به گزارش اکو اقتصاد، در سالهای اخیر شکاف میان درآمد خانوارها و هزینه تأمین کالاهای ضروری به شکل چشمگیری افزایش یافته و بازار لوازم خانگی به یکی از ملموسترین نمودهای این فشار اقتصادی تبدیل شده است. افزایش مستمر قیمتها در کنار رشد محدود دستمزدها باعث شده خرید کالاهای اساسی خانگی برای بخش بزرگی از جامعه، بهویژه زوجهای جوان، از یک فرآیند قابل مدیریت به یک چالش جدی اقتصادی تبدیل شود.
بررسیهای آماری نشان میدهد میانگین قیمت چهار قلم کالای اساسی شامل یخچال، ماشین لباسشویی، تلویزیون و جاروبرقی تولید داخل، در سال ۱۴۰۴ به حدود ۳۷۵ میلیون تومان رسیده است. این در حالی است که حداقل دستمزد ماهانه در همین سال حدود ۱۰ میلیون تومان برآورد میشود؛ موضوعی که به معنای نیاز به نزدیک به سه سال درآمد کامل، بدون احتساب هزینههای ضروری زندگی، برای تأمین این اقلام است.
این شرایط در مقایسه با یک دهه گذشته تغییر قابل توجهی را نشان میدهد. در سالهای نهچندان دور، خرید لوازم خانگی عمدتاً با چند ماه پسانداز امکانپذیر بود و چالش اصلی خانوارها «زمان» بود نه «توان خرید». اما با تداوم تورم و افزایش قیمت کالاهای بادوام، این معادله تغییر کرده و در بسیاری موارد حتی پسانداز نیز پاسخگوی رشد سریع قیمتها نیست.
کارشناسان اقتصادی این روند را ناشی از ترکیب چند عامل از جمله تورم مزمن، نوسانات ارزی، محدودیتهای وارداتی و کاهش رقابت در بازار میدانند. در این میان، کاهش دسترسی به برندهای خارجی نیز باعث شده بخشی از فشار تقاضا به بازار داخلی منتقل شود و در نتیجه قیمت محصولات تولید داخل نیز روندی صعودی به خود بگیرد.
در چنین فضایی، الگوی مصرف خانوارها نیز تغییر کرده است. بسیاری از خانوادهها به جای تعویض دورهای کالاهای خانگی، ناچار به استفاده طولانیمدت و تعمیرمحور شدهاند. همچنین گرایش به خرید اقساطی افزایش یافته، هرچند محدودیتهای اعتباری و نبود توان بازپرداخت اقساط برای بخشی از جامعه، این مسیر را نیز برای همه قابل دسترس نکرده است.
از سوی دیگر، تسهیلاتی مانند وام ازدواج که در مقاطعی توان پوشش کامل یا حتی مازاد بر هزینههای اولیه زندگی را داشت، اکنون در بسیاری موارد تنها بخش محدودی از هزینههای جهیزیه را پوشش میدهد. با وجود افزایش اسمی این وام در سالهای اخیر، رشد سریعتر قیمت کالاها باعث کاهش اثر واقعی آن شده است.
در یک دهه گذشته، قیمت برخی اقلام اساسی لوازم خانگی رشدهای چند هزار درصدی را تجربه کردهاند؛ بهگونهای که کالاهایی مانند یخچال و ماشین لباسشویی با افزایش چند برابری قیمت مواجه شده و از یک کالای قابل خرید با پسانداز کوتاهمدت به یک دارایی سنگین و بلندمدت تبدیل شدهاند.
این تحولات نهتنها بر قدرت خرید خانوارها، بلکه بر ساختار بازار نیز اثر گذاشته است. تولیدکنندگان داخلی با وجود افزایش هزینههای تولید، در شرایطی فعالیت میکنند که همزمان با کاهش تقاضای موثر و فشار قیمتی روبهرو هستند. نتیجه این وضعیت، شکلگیری بازاری است که در آن «حداقلهای مصرف» جایگزین انتخابهای متنوع شده است.
تداوم این روند بدون اصلاحات ساختاری در سیاستهای اقتصادی دشوار خواهد بود. کاهش فشار تورمی، ثبات در بازار ارز و افزایش سطح رقابت در صنعت لوازم خانگی از جمله عواملی هستند که میتوانند در میانمدت به بهبود قدرت خرید خانوارها کمک کنند. در غیر این صورت، فاصله میان درآمد و هزینه تأمین کالاهای ضروری همچنان رو به افزایش خواهد بود و تأمین جهیزیه برای بخش بزرگی از جامعه به یک هدف دشوار و بلندمدت تبدیل میماند.