانوار اجازه می‌دهد هزینه خرید را در طول زمان پخش کند. اما در اقتصاد ایران، داستان کمی متفاوت است.

اینجا بسیاری از مردم نه برای مدیریت بهتر مالی، بلکه به این دلیل قسطی خرید می‌کنند که اساساً دیگر توان خرید نقدی ندارند.

این تفاوت بسیار مهم است. در اقتصادهای توسعه‌یافته، اعتبار مصرفی معمولاً مکمل درآمد پایدار است؛ اما در اقتصادهای تورمی، اعتبار مصرفی گاهی جای خالی قدرت خرید ازدست‌رفته را پر می‌کند.

همین موضوع باعث شده مدل تأمین مالی مصرف‌کننده در ایران، آرام‌آرام از ابزار رفاهی به ابزار بقا تبدیل شود.

کافی است به تغییر بازار نگاه کنیم؛ فروش اقساطی دیگر محدود به کالاهای سرمایه‌ای نیست. حالا حتی خریدهای میان‌رده و روزمره هم وارد چرخه اقساط شده‌اند. این یعنی شکاف میان درآمد و هزینه، آن‌قدر زیاد شده که خانوار بدون دسترسی به اعتبار، عملاً از بخشی از بازار حذف می‌شود.

از طرف دیگر، خود کسب‌وکارها هم به‌شدت به این مدل وابسته شده‌اند. بسیاری از شرکت‌ها می‌دانند اگر فروش اقساطی را حذف کنند، بخش بزرگی از تقاضا از بین می‌رود. در نتیجه، تأمین مالی مصرف‌کننده حالا به بخشی از استراتژی بقای بازار تبدیل شده است.

اما این روند، ریسک‌های پنهانی هم دارد.

وقتی اقتصاد بیش از حد به اعتبار مصرفی وابسته شود، کوچک‌ترین شوک درآمدی می‌تواند بحران نکول ایجاد کند. از سوی دیگر، افزایش خرید اعتباری در شرایط تورمی، گاهی خودش به تقویت انتظارات تورمی دامن می‌زند؛ چون مردم ترجیح می‌دهند خرید امروز را به فردا موکول نکنند.

در دنیا، بازار لیزینگ و اعتبار مصرفی معمولاً بر پایه نرخ بهره قابل پیش‌بینی، ثبات درآمد خانوار و نظام اعتبارسنجی دقیق شکل می‌گیرد. اما در ایران، هنوز بخش مهمی از این بازار، یا بسیار پرریسک است یا هزینه مالی سنگینی برای مصرف‌کننده دارد.

همین باعث شده گاهی مردم برای حفظ سطح حداقلی مصرف، وارد تعهدات مالی طولانی شوند؛ تعهداتی که در اقتصادی بی‌ثبات، می‌تواند فشار بیشتری به خانوار وارد کند.

شاید مهم‌ترین نشانه تغییر اقتصاد ایران همین باشد؛ اینکه «قسط» دیگر فقط یک انتخاب مالی نیست، بلکه به بخشی از سبک زندگی اجباری تبدیل شده است.

و سؤال اصلی این سه‌شنبه همین است: وقتی مردم برای خریدهای عادی هم به تأمین مالی نیاز دارند، آیا مشکل فقط کمبود اعتبار است یا فرسایش قدرت خرید؟

0 نظر:

نظر بدهید