به گزارش اکو اقتصاد، در مورد کودکان، به دلیل تکاملنیافتگی مغز، کودکان زیر سن مدرسه توانایی تمایز میان خطر واقعی و احساس ترس را ندارند. واکنشهایی نظیر گریههای بیدلیل، چسبیدن به والدین و شبادراری، زنگ خطر قرارگیری کودک در وضعیت استرس حاد است.
در این مقطع که مغز در حال ساخت مدارهای منطقی و حافظه است، استرسهای محیطی میتواند این فرایند را مختل کند.
نمود این اختلال اغلب بهصورت دردهای جسمانی مانند سردرد، مشکلات گوارشی، انزواطلبی و بیمیلی به بازی ظاهر میشود. والدین باید با فراهم کردن ابزارهایی مانند نقاشی، فرصت بازسازی دنیای درونی را به کودک بدهند.
دوران نوجوانی مرحله ارزیابی خطر و شکلگیری هویت است و استرسهای شدید در این سن میتواند سیستم پاداش مغز را مختل کرده و نوجوان را به سمت رفتارهای پرخطر یا انزوای مطلق سوق دهد.
بهترین راهکار در این شرایط، گوش دادن فعال و بدون قضاوت والدین است تا نوجوان بتواند به یک درک شخصی و معنادار از شرایط موجود دست یابد.
قرارگیری مداوم در وضعیت تهدید، محور استرس در مغز را همواره فعال نگه میدارد که نتیجه آن ترشح بیش از حد هورمون کورتیزول است.
این پدیده منجر به اختلال خواب، کاهش تمرکز و احساس فرسودگی مزمن میشود. تنظیم خواب و تمرینات تنفس عمیق، مؤثرترین راه برای شکستن این چرخه مخرب است.
مغز سالمندان بیش از هر گروه سنی دیگری به کورتیزول حساس است و استرس میتواند سرعت تحلیل حافظه را افزایش داده و بیماریهای مزمن را تشدید کند.
با این حال، سالمندان به دلیل تجربیات زیسته، میتوانند نقش "پناهدهنده" را برای نسلهای جوانتر ایفا کنند.
تقویت ارتباط چشمی و بازخوانی خاطرات آرام گذشته، میتواند در این گروه سنی امید و پایداری روانی ایجاد کند.
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید