به گزارش اکو اقتصاد، شنبه در اقتصاد ایران معمولاً روز شروع دوباره پروژهها و تصمیمهاست؛ اما پشت این شروعهای تکراری، یک تغییر مهم در منطق تأمین مالی در حال رخ دادن است: پول دیگر قبل از تصمیم نمیآید، بعد از تصمیم میرسد—اگر برسد.
در اقتصادهای توسعهیافته، مسیر معمول روشن است: ابتدا ایده، سپس ارزیابی مالی، بعد تأمین مالی و در نهایت اجرا. یعنی پول، پیشنیاز تصمیم است. اما در بسیاری از بخشهای اقتصاد ایران، این ترتیب برعکس شده است.
ابتدا پروژه تعریف میشود، حتی اجرا شروع میشود، تعهدات شکل میگیرد، هزینهها بالا میرود و تازه در مرحله بعد، بنگاه یا نهاد اقتصادی وارد فاز «تأمین مالی اضطراری» میشود. این همان چیزی است که میتوان آن را «تأمین مالی واکنشی» نامید؛ مدلی که در آن، پول نه برای ساخت آینده، بلکه برای نجات حال وارد میشود.
در چنین ساختاری، تصمیمهای اقتصادی بیش از آنکه بر اساس ظرفیت مالی گرفته شوند، بر اساس ضرورت عملیاتی شکل میگیرند. یعنی پروژهها «باید انجام شوند»، نه اینکه «آیا منابع برایشان وجود دارد یا نه». نتیجه این وضعیت، شکلگیری چرخهای است که در آن، تأمین مالی همیشه عقبتر از واقعیت اقتصادی حرکت میکند.
در ادبیات مالی جدید، یکی از نشانههای بلوغ نظام تأمین مالی، همزمانی تصمیم و تأمین منابع است. هرچه فاصله بین این دو بیشتر شود، ریسک پروژهها، هزینه سرمایه و احتمال شکست افزایش پیدا میکند. در ایران اما این فاصله در بسیاری از موارد به یک شکاف تبدیل شده است.
بنگاهها پروژه را شروع میکنند با این فرض که «بعداً پولش جور میشود». نظام بانکی یا بازارهای مالی نیز در بسیاری موارد، در نقش تأمینکننده اضطراری وارد میشوند، نه شریک توسعه.
این وضعیت چند پیامد مهم دارد، اول، افزایش هزینه تأمین مالی؛ چون پولی که در شرایط اضطراری تأمین میشود، معمولاً گرانتر است. دوم، کاهش کیفیت پروژهها؛ چون طراحی اولیه بر اساس منابع واقعی انجام نشده است. سوم، افزایش ریسک سیستماتیک؛ چون زنجیرهای از تعهدات مالی بدون پشتوانه کافی شکل میگیرد.
در اقتصادهای باثبات، بانکها و نهادهای مالی نقش «فیلتر قبل از تصمیم» دارند. یعنی اجازه نمیدهند پروژهای بدون منطق مالی وارد فاز اجرا شود. اما در اقتصادهای تحت فشار، این فیلترها ضعیفتر میشوند و پروژهها زودتر از تأمین مالی واقعی آغاز میشوند. همین موضوع باعث میشود تأمین مالی در عمل از یک ابزار برنامهریزی به یک ابزار مدیریت بحران تبدیل شود.
شاید یکی از مهمترین تغییرات پنهان اقتصاد ایران همین باشد، پول دیگر آغاز تصمیم نیست؛ پایان فشار تصمیم است و سؤال کلیدی اینجاست: وقتی تأمین مالی همیشه دیر میرسد، آیا هنوز میتوان از «تصمیم اقتصادی» صحبت کرد یا فقط با «واکنش اقتصادی» مواجهیم؟