به گزارش اکواقتصاد، بازار سهام پس از وقفه و فضای ناشی از تنشهای منطقهای و پیامدهای اقتصادی جنگ، با موجی از تقاضای سنگین مواجه شد؛ موجی که بسیاری از کارشناسان آن را ترکیبی از «جبران عقبماندگی قیمتی»، «بازگشت نقدینگی» و «افزایش انتظارات تورمی» میدانند. در واقع، بخشی از رشد اخیر نه ناشی از بهبود بنیادهای اقتصادی، بلکه ناشی از اصلاح قیمتهایی است که پیشتر در سطوحی پایینتر از ارزش ذاتی خود معامله میشدند.
در هفتههای گذشته، همزمان با کاهش نسبی ریسکهای سیاسی و فروکش کردن نگرانیها از گسترش درگیریها، فضای روانی بازار تغییر محسوسی پیدا کرد. همین تغییر باعث شد سرمایههایی که در دوره نااطمینانی به سمت داراییهای امنتری مانند طلا حرکت کرده بودند، به تدریج دوباره به سمت بازار سهام بازگردند. نتیجه این جابهجایی، رشد سریع شاخصها و افزایش ارزش معاملات بود.
از سوی دیگر، اقتصاد ایران همچنان درگیر تورم ساختاری است و همین موضوع باعث شده داراییهای مالی در مسیر کلی صعودی قرار داشته باشند. در چنین شرایطی، بورس نیز به عنوان یکی از مهمترین بازارهای دارایی، همگام با سایر بازارها در حال تطبیق خود با سطح جدیدی از قیمتهاست. بسیاری معتقدند بخشی از رشد اخیر بورس، در واقع «تعدیل تورمی» قیمت سهام پس از دورهای از رکود نسبی بوده است.
آیا بورس وارد فاز بیشارزشی شده است؟
با وجود رشد قابل توجه شاخصها، هنوز نمیتوان کل بازار را در محدوده حبابی ارزیابی کرد. بررسی نسبتهای مالی نشان میدهد بخش قابل توجهی از شرکتها همچنان در سطوح قیمتی معقول و حتی پایینتر از ارزش ذاتی خود قرار دارند. این موضوع به ویژه در صنایع دلاری و صادراتمحور بیشتر به چشم میخورد.
با این حال، سرعت رشد بازار باعث شده در برخی نمادها، قیمتها از واقعیتهای بنیادی فاصله بگیرند. همین مسئله ریسک ورود هیجانی سرمایهگذاران تازهوارد را افزایش داده است؛ بهویژه در شرایطی که تصمیمگیریها بیشتر تحت تأثیر فضای روانی و انتظارات سیاسی انجام میشود تا تحلیلهای بنیادی.
نقش سیاست در موج اخیر بورس
یکی از مهمترین محرکهای رشد اخیر بازار سرمایه، خوشبینی نسبت به تحولات سیاسی و احتمال کاهش تنشهای بینالمللی بوده است. هرچند بخشی از این خوشبینی به توافقات اولیه و سیگنالهای مثبت دیپلماتیک بازمیگردد، اما هنوز جزئیات مشخص و تضمینشدهای از این روند منتشر نشده است.
تجربه بازار سرمایه ایران نشان داده که وابستگی شدید به اخبار سیاسی میتواند در کوتاهمدت باعث رشدهای شارپی و در ادامه نیز منجر به نوسانات شدید شود. از این رو، کارشناسان تأکید دارند که اتکای بیش از حد به فضای مثبت سیاسی میتواند ریسک اصلاحهای ناگهانی را افزایش دهد.
چالشهای بنیادین اقتصاد همچنان پابرجاست
در کنار رشد بازار، واقعیتهای اقتصادی همچنان تغییر چندانی نکردهاند. نرخ بالای تورم، محدودیتهای تجاری، چالش تأمین مالی بنگاهها و مشکلات ساختاری در بودجه دولت از جمله عواملی هستند که همچنان بر عملکرد شرکتها سایه انداختهاند.
برخی صنایع نیز تحت تأثیر پیامدهای غیرمستقیم جنگ و کاهش تقاضای داخلی، با افت نسبی در فروش یا افزایش هزینهها مواجه شدهاند. این موضوع نشان میدهد که رشد قیمت سهام در بسیاری از موارد جلوتر از رشد واقعی سودآوری شرکتها حرکت کرده است.
مقایسه بورس با بازار طلا
در همین بازه زمانی، بازار طلا و صندوقهای مبتنی بر آن عملکردی متفاوت داشتهاند. در حالی که بورس بازدهی بالای ۳۰ درصدی را ثبت کرده، صندوقهای طلا یا بازدهی محدود داشتهاند یا در برخی مقاطع با اصلاح قیمتی مواجه شدهاند. این واگرایی باعث شده بخشی از سرمایهگذاران نسبت به تغییر ترکیب داراییهای خود اقدام کنند.
با این حال، تحلیلگران تأکید دارند که این اختلاف بازدهی لزوماً به معنای برتری دائمی بورس نیست. طلا همچنان به عنوان یک دارایی امن در شرایط بیثباتی سیاسی و اقتصادی نقش مهمی در مدیریت ریسک دارد و حذف کامل آن از سبد سرمایهگذاری میتواند پرریسک باشد.
راهبرد پیشنهادی برای سرمایهگذاران
کارشناسان بازار سرمایه بر این باورند که در شرایط فعلی، انتخاب میان بورس و طلا نباید به صورت صفر و یک انجام شود. هر دو بازار دارای مزایا و ریسکهای خاص خود هستند و ترکیب بهینهای از این دو دارایی میتواند بهترین نتیجه را برای سرمایهگذاران به همراه داشته باشد.
در شرایطی که بورس همچنان ظرفیت رشد دارد اما با ریسکهای سیاسی و اصلاحهای مقطعی روبهروست، و طلا نیز نقش پوشش ریسک و حفظ ارزش پول را ایفا میکند، رویکرد منطقی میتواند تنوعبخشی به سبد دارایی باشد.
در مجموع، بورس ایران پس از یک دوره تنش و رکود، وارد مرحلهای جدید از رفتار قیمتی شده است؛ مرحلهای که در آن هم فرصتهای قابل توجهی برای سودآوری وجود دارد و هم ریسکهای ناشی از هیجان بازار. در چنین فضایی، موفقیت سرمایهگذاران بیش از هر چیز به انتخابهای دقیق، تحلیل بنیادی و پرهیز از رفتارهای هیجانی وابسته خواهد بود.