به گزارش اکواقتصاد، بر اساس دادههای اعلامشده از سوی مسئولان حوزه جمعیت، تعداد موالید ثبتشده در سال ۱۴۰۴ به حدود ۸۹۲ هزار نفر رسیده؛ رقمی که نه تنها نسبت به سال ۱۴۰۳ نزدیک به ۹۰ هزار نفر کمتر است، بلکه فاصلهای چشمگیر با دهههای گذشته دارد؛ دورانی که سالانه بیش از دو میلیون نوزاد در کشور متولد میشدند. همزمان، تعداد ازدواجهای ثبتشده نیز به ۴۳۱ هزار و ۴۱۵ مورد کاهش یافته که نسبت به سال قبل حدود ۸.۸ درصد افت را نشان میدهد.
نگاهی به روند تاریخی جمعیت ایران نشان میدهد کشور در چند دهه گذشته یکی از سریعترین تحولات جمعیتی جهان را تجربه کرده است. در دهه ۱۳۶۰، ایران به دلیل نرخ باروری بسیار بالا، سالانه بیش از دو میلیون تولد را ثبت میکرد و نرخ رشد جمعیت در برخی سالها از ۳ درصد نیز فراتر میرفت. متوسط تعداد فرزند برای هر زن ایرانی در آن دوره حدود ۶ تا ۷ فرزند برآورد میشد.
اما از اوایل دهه ۱۳۷۰ با اجرای سیاستهای تنظیم خانواده، گسترش آموزش، افزایش شهرنشینی و تغییر الگوهای زندگی، نرخ باروری به سرعت کاهش یافت. این روند در دهههای ۱۳۸۰ و ۱۳۹۰ ادامه پیدا کرد و اکنون بر اساس اعلام مسئولان وزارت بهداشت، میزان باروری کل کشور به حدود ۱.۴ تا ۱.۵ فرزند برای هر زن رسیده است؛ رقمی که به مراتب پایینتر از سطح جانشینی جمعیت یعنی حدود ۲.۱ فرزند است.
بررسی آمارهای ولادت نیز این تغییر را به خوبی نشان میدهد. در حالی که دهه ۱۳۶۰ با بیش از دو میلیون تولد سالانه شناخته میشد، تعداد موالید در سال ۱۴۰۳ برای نخستین بار به زیر یک میلیون نفر رسید و در سال ۱۴۰۴ نیز به حدود ۸۹۲ هزار نفر کاهش یافت. به این ترتیب، طی کمتر از چهار دهه، تعداد تولدهای سالانه ایران به کمتر از نصف دوران اوج خود رسیده است.
همزمان با کاهش فرزندآوری، روند ازدواج نیز نزولی شده است. ثبت تنها ۴۳۱ هزار ازدواج در سال ۱۴۰۴ نشان میدهد تشکیل خانواده با سرعت کمتری نسبت به گذشته انجام میشود. افزایش سن ازدواج نیز این روند را تشدید کرده است؛ به گونهای که میانگین سن نخستین ازدواج برای مردان حدود ۲۸ سال و برای زنان بیش از ۲۴ سال اعلام شده است.
کارشناسان معتقدند مجموعهای از عوامل اقتصادی و اجتماعی در این وضعیت نقش دارند. افزایش هزینه مسکن، تورم مزمن، نااطمینانی نسبت به آینده شغلی، کاهش قدرت خرید خانوارها و دشواری تأمین هزینههای فرزندپروری از مهمترین موانع ازدواج و فرزندآوری محسوب میشوند. در کنار این عوامل، تغییر سبک زندگی، افزایش تحصیلات، حضور گستردهتر زنان در بازار کار و تغییر نگرش نسل جدید نسبت به خانواده نیز بر کاهش نرخ باروری تأثیر گذاشته است.
از سوی دیگر، ساختار سنی جمعیت نیز در حال تغییر است. جمعیت متولد دهه ۱۳۶۰ که بزرگترین نسل تاریخ ایران محسوب میشود، اکنون از سنین اصلی فرزندآوری عبور میکند و تعداد زنان در سن ۲۰ تا ۴۰ سال نسبت به سالهای گذشته کاهش یافته است. بنابراین حتی در صورت افزایش تمایل به فرزندآوری، ظرفیت جمعیتی کشور برای افزایش سریع موالید محدودتر از گذشته خواهد بود.
پیامدهای این روند تنها به کاهش تعداد نوزادان محدود نمیشود. جمعیتشناسان هشدار میدهند که ادامه این وضعیت میتواند به سالمندی سریع جمعیت، کاهش نیروی کار، افزایش فشار بر صندوقهای بازنشستگی، رشد هزینههای سلامت و کاهش پویایی اقتصادی کشور منجر شود. برخی برآوردها نیز نشان میدهد اگر نرخ باروری در سطوح کنونی باقی بماند، ایران در دهههای آینده با کاهش محسوس رشد جمعیت و حتی منفی شدن آن روبهرو خواهد شد.
به همین دلیل، بسیاری از کارشناسان تأکید میکنند که سیاستهای تشویقی صرف به تنهایی کافی نیست. بهبود شرایط اقتصادی، ایجاد امنیت شغلی برای جوانان، تسهیل دسترسی به مسکن، حمایت مؤثر از خانوادهها و کاهش هزینههای فرزندپروری، مهمترین پیشنیازهای تغییر روند کنونی به شمار میروند. در غیر این صورت، کاهش موالید و ازدواج ممکن است از یک مسئله جمعیتی به یکی از مهمترین چالشهای توسعهای ایران در دهههای آینده تبدیل شد.