بورس در برزخ سیاست و ارزندگی
بازار سرمایه در حالی معاملات هفته را آغاز کرده که بیش از هر زمان دیگری به تحولات سیاسی گره خورده است؛ فضایی که موجب شده سیگنال‌های مثبت بنیادی از جمله اصلاح سیاست‌های ارزی، افزایش نرخ تسعیر و کاهش شکاف ارزی، زیر سایه اخبار متناقض مذاکرات قرار گیرد و معامله‌گران میان سناریوهای توافق، تداوم ابهام یا تشدید تنش‌ها در نوسان باشند.

به گزارش اکواقتصاد، بازار سهام در حالی معاملات هفته جدید را آغاز کرد که همچنان در میانه فضای مبهم سیاسی و تحولات متناقض خبری گرفتار است؛ فضایی که موجب شده رفتار سرمایه‌گذاران بیش از آنکه مبتنی بر تحلیل‌های بنیادی باشد، تابع سیگنال‌های لحظه‌ای اخبار و اظهارنظرهای سیاسی شود.

معاملات امروز تحت تأثیر مواضع اخیر مقامات دو طرف مذاکره، به‌ویژه اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا، با افزایش تقاضا در بسیاری از نمادها همراه شد. با این حال، فعالان بازار معتقدند آنچه امروز صف‌های خرید را شکل داد، بیش از آنکه ناشی از قطعیت در روند مذاکرات باشد، نتیجه غافلگیری و تغییر ناگهانی فضای خبری بود. به بیان دیگر، بازار بار دیگر نشان داد که در شرایط ابهام، واکنش آن می‌تواند به سرعت از فروش هیجانی به خرید شتاب‌زده تغییر کند.

در هفته گذشته فضای غالب بر بازار، نگرانی از شکست مذاکرات و افزایش تنش‌های سیاسی بود؛ موضوعی که موجب احتیاط گسترده سهامداران شد. اما در روزهای پایانی هفته، شکل‌گیری گفت‌وگوها و انتشار اظهارات نسبتاً مثبت، به‌ویژه درباره برخی محورهای اختلافی، ورق را برگرداند. با این حال، هم‌زمانی این سیگنال‌های مثبت با اعمال برخی محدودیت‌ها و تصمیمات تجاری جدید از سوی آمریکا، سطح بی‌اعتمادی را همچنان بالا نگه داشته است.

تحلیلگران بر این باورند که بازار سهام در حال حاضر بیش از هر زمان دیگری به اخبار سیاسی وابسته شده و استقلال تحلیلی خود را از دست داده است. نوسانات اخیر نشان می‌دهد که حتی با وجود جذابیت‌های بنیادی، جریان پول قدرتمند هنوز برای ورود گسترده به بازار مردد است. این وضعیت به‌ویژه در هفته‌ای که یک روز تعطیل در پیش دارد، می‌تواند به شکل‌گیری مجدد رفتارهای دفاعی از سوی معامله‌گران منجر شود.

با وجود فضای پرابهام سیاسی، بسیاری از متغیرهای بنیادی در وضعیت مطلوبی قرار دارند. افزایش نرخ تسعیر ارز شرکت‌ها در ماه‌های پایانی سال، کاهش فاصله نرخ‌های رسمی و آزاد ارز و بهبود سیاست‌های ارزی، از جمله عواملی هستند که می‌توانند سودآوری بنگاه‌ها را در ماه‌های آینده تقویت کنند. به اعتقاد کارشناسان، بازار از منظر نسبت‌های قیمتی و چشم‌انداز سودسازی، در محدوده‌ای قرار گرفته که از جذابیت قابل توجهی برخوردار است.

با این حال، سایه ریسک‌های سیاسی مانع از آن شده که این ظرفیت‌ها به‌طور کامل در قیمت‌ها منعکس شود. سرمایه‌گذاران در شرایطی قرار دارند که از یک سو نشانه‌هایی از احتمال توافق و کاهش تنش‌ها مشاهده می‌کنند و از سوی دیگر، سوابق گذشته و تحولات هم‌زمان نظامی و تحریمی، آنان را به احتیاط فرا می‌خواند.

در چنین فضایی، سه سناریوی کوتاه‌مدت برای بازار قابل تصور است. نخست، تحقق توافق و کاهش محسوس ریسک‌های سیاسی که می‌تواند به آزاد شدن انرژی فشرده‌شده بازار و شکل‌گیری یک موج صعودی منجر شود. دوم، تداوم وضعیت مبهم کنونی که طی آن اخبار متناقض منتشر می‌شود و بازار در محدوده‌ای نوسانی و بدون روند مشخص حرکت می‌کند. سوم، تشدید تنش‌ها و بازگشت فضای بدبینی شدید که می‌تواند فشار فروش را افزایش دهد.

برخی تحلیل‌های تکنیکال نیز نشان می‌دهد محدوده‌ای حدود ۸ تا ۱۰ درصد پایین‌تر از سطوح فعلی می‌تواند به‌عنوان کف ارزشی بازار تلقی شود؛ محدوده‌ای که از منظر تاریخی نیز از اهمیت برخوردار است. در مقابل، گروهی از فعالان معتقدند در صورت تداوم فضای فعلی طی دو تا سه هفته آینده، فشردگی ارزندگی می‌تواند زمینه‌ساز یک حرکت پرقدرت در نیمه دوم اسفندماه شود؛ مشابه رشدی که در مقاطع پیشین سال تجربه شد.

در کنار تحولات سیاسی، نباید از رخدادهای اقتصادی مهم یک ماه اخیر غافل شد. تصویب و اجرای سیاست‌های بودجه‌ای، تغییر رویکردهای ارزی و کاهش فاصله نرخ‌های رسمی و آزاد، از جمله تحولاتی است که به گفته کارشناسان، یکی از بزرگ‌ترین ریسک‌های چند سال اخیر بازار را به فرصتی بالقوه تبدیل کرده است. همچنین حضور تیم جدید اقتصادی و تأکید بر اصول علمی اقتصاد، موجب شده بازار ارز برخلاف برخی دوره‌های گذشته، واکنش‌های جهشی و هیجانی شدیدی نشان ندهد.

کاهش تقاضای سفته‌بازانه در برخی بازارها، تسهیل عرضه ارز از سوی صادرکنندگان و کنترل نسبی قیمت کالاها، نشانه‌هایی از ثبات بیشتر در سیاست‌گذاری اقتصادی است. با این حال، هم‌زمانی این اصلاحات با اوج‌گیری تنش‌های سیاسی باعث شده اثر مثبت آن‌ها در بازار سرمایه به‌طور کامل نمایان نشود.

در نهایت، فعالان بازار در برابر یک انتخاب استراتژیک قرار دارند: خروج موقت از بازار تا روشن شدن تکلیف ریسک‌های سیاسی، یا حضور در بازار با پذیرش نوسانات کوتاه‌مدت و اتکا به ارزندگی بنیادی. برخی نیز رویکرد ترکیبی شامل نگهداری بخشی از سرمایه در سهام و بخشی در دارایی‌های امن‌تر را پیشنهاد می‌کنند.

آنچه مسلم است، بازار سرمایه در نقطه‌ای حساس ایستاده است؛ جایی که هر تحول سیاسی می‌تواند مسیر کوتاه‌مدت آن را تغییر دهد، اما در زیر پوست معاملات، متغیرهای بنیادی در حال تقویت شدن هستند. اینکه کدام‌یک زودتر اثر خود را نشان دهد، پرسشی است که پاسخ آن در هفته‌های پیش رو مشخص خواهد شد

فاطمه حاج علی

0 نظر:

نظر بدهید