هزینه‌های تقابل نظامی با ایران؛ از شکست در میدان تا فروپاشی اقتصاد جهانی
سناریوی حمله نظامی آمریکا به ایران، فراتر از یک درگیری منطقه‌ای، به مثابه باز کردن جعبه پاندورایی است که نظم مستقر جهانی را در تمامی ابعاد نظامی و اقتصادی زیر و رو خواهد کرد. بررسی واقع‌بینانه توازن قوا نشان می‌دهد که واشنگتن در صورت ورود به چنین کارزاری، با یک «شکست مفتضحانه» روبرو خواهد شد که ریشه در تغییر ماهیت جنگ‌های نوین و بازدارندگی همه‌جانبه ایران دارد.

به گزارش اکو اقتصاد،در بُعد نظامی، پنتاگون با واقعیتی به نام «دفاع موزاییکی و نامتقارن» مواجه است. ایران در دهه‌های اخیر توانسته است با تکیه بر دانش بومی، شبکه‌ای عظیم و نفوذناپذیر از شهرهای موشکی و پهپادی را در عمق کوهستان‌ها و لایه‌های زیرین زمین ایجاد کند که عملاً هرگونه تلاش برای نابودی توان رزمی کشور در ضربه اول را غیرممکن می‌سازد. در جغرافیای تنگ و محصور خلیج فارس، ناوهای هواپیمابر میلیارد دلاری آمریکا که روزگاری نماد قدرت بودند.

به اهدافی آسیب‌پذیر در برابر هجوم انبوه قایق‌های تندرو و موشک‌های کروز ساحل‌به‌دریا تبدیل می‌شوند. این نبرد، نه یک رویارویی کلاسیک، بلکه جنگی فرسایشی در جغرافیایی وسیع خواهد بود که در آن «عمق راهبردی» ایران و نفوذ منطقه‌ای متحدانش، تمام پایگاه‌های آمریکا در خاورمیانه را به سیبل‌های متحرک تبدیل کرده و هرگونه برتری تکنولوژیک واشنگتن را در باتلاق جنگ‌های چریکی و حملات دقیق موشکی غرق می‌کند.اما ابعاد این شکست به مرزهای جغرافیایی و میادین نبرد محدود نمی‌ماند؛ چرا که تلاطم اصلی در شریان‌های اقتصادی جهان رخ خواهد داد.

تنگه هرمز به عنوان حیاتی‌ترین گلوگاه انرژی دنیا، در همان ساعات اولیه درگیری تحت کنترل کامل ایران درخواهد آمد. بسته شدن این آبراه یا حتی بروز ناامنی پایدار در آن، به معنای قطع فوری جریان ۲۰ درصد از نفت خام و ۲۵ درصد از گاز مایع (LNG) جهان است. بازار انرژی که هم‌اکنون نیز با تنش‌های متعددی دست و پنجه نرم می‌کند، در صورت چنین انفجاری، شاهد جهش قیمت نفت به ارقام نجومی و بی‌سابقه‌ای خواهد بود که تورمی کمرشکن را به اقتصاد جهانی تزریق می‌کند.این فلج اقتصادی، مانند یک اثر دومینویی، از بورس‌های وال‌استریت تا بازارهای صنعتی شرق آسیا را در بر خواهد گرفت. هزینه‌های تولید و حمل‌ونقل به شکلی تصاعدی افزایش می‌یابد و زنجیره تأمین کالا در سراسر جهان فرو می‌پاشد

در حقیقت، آمریکا با حمله به ایران، نه تنها با یک سد دفاعی پولادین برخورد می‌کند، بلکه به طور مستقیم معیشت میلیاردها انسان و ثبات اقتصادی متحدان خود را به خطر می‌اندازد. در نهایت، این ماجراجویی نه تنها به تغییر موازنه قدرت به نفع ایران منجر می‌شود، بلکه به عنوان نقطه پایانی بر هژمونی نظامی و پولی آمریکا در تاریخ ثبت خواهد شد؛ چرا که هزینه‌های انسانی، نظامی و اقتصادی این جنگ، بسیار فراتر از توان تحمل هر ابرقدرتی در قرن بیست و یکم است.

0 نظر:

نظر بدهید