به گزارش اکو اقتصاد، بررسیهای میدانی نشان میدهد که در بسیاری از مناطق تهران، قیمتهای پیشنهادی مالکان نسبت به اواخر سال گذشته بین ۴۰ تا ۱۰۰ درصد رشد داشته؛ عددی که با هیچ منطق اقتصادی، تورم عمومی یا قدرت خرید متقاضیان واقعی همخوانی ندارد.
تورم در ویترین، رکود در معامله
آنچه امروز در بازار مسکن میبینیم، شکاف عمیقی میان «قیمتهای آگهیشده» و «قیمتهای معاملاتی» است. گزارشها حاکی از آن است که تعداد فایلهای فروش در پلتفرمها بهطور غیرمعمولی افزایش یافته، اما نکته کلیدی اینجاست: بسیاری از این فایلها، داراییهای تازهواردی نیستند. در واقع، همان فایلهای زمستان گذشته هستند که اکنون با برچسبهای قیمتی نجومی دوباره بارگذاری شدهاند. این در حالی است که حجم معاملات نه تنها رشدی نداشته، بلکه به دلیل عدم تناسب قیمتها با توان مالی متقاضیان مصرفی، به شدت کاهش یافته است.
آگهیهایی که بازدید نمیشوند!
شواهد میدانی و تماسهای مکرر با مشاوران املاک پرده از یک واقعیت تلخ برمیدارد: بسیاری از این آگهیها «صوری» هستند. وقتی خریداران یا خبرنگاران برای بازدید از این ملکها تماس میگیرند، با پاسخهای تکراری مواجه میشوند: «مالک فعلاً قصد فروش قطعی ندارد»، «واحد در دست مستأجر است»، یا «کلید نزد بنگاه نیست». این وضعیت نشان میدهد که هدف از ثبت این فایلها، فروش ملک نیست، بلکه استفاده از پلتفرم به عنوان ابزاری برای «مرجعسازی قیمتی» و بالا بردن کاذب انتظارات تورمی در کل محله است.
مکانیزمِ قیمتسازی؛ چرخهای که بازار را فلج کرده است
فعالان بازار توضیح میدهند که برخی مالکان و دلالان، مکانیزم ساده و مخربی را در پیش گرفتهاند. آنها ملک را با قیمتی بالاتر از عرف بازار آگهی میکنند؛ به محض دریافت چند تماس کنجکاوانه، مالک تصور میکند بازار «کشش» دارد و قیمت را در مرحله بعد باز هم افزایش میدهد. این زنجیره باعث میشود بدون انجام حتی یک معامله واقعی، قیمت پیشنهادی در سایتها در چند مرحله پلهپله بالا برود. در چنین فضایی، مشاوران املاک نیز برای اینکه از بازار عقب نمانند یا فایلهای خود را از دست ندهند، ناچار به ثبت این قیمتهای غیرواقعی میشوند و در نهایت، خریدار مصرفی در میان انبوهی از ارقام نامتعارف، سردرگم و از بازار عقبنشینی میکند.
تبعات برای مصرفکننده؛ وقتی آگهی کارکردش را از دست میدهد
خطرناکترین پیامد این رفتار، تبدیل شدن بازار مسکن به بازاری «غیرشفاف» است که در آن «کشف قیمت» غیرممکن شده است. برای نمونه، واحدهایی با ویژگیهای مشابه در مناطق مختلف تهران نسبت به سال گذشته جهشهای قیمتی تا ۱۰۰ درصدی را تجربه کردهاند که هیچ پشتوانه تولیدی یا اقتصادی ندارد. این وضعیت باعث شده است که متقاضیان واقعی – یعنی کسانی که به دنبال سرپناه هستند – عملاً از جریان بازار حذف شوند
بازار مسکن اکنون در وضعیتی قرار دارد که آگهیها دیگر نمایشگرِ «ارزشِ دارایی» نیستند، بلکه به ابزاری برای «بازی با انتظارات» تبدیل شدهاند. تا زمانی که نظارت بر این پلتفرمها تقویت نشود و ابزارهای شفافیت قیمت (مانند سامانه کد رهگیریِ واقعی و قیمتهای نهایی معامله) بر ارقام پیشنهادی غلبه نکند، این حباب مصنوعی میتواند رکود فعلی را عمیقتر کرده و قدرت خرید مردم را بیش از پیش تحلیل ببرد. خریداران مصرفی باید بدانند که بسیاری از قیمتهای مشاهدهشده در سایتها، با «واقعیتهای معاملاتی» در دفاتر اسناد رسمی فرسنگها فاصله دارد و نباید مبنای تصمیمگیریهای قطعی قرار گیرد