به گزارش اکو اقتصاد، در اقتصاد ایران، چک فقط یک ابزار بانکی نیست؛ بخشی از معماری غیررسمی تأمین مالی است. وقتی دسترسی به منابع بانکی سخت، هزینه پول بالا و نقدینگی محدود میشود، اقتصاد بهتدریج به سمت ابزارهای جایگزین حرکت میکند. در ایران، یکی از مهمترین این ابزارها، «چک مدتدار» بوده است؛ چیزی میان اعتبار، بدهی و امید به آینده.
در ظاهر، چک یعنی تعهد پرداخت در آینده. اما در عمل، بسیاری از کسبوکارها با همین تعهدها خرید میکنند، مواد اولیه میگیرند، معامله انجام میدهند و حتی زنجیره تولید را جلو میبرند. به همین دلیل است که در بازار ایران، گاهی اعتبار یک چک از موجودی حساب مهمتر میشود.
این مدل، یک ویژگی مهم اقتصاد ایران را نشان میدهد: اقتصاد تلاش کرده کمبود نقدینگی را با گسترش «اعتبار غیررسمی» جبران کند. در بسیاری از صنایع، بهویژه در دورههای رکود یا فشار مالی، فاصله زمانی چکها طولانیتر میشود. یعنی بنگاهها عملاً از یکدیگر تأمین مالی میکنند؛ بدون آنکه بانک مستقیماً وارد ماجرا شود. اما همین سازوکار، اقتصاد را شکننده هم میکند.
چون وقتی یک حلقه زنجیره دچار مشکل شود، اثر آن میتواند بهسرعت در کل شبکه پخش شود. یک چک برگشتی، فقط مشکل یک بنگاه نیست؛ گاهی آغاز اختلال در زنجیرهای از تعهدات مالی است. به همین دلیل، در اقتصاد ایران، آمار چکهای برگشتی فقط یک شاخص بانکی نیست؛ دماسنج فشار نقدینگی در کل اقتصاد است.
در سالهای اخیر، با توسعه سامانههای بانکی و اعتبارسنجی، بخشی از ریسک چک کاهش یافته، اما ماهیت ماجرا همچنان تغییر نکرده است: بخش مهمی از اقتصاد هنوز با «پول آینده» کار میکند، نه پول امروز.
این وضعیت، از یکسو انعطافپذیری اقتصاد ایران را نشان میدهد؛ اینکه بازار توانسته برای کمبود منابع رسمی، راهحل غیررسمی بسازد. اما از سوی دیگر، نشانه عمق بحران نقدینگی هم هست. در اقتصادهای باثبات، بنگاهها معمولاً برای سرمایه در گردش به ابزارهای رسمی مالی متکیاند؛ خطوط اعتباری، فاکتورینگ، تأمین مالی زنجیره تأمین یا بازار بدهی کوتاهمدت. اما در ایران، هنوز چک یکی از مهمترین ستونهای گردش اقتصاد است.
شاید به همین دلیل است که در بازار ایران، جمله «چک چند ماهه میدی؟» گاهی مهمتر از خودِ قیمت کالاست.
و سؤال اصلی این دوشنبه همین است: وقتی اقتصاد بیشتر با وعده پرداخت میچرخد تا نقدینگی واقعی، آیا هنوز میتوان گفت بحران تأمین مالی فقط کمبود پول است؟