11:53 | 1405/04/09
قیمت لحظه‌ای
سیاسی 1405/02/03 5 بازدید 0 نظر

از دفاع تا تغییر موازنه، آمادگی کامل ایران برای سناریوهای پیچیده

آتش‌بس یا عملیات فریب؟

آتش‌بس یا عملیات فریب؟
در حالی که واشنگتن با اعلام تمدید یک‌جانبه آتش‌بس، تلاش می‌کند تصویری از یک اراده دیپلماتیک را به نمایش بگذارد، اقدامات میدانی در خلیج‌فارس و تنگه هرمز روایتی کاملاً متفاوت را مخابره می‌کند؛ روایتی که تردیدهای جدی درباره نیت واقعی دونالد ترامپ ایجاد کرده است.

به گزارش اکواقتصاد، در حالی که واشنگتن با اعلام تمدید یک‌جانبه آتش‌بس، تلاش می‌کند تصویری از یک اراده دیپلماتیک را به نمایش بگذارد، اقدامات میدانی در خلیج‌فارس و تنگه هرمز روایتی کاملاً متفاوت را مخابره می‌کند؛ روایتی که تردیدهای جدی درباره نیت واقعی دونالد ترامپ ایجاد کرده است.
از دیدگاه بسیاری از تحلیلگران راهبردی، رفتار اخیر دولت ترامپ در قبال ایران دچار یک «پارادوکس عملیاتی» عمیق است. از یک سو، او با اعلام آتش‌بس نامحدود، ژستی صلح‌جویانه به خود می‌گیرد و از سوی دیگر، دستور محاصره سواحل و تداوم فشار نظامی را صادر می‌کند. این دوگانگی رفتاری، بیش از آنکه نشان‌دهنده یک نقشه راه دیپلماتیک باشد، زنگ خطری است که فضای «نه جنگ و نه صلح» را به سمت ابهامی خطرناک سوق داده است.

توهم «فشار نهایی»؛ ریشه یک خطای محاسباتی
یکی از نگران‌کننده‌ترین ابعاد این وضعیت، الگوی روانشناختی حاکم بر تصمیم‌گیری‌های ترامپ است. او و مشاوران نزدیکش، درگیر این تصور هستند که فشار حداکثری نظامی، در نهایت ایران را به زانو درآورده و به تسلیم وادار خواهد کرد. این ذهنیت که با واقعیت‌های میدانی و تاریخ مقاومت ایران فاصله زیادی دارد، ترامپ را در برابر مشاوره‌های کارشناسی نفوذناپذیر کرده است.
خطر اصلی در اینجاست: ترامپ ممکن است با تکیه بر اطلاعات غلط یا تمایل به حفظ چهره‌ای مقتدر در داخل آمریکا، به این نتیجه‌گیری کاذب برسد که ایران در آستانه فروپاشی است و یک حمله محدود یا تهاجمی نظامی می‌تواند «ضربه نهایی» را وارد کند. چنین تصمیمی که نه بر پایه تحلیل دقیق، بلکه بر اساس تکانه‌های روانی و غرور سیاسی اتخاذ شده باشد، می‌تواند منطقه را به یک فاجعه ناخواسته و غیرقابل‌کنترل بکشاند.

واقعیت‌های میدانی؛ سدی در برابر تهدیدات
در حالی که واشنگتن تلاش می‌کند در فضای رسانه، نظام ایران را ضعیف و مشتاق مذاکره جلوه دهد، واقعیت‌های کف میدان حاکی از آمادگی نظامی خیره‌کننده تهران است. تلاش آمریکا برای محاصره موثر دریایی عملاً با شکست مواجه شده و تسلط ایران بر تنگه هرمز، به عنوان شریان حیاتی انرژی جهان، کوچکترین خللی پیدا نکرده است. صادرات نفت ایران متوقف نشده و شکست مذاکرات پیشین، ثابت کرد که تهران هرگز حاضر نیست تحت تهدیدات نظامی و فشارهای زورگویانه بر سر میز مذاکره بنشیند.

علاوه بر این، ایران با تکیه بر دکترین دفاعی آبدیده و تجربه تاریخی هشت‌ساله که به عنوان یک جنگ وجودی در حافظه ملی ثبت شده، برای سخت‌ترین سناریوها از جمله دفاع در برابر تهاجم زمینی آماده است. این آمادگی، تنها یک ادعای سیاسی نیست، بلکه بخشی از یک استراتژی دفاع غیرمتمرکز است که هرگونه محاسبه اشتباه از سوی دشمن را با پاسخی دردناک روبرو خواهد کرد.

آینده در گرو پایان سیاست‌های دوگانه
توافقات و اظهارات میانجیگرانه زمانی ارزش عملیاتی می‌یابد که با اقدامات میدانی همخوانی داشته باشد. گزارش‌های تاییدنشده از تمایل واشنگتن به کاهش برخی محدودیت‌ها در سواحل، اگرچه می‌تواند نشانه یک عقب‌نشینی تاکتیکی باشد، اما به تنهایی کافی نیست. تنها زمانی می‌توان به این آتش‌بس اعتماد کرد که این روند توسط ستادهای رسمی نظامی تایید شده و زبان تهدید، به طور کامل از دستور کار کاخ سفید خارج شود.
در نهایت، توپ در زمین دولت ترامپ است. او باید انتخاب کند: آیا می‌خواهد در باتلاق یک جنگ بی‌حاصل و پرهزینه گرفتار شود یا دیپلماسی واقعی را جایگزین عملیات فریب کند؟ سیاست دوگانه فعلی نه تنها منجر به امنیت نمی‌شود، بلکه نظم شکننده منطقه را به لبه پرتگاه برده است. تهران با اتکا به توانمندی‌های دفاعی خود، راه را برای مذاکره عادلانه باز گذاشته است، اما نه به قیمت عقب‌نشینی از امنیت ملی یا تسلیم در برابر فشار. تاریخ گواه است که ایران در برابر تهدید، سر خم نمی‌کند، اما برای تعاملی منطقی که بر اساس احترام متقابل باشد، آمادگی دارد؛ انتخابی که ترامپ هنوز از درک پیچیدگی آن عاجز مانده است.

در نهایت باید گفت که شکست محاصره دریایی و آمادگی دکترین دفاعی ایران، محاسبات واشنگتن را با خطا روبرو کرده است.

نظرات (0)

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!

ثبت نظر جدید

نظرات پس از تأیید نمایش داده می‌شوند.
منوی اصلی
قیمت‌های لحظه‌ای