11:45 | 1405/04/09
قیمت لحظه‌ای
سیاسی 1405/02/07 12 بازدید 0 نظر

یوسف پزشکیان سه سوال جنگی پرسید

ادامه جنگ ما را به کجا می‌برد؟

ادامه جنگ ما را به کجا می‌برد؟
طرح سه پرسش از سوی یوسف پزشکیان درباره جنگ، بیشتر از آن‌که یک موضع‌گیری باشد، شبیه باز کردن یک گره است؛ گرهی که این روزها در ذهن سیاست‌گذار، فعال اقتصادی و حتی افکار عمومی شکل گرفته. واقعیت این است که جنگ‌ها فقط در میدان تعیین تکلیف نمی‌شوند؛ گاهی آنچه بیرون از میدان می‌گذرد، تعیین‌کننده‌تر است. از همین زاویه، پاسخ به این سه سوال، تصویر روشن‌تری از مسیر پیش‌رو می‌دهد.

به گزارش اکواقتصاد، یوسف پزشکیان، فرزند و مشاور رئیس جمهور  با انتشار پیامی در شبکه ایکس نوشت: «سه سوال مهم جنگ، بهترین حالت برای پایان چنگ برای ایران چیست؟ این سناریو چگونه می‌تواند پیش برود؟ کدام دولت‌ها از این جنگ منتفع و کدام متضرر می‌شود؟ نفع و ضرر هر کدام چیست؟ چه کسی از طولانی شدن آتش بس بدون نتیجه مشخص منتفع می‌‌شود؟ زمان در تصمیم گیری چقدر مهم است؟»

طرح سه پرسش از سوی یوسف پزشکیان درباره جنگ، بیشتر از آن‌که یک موضع‌گیری باشد، شبیه باز کردن یک گره است؛ گرهی که این روزها در ذهن سیاست‌گذار، فعال اقتصادی و حتی افکار عمومی شکل گرفته. واقعیت این است که جنگ‌ها فقط در میدان تعیین تکلیف نمی‌شوند؛ گاهی آنچه بیرون از میدان می‌گذرد، تعیین‌کننده‌تر است. از همین زاویه، پاسخ به این سه سوال، تصویر روشن‌تری از مسیر پیش‌رو می‌دهد.

اولین سوال به «پایان جنگ» برمی‌گردد. اگر بخواهیم واقع‌بین باشیم، پایان مطلوب برای ایران لزوماً یک پیروزی کلاسیک نظامی نیست. تجربه‌های منطقه نشان داده جنگ‌های فرسایشی، حتی بدون شکست رسمی، می‌توانند اقتصاد را زمین‌گیر کنند. بنابراین سناریوی قابل اتکا، بیشتر به سمت یک توافق حداقلی اما قابل اجرا می‌رود؛ توافقی که تنش را پایین بیاورد، دست سیاست خارجی را بازتر کند و مهم‌تر از همه، فشار اقتصادی را سبک‌تر کند. در چنین چارچوبی، حتی یک آتش‌بس اگر به نتیجه مشخص نرسد، بیشتر شبیه تعویق بحران است تا حل آن.

اما سوال دوم، دقیقاً همین‌جا اهمیت پیدا می‌کند: چه کسی از این تعویق سود می‌برد؟ پاسخ کوتاه این است؛ هر بازیگری که از «ابهام» نفع می‌گیرد. در فضای مبهم، دست برخی قدرت‌ها برای چانه‌زنی بازتر می‌شود. بازارهای جهانی هم به این وضعیت بی‌واکنش نیستند؛ از انرژی گرفته تا تسلیحات، هر جا که نااطمینانی هست، فرصت سود هم شکل می‌گیرد. در سطح منطقه‌ای هم، رقبایی که ترجیح می‌دهند ایران درگیر یک وضعیت فرسایشی بماند، عملاً از طولانی شدن این وضعیت منتفع می‌شوند. در مقابل، برای ایران زمان دارایی ارزشمندی نیست؛ هر روز تأخیر، خودش را در تورم، کاهش سرمایه‌گذاری و فرسایش اعتماد نشان می‌دهد.

سوال سوم، نقشه کلی برندگان و بازندگان را کامل می‌کند. معمولاً در چنین بحران‌هایی، یک برنده مطلق وجود ندارد، اما برندگان نسبی چرا. صادرکنندگان انرژی از نوسان قیمت‌ها بی‌نصیب نمی‌مانند و بازار تسلیحات هم در دوره‌های تنش، رونق می‌گیرد. در طرف مقابل، اقتصادهای درگیر جنگ یا وابسته به ثبات منطقه، بیشترین هزینه را می‌دهند؛ از افت تجارت تا فرار سرمایه. میان این دو، قدرت‌هایی قرار دارند که شاید در ظاهر درگیر نباشند، اما از تضعیف هم‌زمان چند بازیگر، موقعیت خود را تقویت می‌کنند.

در نهایت، این سه سوال به یک نقطه مشترک می‌رسد: زمان. نه فقط این‌که جنگ چگونه تمام می‌شود، بلکه این‌که «چه زمانی» تمام می‌شود، تعیین‌کننده است. در شرایط فعلی، بلاتکلیفی خودش به یک هزینه تبدیل شده؛ هزینه‌ای که اگر مدیریت نشود، ممکن است از خود جنگ هم سنگین‌تر شود.

نظرات (0)

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!

ثبت نظر جدید

نظرات پس از تأیید نمایش داده می‌شوند.
منوی اصلی
قیمت‌های لحظه‌ای