به گزارش اکو اقتصاد، صنعت نفت به عنوان یکی از سرمایهبرترین صنایع جهان، در سالهای اخیر با تغییرات قابل توجهی در شیوههای تأمین مالی مواجه شده است. محدودیتهای اعتباری بانکها، نوسانات قیمت انرژی و افزایش الزامات زیستمحیطی موجب شده شرکتهای نفتی به دنبال ابزارهای مالی نوآورانه برای جذب سرمایه باشند.
یکی از مهمترین روشهای جدید، تأمین مالی مبتنی بر اوراق بهادارسازی داراییها Asset-Backed Securities یا ABS است. در این مدل، شرکتها جریانهای درآمدی حاصل از تولید نفت، حق امتیاز معادن یا درآمد خطوط انتقال را به یک نهاد واسط منتقل میکنند و این نهاد با پشتوانه این داراییها اوراق منتشر میکند. سرمایهگذاران نیز بازپرداخت خود را از محل درآمد همان داراییها دریافت میکنند. این ساختار میتواند وابستگی شرکتها به وامهای بانکی سنتی را کاهش دهد و منابع مالی بلندمدت فراهم کند.
روش نوین دیگر، تأمین مالی مبتنی بر تولید آینده یا Pre-Export Finance است. در این شیوه، شرکتها با وثیقه قرار دادن درآمد حاصل از فروش آینده نفت یا گاز، سرمایه مورد نیاز پروژه را پیش از آغاز تولید جذب میکنند. این مدل در پروژههای بزرگ گازی و نفتی برای کاهش نیاز به سرمایه اولیه مورد استفاده قرار گرفته است.
همچنین سرمایهگذاری خصوصی ((Private Credit و Private Equity) )به یکی از منابع مهم تأمین مالی تبدیل شده است. صندوقهای سرمایهگذاری خصوصی با انعطاف بیشتر نسبت به بانکها، منابع لازم برای توسعه میادین، خرید داراییها و اجرای پروژههای زیرساختی را فراهم میکنند؛ هرچند هزینه سرمایه در این روش معمولاً بالاتر است.
کارشناسان همچنین به رشد مدلهای ترکیبی مانند سرمایهگذاری مشترک (Joint Venture)، تأمین مالی مبتنی بر حق امتیاز تولید (Royalty Financing)، ابزارهای قابل تبدیل و سهام ممتاز اشاره میکنند. این ساختارها امکان تقسیم ریسک میان سرمایهگذاران و شرکتهای عملیاتی را فراهم کرده و فشار بر ترازنامه شرکتها را کاهش میدهند.
به اعتقاد تحلیلگران، آینده تأمین مالی صنعت نفت به سمت تنوعبخشی به منابع سرمایه حرکت میکند؛ به گونهای که در کنار بانکها، بازار سرمایه، صندوقهای خصوصی، اوراق مبتنی بر دارایی و قراردادهای مبتنی بر درآمد آینده، نقش پررنگتری در توسعه پروژههای نفت و گاز ایفا خواهند کرد. این تحول میتواند سرعت اجرای پروژههای بزرگ را افزایش دهد، اما در عین حال نیازمند چارچوبهای حقوقی و نظارتی شفاف برای مدیریت ریسک سرمایهگذاران است.
تامین مالی در بازار نفت ایرن
اگر هدف کاربرد عملی این روشها در ایران باشد، پاسخ این است که بخش قابل توجهی از آنها قابل اجرا هستند، اما باید با ساختار حقوقی، بازار سرمایه و محدودیتهای بینالمللی ایران تطبیق داده شوند. حتی در سالهای اخیر نیز چارچوبهایی برای استفاده از ابزارهای نوین تأمین مالی در پروژههای بالادستی نفت و گاز تدوین و ابلاغ شده است.
۱. اوراق پروژه و مشارکت مردمی؛ مناسبترین گزینه
ایران دارای بازار سرمایه نسبتاً توسعهیافتهای است و میتواند برای هر میدان نفتی یا پروژه پالایشی، صندوق پروژه یا اوراق مشارکت و سلف منتشر کند. در این حالت:
-سرمایههای خرد مردم و نهادهای مالی جذب میشود.
-بازپرداخت از محل درآمد پروژه انجام میشود.
-وابستگی به بودجه دولت کاهش مییابد.
نمونههایی از استفاده از اوراق سلف برای توسعه میادین نفتی نیز مجوز گرفتهاند.
۲. تأمین مالی مبتنی بر تولید آینده
در این مدل، درآمد حاصل از فروش نفت یا گاز آینده پشتوانه جذب سرمایه قرار میگیرد. برای ایران که دارای ذخایر بزرگ هیدروکربوری است، این روش میتواند جذاب باشد، البته به شرط وجود قراردادهای شفاف و سازوکارهای حقوقی مطمئن. چارچوبهایی برای ابزارهای مبتنی بر تعهد پرداخت و تولید آینده نیز معرفی شدهاند.
۳. اوراق مبتنی بر دارایی (ABS)
در بسیاری از کشورها، جریان درآمدی داراییهای نفتی به پشتوانه انتشار اوراق تبدیل میشود. در ایران نیز میتوان درآمد خطوط انتقال، درآمد پالایشگاهها یا مطالبات ناشی از فروش فرآوردهها را مبنای انتشار اوراق قرار داد. البته اجرای این مدل نیازمند استانداردهای حسابداری، رتبهبندی اعتباری و چارچوب حقوقی مناسب است.
۴. سرمایهگذاری مشترک با بخش خصوصی
به جای آنکه دولت تمام هزینه توسعه یک میدان را تأمین کند، میتوان از مدلهای مشارکتی استفاده کرد که در آن بخش خصوصی سرمایهگذاری میکند،
دولت یا شرکت ملی نفت چارچوب قراردادی و نظارت را فراهم میکند و بازگشت سرمایه از محل تولید انجام میشود.
این روش فشار مالی دولت را کاهش میدهد.
۵. استفاده از سرمایه ایرانیان خارج از کشور
در صورت ایجاد سازوکارهای حقوقی و تضمینهای مناسب، انتشار اوراق ارزی یا صندوقهای سرمایهگذاری ویژه میتواند بخشی از سرمایه ایرانیان خارج از کشور را به پروژههای نفت و گاز جذب کند.
مهمترین چالشها
-تحریمها و محدودیت دسترسی به بازارهای مالی بینالمللی
-ریسکهای حقوقی و قراردادی
-نوسانات نرخ ارز و قیمت جهانی نفت
-نیاز به شفافیت مالی و نظام رتبهبندی اعتباری
-لزوم تضمین امنیت سرمایهگذاری برای سرمایهگذاران داخلی و خارجی
روش واقعبینانه برای ایران
مطالعات حقوقی درباره قراردادهای نفتی ایران نیز تأکید میکنند که «بانکپذیری» پروژهها و مدیریت ریسک از عوامل کلیدی موفقیت تأمین مالی پروژهای هستند.
برای ایران، واقعبینانهترین ترکیب عبارت است از:
-اوراق پروژه و صندوقهای پروژه در بازار سرمایه،
-اوراق سلف نفتی و ابزارهای مبتنی بر درآمد آینده،
-مشارکت بخش خصوصی داخلی و سرمایهگذاران نهادی،
-ساختارهای نوین مبتنی بر دارایی برای پروژههای دارای جریان درآمد پایدار.
چنین ترکیبی میتواند بخشی از نیاز سرمایهای پروژههای نفت و گاز را بدون اتکای کامل به بودجه دولت یا وامهای بانکی تأمین کند.