به گزارش اکو اقتصاد، روزی که بسیاری از سهامداران با امیدی نیمبند به تعادل وارد آن شدند، اما نتیجه چیزی جز ناامیدی و افت شاخص نبود. شرایط امروز بورس بیش از هر چیز شبیه گیر افتادن در زمینی سست و بیثبات است؛ هر حرکت تازه، نه به پیشرفت، بلکه به فرو رفتن بیشتر منجر میشود. در چنین فضایی، بسیاری از فعالان ترجیح میدهند تنها نظارهگر باشند تا بازیگر این صحنه پرریسک.
بازار سرمایه امروز واکنش مستقیم به تحولات سیاسی اخیر نشان داد؛ فضایی منفی، سرد و با رنگی کمرنگ از تنش و حتی جنگ. صحبتهای اخیر برخی مقامات از جمله رهبر معظم انقلاب و علی لاریجانی(دبیر شورای امنیت ملی) باعث شد خوشبینیها به روند مذاکرات و کاهش ریسکهای ژئوپلیتیک تا حد زیادی به حاشیه برود. این مسئله، ناامیدی بیشتری را بر فضای معاملات حاکم کرد. با این حال، برخی تحلیلگران همچنان به احتمال تعویق ششماهه مکانیسم ماشه بهعنوان روزنهای از امید نگاه میکنند؛ روزنهای که میتواند بخشی از فضای تاریک فعلی را کاهش دهد.
ابهامات کوتاهمدت و اثرات احتمالی
کارشناسان معتقدند طی ۱۰ روز آینده دو محور مهم میتواند از حجم بلاتکلیفی بازار بکاهد:
1. سرنوشت مکانیسم ماشه و پیامدهای آن
2. گزارشهای کدالی و عملکرد اقتصادی شرکتها
در سناریوی بدبینانه، فعال شدن مکانیسم ماشه میتواند ریسکهای سیاسی و حتی نظامی را تشدید کند. اما در سناریوی خوشبینانه، همین رخداد باعث رشد نرخ ارز و در نتیجه افزایش ارزش دلاری فروش شرکتها خواهد شد؛ موضوعی که میتواند موتور محرک بازار سرمایه شود.
نقش گزارشهای ماهانه و نرخ ارز
در کنار تحولات سیاسی، دو عامل بنیادی همچنان برای بورس تعیینکنندهاند: گزارشهای ماهانه شرکتها و نرخ ارز. گزارشهای مناسب فروش در ماههای اخیر نشان دادهاند که اگر این روند در شهریور نیز تکرار شود، میتواند در مهر و آبان بخشی از نقدینگی سرگردان را دوباره به بازار برگرداند. از سوی دیگر، شنیدهها درباره امکان فروش ارز صادراتی با نرخهای بالاتر (۸۰ تا ۸۵ هزار تومان) میتواند تحولی مهم در سودآوری شرکتها رقم بزند. تجربه نشان داده هیچگاه تغییر سیاستهای ارزی بدون اثر مثبت بر بورس نبوده است.
ناترازیها؛ ریشه بحران
اما حتی بدون ریسک جنگ یا فشارهای سیاسی، بازار سرمایه با مشکلات عمیق ساختاری روبهرو است. ناترازی ارزی، انرژی و بودجه سه مانع بزرگ هستند که سودآوری شرکتها را تحتالشعاع قرار دادهاند:
• در ناترازی ارزی، صادرکنندگان مجبور به فروش ارز با نرخ پایینتر میشوند.
• در ناترازی انرژی، قطعی برق و گاز تولید را تهدید میکند.
• در ناترازی بودجه، دولت با کسری شدید به سراغ چاپ پول و اوراق میرود و نرخ بهره بالا میماند.
این مجموعه، فضای رقابتی دشواری برای بازار سرمایه ایجاد کرده و حتی در صورت کاهش ریسکهای سیاسی نیز مانع یک رشد پایدار خواهد بود.
نشانههای اصلاحات اقتصادی
با این حال، در روزهای اخیر سه اتفاق مهم از سوی دولت میتواند نشانهای از آغاز اصلاحات باشد:
1. بحث تکنرخی کردن ارز که به گفته مقامات اقتصادی جدیتر شده است.
2. آغاز اصلاحات قیمتی در حوزه بنزین و گازوئیل که با نرخگذاری بنزین سوپر در محدوده ۵۵ تا ۶۰ هزار تومان کلید خورده است.
3. حذف تدریجی دهکهای بالای درآمدی از یارانهها که همزمان با بحث بودجه سال آینده مطرح شده است.
این اقدامات هرچند آهسته و با مقاومتهای جدی روبهروست، اما نشان میدهد ادامه وضع موجود برای دولت امکانپذیر نیست.
چشمانداز پیشرو
برآیند شرایط نشان میدهد شهریور ماهی پرخبر و سرنوشتساز برای بازار سرمایه خواهد بود؛ از سرنوشت مکانیسم ماشه و مذاکرات خارجی تا گزارشهای شرکتها و تغییرات ارزی. اگر اصلاحات اقتصادی بهویژه در حوزه ارز و انرژی جدیتر دنبال شود، میتوان به شروع یک دوره بهبود در پاییز امیدوار بود. در غیر این صورت، بورس همچنان درگیر رکودی فرسایشی و بلاتکلیفی خواهد بود؛ رکودی که شاید سرمایه و زمان سهامداران را بیشتر از همیشه در باتلاق خود فرو ببرد
فاطمه حاج علی