به گزارش اکو اقتصاد، بازار سرمایه پس از یک دوره طولانی رکود و تعطیلی ناشی از تنشهای منطقهای و آسیبدیدگی برخی صنایع بزرگ، بار دیگر مورد توجه سرمایهگذاران قرار گرفته است. در حالی که دلار و طلا طی ماههای گذشته رشد قابل توجهی را تجربه کردند، بسیاری از نمادهای بورسی عملاً از این موج صعودی عقب ماندند. همین موضوع باعث شد پس از بازگشایی بازار، بخشی از نقدینگی سرگردان به سمت سهام حرکت کند و شاخصهای بورسی طی هفتههای اخیر رشد محسوسی را ثبت کنند.
با این حال، بخشی از رشد اخیر بورس ناشی از جبران عقبماندگی بازار نسبت به تورم و سایر داراییها بوده است. از سوی دیگر، برخی صنایع بزرگ بهویژه در حوزههای پتروشیمی، فولاد و صنایع وابسته همچنان با تبعات خسارتهای واردشده به زیرساختهای تولیدی مواجه هستند. بنابراین اگرچه بورس از منظر ارزشگذاری در مقایسه با بازارهای موازی همچنان جذاب به نظر میرسد، اما ادامه مسیر صعودی آن به عملکرد واقعی شرکتها و شرایط سیاسی و اقتصادی کشور وابسته خواهد بود.
عامل مهم دیگری که بر رفتار سرمایهگذاران بورسی سایه انداخته، نگرانی از تکرار تعطیلی یا محدودیتهای معاملاتی است. تجربه ماههای گذشته نشان داده است که در شرایط بحرانی، بازار سهام بیش از سایر بازارها در معرض توقف یا محدودیت قرار میگیرد. همین مسئله موجب شده بخشی از سرمایهگذاران نسبت به ورود بلندمدت به بورس با احتیاط بیشتری عمل کنند.
در مقابل، بازار ارز همچنان یکی از مهمترین پناهگاههای سرمایه در اقتصاد ایران محسوب میشود. بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که در بلندمدت، نرخ دلار همسو با تورم، رشد نقدینگی و کاهش ارزش پول ملی حرکت میکند. به همین دلیل، دلار در افقهای زمانی طولانی همچنان از ظرفیت رشد برخوردار است. با این حال، بازار ارز بیش از هر بازار دیگری به تحولات سیاسی حساس است و انتشار یک خبر مثبت یا منفی درباره مذاکرات، روابط خارجی یا تنشهای منطقهای میتواند ظرف چند ساعت مسیر قیمتها را تغییر دهد.
در واقع بخش مهمی از نوسانات کوتاهمدت دلار ناشی از انتظارات روانی است. به همین دلیل برخی کارشناسان معتقدند قیمت ارز در مقاطع مختلف دچار حباب مثبت یا منفی میشود و از ارزش بنیادی خود فاصله میگیرد. علاوه بر این، مداخلات سیاستگذار و بازارساز نیز یکی از مهمترین ریسکهای سرمایهگذاری در بازار ارز به شمار میرود؛ عاملی که میتواند روند طبیعی قیمتها را برای دورههایی کوتاه یا بلندمدت تغییر دهد.
بازار طلا نیز همچنان جایگاه سنتی خود را به عنوان یکی از محبوبترین ابزارهای حفظ ارزش دارایی حفظ کرده است. مزیت اصلی طلا در اقتصاد ایران آن است که از دو متغیر مهم یعنی نرخ ارز و قیمت جهانی طلا تاثیر میپذیرد. به همین دلیل در دورههای تورمی معمولاً توانسته ارزش سرمایه را حفظ کند و در بسیاری از مقاطع حتی بازدهی بالاتری نسبت به سایر بازارها ارائه دهد.
با این حال، بازار طلا در شرایط فعلی با محدودیتهایی روبهرو است. قیمتها در نزدیکی سقفهای تاریخی قرار دارند و بخشی از رشد مورد انتظار در سالهای گذشته محقق شده است. از سوی دیگر، در برخی مقاطع حباب سکه و سایر قطعات طلا به سطوح قابل توجهی میرسد که میتواند ریسک اصلاح قیمت را افزایش دهد. به همین دلیل بسیاری از کارشناسان خرید پلهای و تدریجی را مناسبتر از ورود یکباره سرمایه به این بازار میدانند.
واقعیت این است که آینده هر سه بازار بیش از هر عامل دیگری به تحولات سیاسی و روند متغیرهای کلان اقتصادی وابسته است. اگر فضای سیاسی کشور به سمت کاهش تنشها و بهبود روابط خارجی حرکت کند، احتمال افزایش جذابیت بورس و کاهش سرعت رشد بازارهای ارز و طلا وجود دارد. در مقابل، تشدید تنشهای سیاسی یا افزایش نااطمینانی میتواند بار دیگر سرمایهها را به سمت بازارهای سنتی مانند دلار و طلا سوق دهد.
بررسی تجربه سالهای گذشته نیز نشان میدهد تمرکز تمام سرمایه در یک بازار، ریسک بالایی برای سرمایهگذاران ایجاد میکند. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران اقتصادی توصیه میکنند سرمایهگذاران به جای انتخاب یک بازار، ترکیبی متعادل از داراییها شامل سهام بنیادی، طلا و بخشی از داراییهای ارزی را در سبد خود نگهداری کنند. چنین رویکردی میتواند ریسک ناشی از نوسانات شدید هر بازار را کاهش داده و بازدهی سرمایه را در بلندمدت متعادلتر کند.
در شرایط فعلی نمیتوان یک برنده قطعی میان بورس، دلار و طلا معرفی کرد. بورس از منظر ارزشگذاری ظرفیت رشد دارد، دلار همچنان از تورم مزمن اقتصاد ایران حمایت میگیرد و طلا نیز جایگاه خود را به عنوان سپر تورمی حفظ کرده است. آنچه سرنوشت این بازارها را تعیین خواهد کرد، نه فقط متغیرهای اقتصادی بلکه تحولات سیاسی و میزان اطمینان فعالان اقتصادی به آینده خواهد بود.