به گزارش اکو اقتصاد، در هفتههای اخیر، افزایش گمانهزنیها درباره احتمال تفاهم و کاهش تنشهای سیاسی، فضای تازهای در بازارهای مالی ایجاد کرده است. بازار سرمایه با رشد قابل توجه همراه شده و همزمان بازار ارز نیز نشانههایی از عقبنشینی را تجربه کرده است. با این حال، این پرسش همچنان مطرح است که آیا بازارها به «اصل تفاهم» واکنش نشان میدهند یا به «کیفیت و دوام» آن؟
فردین آقابزرگی، کارشناس ارشد بازارهای مالی در گفتوگو با خبرنگار اکواقتصاد با اشاره به تأثیر مستقیم فضای سیاسی بر اقتصاد گفت: «همانطور که تنشها اثر منفی بر اقتصاد و بازار سرمایه میگذارند، زمزمههای تفاهم و سازش نیز طبیعتاً اثر مثبت دارند. البته باید توجه داشت که این پیشبینیها و واکنشها باید مبتنی بر عمق اختلافات و سابقه روابط طرفین تحلیل شوند.»
او معتقد است بخشی از واکنش سریع بورس به تحولات اخیر، ناشی از شرایط درونی بازار سهام است و توضیح داد: «علت جهشی که بورس نسبت به سایر بازارها داشته، صرفاً خوشبینی سیاسی نیست؛ بورس مدتها از سایر بازارها جامانده بود و اکنون به دلیل ارزندگی مناسب، اولویت بیشتری برای جذب نقدینگی پیدا کرده است.»
به گفته این تحلیلگر، سرمایه ذاتاً به دنبال ثبات و افق قابل پیشبینی حرکت میکند و از نااطمینانی گریزان است. او در اینباره گفت: «سرمایهگذار از شرایط بیثبات فرار میکند. اگر سطح تنشها در منطقه و روابط بینالمللی کاهش پیدا کند، طبیعتاً برای فعالان اقتصادی مطلوب خواهد بود؛ اما همچنان باید عمق اختلافات بنیادی را در نظر گرفت.»
آقابزرگی با اشاره به اختلاف دیدگاههای اساسی میان طرفین افزود: «وقتی اختلافات بنیادین همچنان پابرجاست، شاید قضاوت درباره یک توافق بلندمدت کمی عجولانه باشد. با این حال، برخی متغیرهای سیاسی و بینالمللی، از جمله شرایط داخلی آمریکا، انتخابات میاندورهای کنگره و حتی رویدادهای مهم بینالمللی، میتوانند در کوتاهمدت زمینهساز کاهش تنش و شکلگیری فضای مثبت شوند.»
این کارشناس همچنین درباره تغییر مسیر نقدینگی در صورت تحقق تفاهم توضیح داد: «معمولاً در فضای پرریسک، سرمایهها به سمت بازارهایی مثل ارز، طلا و مسکن حرکت میکنند؛ چون این بازارها نقش پناهگاه سرمایه را دارند. اما اگر تفاهمی پایدار و بلندمدت شکل بگیرد، به مرور شاهد انتقال سرمایهها از بازارهای غیرمولد به سمت بازارهای مولد، بهویژه بازار سرمایه خواهیم بود.»
او تأکید کرد که بازار سرمایه به دلیل نقش مستقیم در تأمین مالی تولید، مزیتهای مالیاتی و همچنین سطح نقدشوندگی بالا، میتواند مقصد اصلی سرمایهها در فضای باثبات باشد.
این تحلیلگر با اشاره به ظرفیتهای نهفته اقتصاد ایران اظهار داشت: «اقتصاد ایران نسبت به بسیاری از کشورهای منطقه همچنان با نوعی عقبماندگی مواجه است و همین موضوع، ظرفیت رشد قابل توجهی ایجاد میکند. در صورت حصول یک توافق واقعی و پایدار، اقتصاد و بازار سرمایه ایران میتوانند به یکی از مهمترین مقاصد سرمایه و نقدینگی تبدیل شوند.»
آقابزرگی در عین حال هشدار داد که مهمترین چالش پیش روی سیاستگذار، نحوه مواجهه با سرمایه و تجارت بینالمللی پس از رفع محدودیتها خواهد بود و گفت: «امروز در بسیاری از کشورهای منطقه و حتی اقتصادهای بزرگ، اشتیاق برای ورود به اقتصاد ایران وجود دارد. مسئله اصلی این است که آیا سیاستگذار میتواند فضایی جذاب و امن برای سرمایهگذار ایجاد کند یا خیر.»
وی ادامه داد: «در سالهای گذشته، با وجود تأکید بر جذب سرمایهگذار خارجی، فضای کسبوکار به دلیل پیچیدگیها، سختیهای اداری و بعضاً فساد، نتوانست سرمایه قابل توجهی جذب کند. بنابراین ریسک اصلی این است که فرصت احتمالی پیش رو، دوباره به دلیل ضعف سیاستگذاری از دست برود.»