چه کسی هوش مصنوعی را تامین مالی می‌کند؟
در حالی که جهان سرگرم رقابت بر سر هوش مصنوعی است، یک سؤال مهم آرام‌آرام وارد اتاق‌های فکر مالی شده است: چه کسی هزینه این تبِ سرمایه‌گذاری را پرداخت می‌کند؟ پاسخ، برخلاف تصور رایج، فقط غول‌های فناوری نیستند. بخش بزرگی از این پول از بازاری آمده که تا همین چند سال پیش چندان شناخته‌شده نبود؛ بازار «اعتبار خصوصی». بازاری که حالا همزمان با رشد AI، اولین نشانه‌های فشار را بروز داده است.

به گزارش اکو اقتصاد، در اقتصاد جهانی معمولاً همه نگاه‌ها به فناوری دوخته می‌شود، اما تاریخ نشان می‌دهد پشت هر موج بزرگ تکنولوژیک، یک داستان مالی مهم‌تر هم وجود دارد.

همان‌طور که راه‌آهن بدون بازار بدهی قرن نوزدهم شکل نمی‌گرفت و رونق اینترنت بدون سرمایه ارزان دهه ۹۰ ممکن نبود، جهش امروز هوش مصنوعی نیز بر دوش یک موتور مالی تازه حرکت می‌کند؛ بازاری که نامش کمتر از خود AI شنیده می‌شود: «Private Credit».

در سال‌های اخیر صندوق‌های اعتبار خصوصی به یکی از مهم‌ترین تأمین‌کنندگان مالی شرکت‌ها و پروژه‌های بزرگ تبدیل شده‌اند. این صندوق‌ها برخلاف بانک‌ها، خارج از نظام سنتی وام‌دهی فعالیت می‌کنند و به شرکت‌هایی پول می‌دهند که یا برای بانک‌ها بیش از حد پرریسک هستند یا فرآیند تأمین مالی بانکی را بیش از حد کند می‌دانند. 

در ابتدا همه‌چیز موفق به نظر می‌رسید. نرخ‌های بهره بالا، محدودیت‌های نظارتی بانک‌ها و عطش بازار برای سرمایه باعث شد این صنعت به سرعت رشد کند؛ تا جایی که ارزش آن به نزدیکی دو تریلیون دلار رسید. 

اما نقطه حساس ماجرا از جایی آغاز شد که بخش بزرگی از این سرمایه به سمت حوزه‌هایی رفت که بیشترین هیجان را در بازار داشتند؛ نرم‌افزار، زیرساخت‌های دیجیتال، دیتاسنترها و در نهایت پروژه‌های مرتبط با هوش مصنوعی. 

در ظاهر، این همان چیزی است که اقتصاد به آن نیاز دارد؛ سرمایه‌گذاری روی فناوری آینده. اما مشکل از جایی شروع می‌شود که رشد یک صنعت، بیش از حد به فرض تداوم خوش‌بینی وابسته شود.

در هفته‌های اخیر نشانه‌هایی ظاهر شده که باعث شده نهادهای ناظر و رسانه‌های مالی با احتیاط بیشتری به این بازار نگاه کنند. گزارش‌ها از افزایش زیان‌های ثبت‌نشده در برخی صندوق‌های اعتبار خصوصی، افزایش درخواست خروج سرمایه سرمایه‌گذاران و فشار روی برخی پرتفوی‌های فناوری حکایت دارد. 

نکته مهم این نیست که بحران بزرگی در راه است یا نه؛ بلکه این است که بازار اعتبار خصوصی حالا وارد اولین آزمون واقعی خود شده است.

برای سال‌ها این صنعت در فضایی رشد کرد که نقدینگی فراوان بود و ارزش‌گذاری‌ها دائماً افزایش پیدا می‌کرد. اما حالا سرمایه‌گذاران می‌خواهند بدانند دارایی‌هایی که روی کاغذ ارزشمند به نظر می‌رسند، در صورت نیاز چقدر واقعاً قابل نقد شدن هستند.

همین موضوع باعث شده واژه‌ای که سال‌ها از بحران مالی ۲۰۰۸ به ارث مانده بود دوباره شنیده شود: «شفافیت».

منتقدان می‌گویند مسئله اصلی بازار اعتبار خصوصی خودِ وام‌ها نیست؛ بلکه دشواری مشاهده ریسک‌هاست. در بازارهای عمومی، قیمت‌ها هر روز تغییر می‌کنند و فشارها سریع‌تر نمایان می‌شود. اما در بازارهای خصوصی، بسیاری از دارایی‌ها کمتر معامله می‌شوند و به همین دلیل تشخیص فشار واقعی زمان بیشتری می‌برد. 

شاید به همین دلیل است که امروز بحث اصلی دیگر خود هوش مصنوعی نیست؛ بلکه مدل تأمین مالی آن است. زیرا هر موج تکنولوژیک در نهایت یک سؤال مالی دارد: اگر انتظارات آینده مطابق پیش‌بینی‌ها پیش نرود، ریسک کجا ظاهر خواهد شد؟

فعلاً هیچ‌کس از یک بحران قریب‌الوقوع صحبت نمی‌کند. حتی برخی تحلیلگران معتقدند بازار اعتبار خصوصی به اندازه‌ای که منتقدان می‌گویند خطرناک نیست.  اما آنچه توجه اقتصاددانان را جلب کرده، خودِ نشانه‌هاست؛ نشانه‌هایی که یادآوری می‌کند در اقتصاد جهانی، هر زمان پول با سرعتی بیشتر از شفافیت حرکت کند، دیر یا زود پرسش‌های سخت‌تری مطرح خواهد شد.

و شاید مهم‌ترین سؤال امروز این باشد: جهان در حال ساختن زیرساخت‌های هوش مصنوعی است؛ اما آیا همزمان در حال ساختن یک ریسک مالی جدید هم هست؟

0 نظر:

نظر بدهید