به گزارش اکواقتصاد، بازار سرمایه در سهشنبهای که چند روز تعطیلی در پیش داشت و همزمان خبرهای رسمی از آغاز مسیر مذاکره به گوش رسید، روزی پرنوسان را پشت سر گذاشت؛ روزی که با شروعی نسبتاً امیدوارکننده و فضایی مثبت آغاز شد، اما در ادامه با افزایش عرضه و عقبنشینی بخشی از معاملهگران به پایان رسید. بازاری که امروز نه کاملاً خوشبین بود و نه کاملاً بدبین؛ بلکه بیش از هر چیز، مردد و محتاط به نظر میرسید.
نکته قابل توجه بازار امروز، غیبت یک مؤلفه خبری خاص در فضای عمومی معاملات بود؛ توییتی از رئیسجمهور که برای نخستینبار بهصورت رسمی عقبنشینی از مواضع پیشین و آغاز مسیر مذاکره را تأیید میکرد. خبری که از منظر سیاسی اهمیت بالایی داشت، اما واکنش بازار به آن نه یکدست بود و نه پایدار. گویی بازار این خبر را پذیرفت، اما به آن اعتماد نکرد.
خبر مذاکره توانست تا حدی سایه سنگین جنگ و درگیری را از سر بازار دور کند، اما این سایهزدایی آنقدر محکم نبود که ترسهای انباشته ماههای اخیر را بهطور کامل از بین ببرد.
واکنش مثبت ابتدای بازار کاملاً طبیعی بود. بسیاری از فعالان، بهویژه آنهایی که طی هفتههای گذشته بهدلیل ریسکهای سیاسی از بازار خارج شده بودند، با کاهش نسبی این ریسکها دوباره به میدان بازگشتند. همانطور که پیشتر نیز اشاره شده بود، اگر سایه جنگ و تهدیدهای پررنگ سیاسی از سر بازار برداشته شود، ظرفیت رشد بازار قابل توجه خواهد بود. ورود نقدینگی در ساعات ابتدایی معاملات، دقیقاً از همین ذهنیت نشأت میگرفت.
اما این تنها روی سکه نبود. بخش قابل توجهی از بازار، امروز با عرضه همراه شد. عرضهای که ریشه آن نه در ضعف بنیادی سهمها، بلکه در بیاعتمادی به پایداری فضای سیاسی جدید بود. بسیاری از معاملهگران، مذاکره فعلی را از منظر روانی شبیه تجربههای تلخ گذشته میبینند؛ تجربههایی که در آن، مذاکره نه به کاهش ریسک، بلکه به غافلگیریهای پرهزینه ختم شد. طبیعی است بازاری که یکبار گزیده شده، اینبار از ریسمان سیاه و سفید نیز بترسد.
در ذهن بخشی از فعالان بازار، هنوز این پرسش جدی وجود دارد که آیا مذاکره، واقعاً مسیر کاهش تنش است یا ابزاری برای مدیریت زمان و آمادهسازی یک سناریوی دیگر؟ این تردید، دلیل اصلی آن بود که بسیاری از سهامداران، مثبتهای بازار امروز را فرصت فروش دیدند و ترجیح دادند با نقدینگی به استقبال تعطیلات و روزهای نامعلوم پیشرو بروند.
از نگاه تحلیلی، شرایط این دور از تحولات با دفعات قبل تفاوتهایی دارد. اینبار بازی روی میز شفافتر است. طرف مقابل با چینش سنگینترین ابزارهای فشار در منطقه، وارد فاز مذاکره شده و کشوری که در پایینترین سطح سرمایه اجتماعی قرار دارد، طبیعتاً در چنین مذاکراتی دست بالایی نخواهد داشت. همین واقعیت، باعث شده بخشی از بازار نسبت به نتایج احتمالی این مسیر، محتاط باقی بماند.
در عین حال، باید پذیرفت که اینبار احتمال طولانیشدن فرآیند مذاکره به شکل گذشته کمتر است. هر دو طرف به اهمیت زمان واقفاند و بازار نیز این موضوع را درک میکند. نقش مذاکره در بازار فعلی، دقیقاً مانند یک چتر کاغذی در هوای ابری است؛ تا زمانی که باران خبرهای منفی نبارد، کارایی دارد، اما تکیهگاه مطمئنی نیست. فشار فروش امروز نیز دقیقاً از همین نگاه نشأت گرفت.
بازار اکنون در وضعیتی قرار دارد که بیش از هر چیز، منتظر گذر زمان است. تردیدی که در چهره معاملهگران دیده میشود، با تحلیل سیاسی یا پیشبینی کوتاهمدت از بین نمیرود؛ تنها عاملی که میتواند این تردید را کاهش دهد، روشنتر شدن مسیر رویدادهاست. با این حال، مشکل اینجاست که بازار زمان زیادی برای تصمیمگیری ندارد و ممکن است شنبه، فضایی کاملاً متفاوت از امروز رقم بخورد.
در میان این فضای پرخبر و پرریسک، چند نکته مهم در بازار امروز قابل توجه است:
نخست، صندوقهای نقره. اتفاقات اخیر در این حوزه، بیش از آنکه ناشی از رانت یا سوءاستفاده باشد، نتیجه ضعف ساختاری در نظام تصمیمگیری است. سرعت تحولات، بسیار بیشتر از سرعت تصمیمسازی است و این شکاف، ابزارهای جدید بازار را به میدان آزمونوخطا تبدیل کرده است. همانطور که پیشتر حباب مثبت برخی ابزارها بازار را آزار داد، امروز حباب منفی آنها به چالش تازهای بدل شده و اگر اصلاح نشود، میتواند اعتماد به ابزارهای غیرمستقیم را خدشهدار کند.
دوم، خبرهای مثبت اقتصادی که زیر سایه جنگ گم شدهاند. اصلاحات ارزی، یکسانسازی نرخها و حرکت به سمت مکانیزم عرضه و تقاضا، اتفاقات بزرگی بودند که میتوانستند محرک جدی بازار باشند، اما همزمانی آنها با اوج تهدیدات سیاسی، باعث شد دیده نشوند. اجازه فروش ارز بر مبنای عرضه و تقاضا برای شرکتها، تصمیمی تاریخی است که آثار مثبت آن احتمالاً در گزارشهای ماهانه بهمن و اسفند نمایان خواهد شد؛ تصمیمی که نشان میدهد عقلانیت اقتصادی، هرچند دیر، اما هنوز میتواند راهگشا باشد.
و سوم، بحث استفاده از اهرم بدهی. در شرایط ارزندگی بازار، استفاده از اعتبار میتواند بازدهی را افزایش دهد، اما همزمان ریسک را نیز چند برابر میکند. در فضای فعلی، اگر قرار بر استفاده از اعتبار باشد، تمرکز بر سهمهای بزرگ و نقدشونده منطقیتر است. ترکیب ریسک سیاسی، اعتبار و نقدشوندگی پایین در سهمهای کوچک، میتواند به قتلگاه سرمایه تبدیل شود؛ موضوعی که شاید دلیل بازگشت نسبی توجه بازار به نمادهای بزرگ در روزهای اخیر باشد.
در مجموع، بازار امروز نه ناامید بود و نه خوشبین؛ بلکه معلق میان امید و تردید حرکت کرد. چتر مذاکره فعلاً بازار را از باران شدید اخبار منفی حفظ کرده، اما جنس این چتر کاغذی است. ادامه مسیر، به خبرها، زمان و تصمیمهایی بستگی دارد که میتوانند شنبهای کاملاً متفاوت را رقم بزنند.
فاطمه حاج علی