صورت‌حساب 3 ماه قطع اینترنت را چه کسانی پرداخت کردند؟
قبض خاموشی اینترنت در جیب شهروندان ایرانی است، هزینه اتصال یا عدم اتصال سه ماهه‌ای که از جیب‌شان رفت.

به گزارش اکو اقتصاد، بیش از ۸۰ روز محدودیت و اختلال اینترنت، فقط یک بحران فنی یا امنیتی نیست؛ یک صورت‌حساب بزرگ اقتصادی و اجتماعی است که نه از بودجه رسمی، بلکه از جیب شهروندان پرداخت می شود.از کسانی که ناچار به خرید «اینترنت پرو» شده اند تا کاربرانی که برای ادامه ارتباط، سراغ فیلترشکن‌های گران و ناپایدار می روند. 

از فروشنده‌های اینستاگرامی و تلگرامی تا برنامه‌نویسان، مدرسان آنلاین، دانشجویان، مهاجران، یوتیوبرها، فریلنسرها و شهروندان عادی، هرکدام سهمی از هزینه گزاف این خاموشی را پرداخت کردند؛ هزینه‌ای که در بسیاری از موارد، دیگر به جیب آنها بازنمی‌گردد.

اینترنت کی به حالت عادی برمی‌گردد؟

در بسیاری از کشورهای جهان، پرسش عمومی مردم این است که اینترنت چگونه سریع‌تر، ارزان‌تر و پایدارتر شود؛ اما در ایران، در ماه‌های اخیر پرسش بخش بزرگی از جامعه این بود: «اینترنت کی به حالت عادی برمی‌گردد؟» همین پرسش به‌ظاهر ساده، نشانه یک جابه‌جایی عمیق در زندگی روزمره ایرانیان است؛ جایی که اینترنت دیگر ابزار تفریح یا ارتباط جانبی نیست، بلکه زیرساخت معاش، آموزش، درمان، مهاجرت، خرید، فروش، اطلاع‌رسانی و حتی احساس امنیت فردی است.

بر اساس گزارش DataReportal، ایران در ابتدای سال ۲۰۲۵ حدود ۷۳.۲ میلیون کاربر اینترنت داشت و ضریب نفوذ اینترنت به ۷۹.۶ درصد جمعیت رسیده بود. همچنین ۴۸ میلیون هویت کاربری در شبکه‌های اجتماعی ثبت شده بود؛ معادل ۵۲.۲ درصد کل جمعیت کشور.

اینترنتی که برای مردم نان بود، نه تفریح

برای بخشی از مردم، اینستاگرام، تلگرام، واتس‌اپ، یوتیوب و پلتفرم‌های بین‌المللی فقط شبکه اجتماعی نبودند؛ مغازه، دفتر کار، کلاس درس، ویترین فروش، کانال بازاریابی، ابزار اعتمادسازی و راه ارتباط با مشتری بود. در سال‌هایی که تحریم، تورم و رکود، مسیر فعالیت اقتصادی را برای کسب‌وکارهای کوچک تنگ کرده بود، بسیاری از مردم با اتکا به همین فضا برای خود بازار ساختند؛ بی‌نیاز از اجاره مغازه، بی‌نیاز از سرمایه اولیه سنگین و بی‌نیاز از شبکه‌های سنتی توزیع.

 

گزارش‌های بین‌المللی نیز تاکید کرده‌اند که در سال‌های بحران اقتصادی ایران، پلتفرم‌هایی مانند اینستاگرام و واتس‌اپ به کسب‌وکارهای کوچک کمک کردند تا مشتری پیدا کنند و بخشی از مردم بتوانند در برابر افزایش هزینه‌های زندگی، درآمد مکمل داشته باشند. بنابراین وقتی این مسیر بسته شد، فقط چند اپلیکیشن از دسترس خارج نشد؛ بخشی از سازوکار بقا و معیشت خانوارها مختل شد.

صورت‌حساب اول؛ پولی که برای اتصال پرداخت شد

یکی از نخستین گروه‌هایی که هزینه دادند، کسانی بودند که برای ادامه کار، تحصیل یا ارتباط ناچار شدند سراغ اینترنت‌های خاص، دسترسی‌های محدود یا بسته‌هایی بروند که با عنوان‌هایی مانند «اینترنت پرو» شناخته شد.

در عمل، دسترسی به اینترنت جهانی از یک حق عمومی به امتیازی طبقاتی تبدیل شد؛ امتیازی که برخی توانستند برای آن پول بپردازند و بسیاری دیگر از آن محروم ماندند.

صورت‌حساب دوم؛ فیلترشکن‌هایی که خریدند و اعتمادی که از دست رفت

گروه دوم کسانی بودند که اینترنت پرو نخریدند یا نتوانستند بخرند و برای ادامه دسترسی به شبکه‌های جهانی سراغ فیلترشکن رفتند. در ایران، فیلترشکن دیگر یک ابزار یا هزینه جانبی و فرعی نیست؛ برای بسیاری از مردم، بخشی از هزینه ثابت زندگی دیجیتال شده است.

گزارش Internet Society به نقل از برآوردهای داخلی و پژوهشی نوشته بود که دست‌کم ۶۴ درصد کاربران اینترنت در ایران، برای دسترسی به شبکه‌های اجتماعی خارجی از ابزارهای VPN استفاده می‌کردند و ارزش بازار VPN در ایران حدود ۵ هزار میلیارد تومان، معادل حدود ۸۵ میلیون دلار، برآورد شده است.

 

اما هزینه فیلترشکن فقط پول نیست. کاربر بابت ابزاری پول می‌دهد که اغلب بی‌ثبات، ناامن و بدون ضمانت است. یک روز کار می‌کند، روز دیگر از دسترس خارج می‌شود. سرعت را پایین می‌آورد، تماس تصویری را مختل می‌کند، امنیت داده را زیر سوال می‌برد و گاهی کاربر را در معرض بدافزار، سرقت اطلاعات یا نظارت ناخواسته قرار می‌دهد. برای یک شهروند عادی، این یعنی اضطراب دائمی برای اتصال؛ برای یک کسب‌وکار، یعنی از دست رفتن مشتری؛ برای یک دانشجو، یعنی عقب‌ماندن از مهلت ارسال مقاله یا اپلای؛ برای یک برنامه‌نویس، یعنی اختلال در اتصال به ابزارهای کاری جهانی.

بازارهایی که خوابیدند؛ مشتریانی که برگشتنی نیستند

بخش دیگری از هزینه خاموشی اینترنت را کسب‌وکارهایی پرداختند که اصلا امکان خرید دسترسی ویژه یا دورزدن محدودیت را نداشتند. آنها نه تیم فنی داشتند، نه سرمایه کافی، نه امکان مهاجرت دیجیتال به پلتفرم‌های جایگزین. بازارشان در اینستاگرام و تلگرام ساخته شده بود و با قطع آن، ویترین‌شان خاموش شد.

برای فروشنده خرد، قطع اینترنت فقط کاهش بازدید نیست؛ یعنی سفارش‌هایی که ثبت نمی‌شود، مشتری‌هایی که پاسخ نمی‌گیرند، اعتمادهایی که از بین می‌رود و الگوریتم‌هایی که بعد از بازگشت احتمالی، دیگر همان جایگاه قبلی را به او نمی‌دهند. در بازار دیجیتال، وقفه طولانی مثل تعطیلی چندروزه یک مغازه نیست؛ گاهی یعنی حذف از حافظه مشتری.

 

 

0 نظر:

نظر بدهید