به گزارش اکواقتصاد، مریم محبی، در گفتوگویی با اکواقتصاد درباره شرایط فعلی بازار سرمایه و بحث بازگشایی بورس، صراحتاً اعلام کرد: «قطعاً من در چنین شرایطی مخالف بازگشایی بازار سرمایه هستم.»
او در تشریح دلایل این مخالفت افزود: «مهمترین دلیل این است که حتی در قوانین سازمان بورس نیز به شرایط استثنایی اشاره شده؛ شرایطی که در آن فعالیت نمادها لزوماً به نفع سهامداران نیست. بنابراین ما باید ابتدا ماهیت بازار سرمایه را در نظر بگیریم.»
محبی با اشاره به کارکرد اصلی بازار سرمایه توضیح داد: «ذات بازار، انتقال سرمایه از سرمایهگذار به سرمایهپذیر است. در این چرخه، اعتماد دوطرفه اهمیت اساسی دارد؛ سرمایهگذار باید اطمینان داشته باشد که سرمایهاش در محل امن و کارآمدی قرار میگیرد و در مقابل، سرمایهپذیر نیز باید بتواند از این منابع برای بهبود عملیات و سودسازی استفاده کند و سرمایهگذار را در سود شریک کند.»
او تأکید کرد که این چرخه اکنون دچار اختلال جدی شده است: «در شرایط فعلی این چرخه بههم خورده است. بخشی از شرکتها بهدلیل بحرانهای اخیر آسیب جدی دیدهاند و حتی قادر به ادامه فعالیت نیستند. حدود ۳۰ نماد بورسی بهطور مستقیم از جنگ تأثیر گرفتهاند؛ برخی تخریب شدهاند و فرآیندهای عملیاتیشان متوقف شده است.»
این کارشناس بازارهای مالی ادامه داد: «در چنین شرایطی، بار این شرکتها به دوش سایر نمادها میافتد. از طرف دیگر، سهامداران که بخشی از پرتفویشان قفل شده، برای تأمین نقدینگی به سمت فروش داراییهای دیگر خود میروند. این موضوع تعادل بازار را برهم میزند و اکوسیستم سرمایهگذاری را دچار اختلال میکند.»
محبی با جمعبندی این بخش گفت:«در حال حاضر، بازار سرمایه قادر به ایفای نقش اصلی خود یعنی اتصال سرمایهگذار و سرمایهپذیر و ایجاد چرخه سودآوری نیست؛ بنابراین از این منظر، بازگشایی بازار را بههیچوجه منطقی نمیدانم.»
او در ادامه به عامل دوم مخالفت خود اشاره کرد و گفت: «مسأله مهم دیگر، ابهام شدید در آینده است. سرمایهگذاری ذاتاً مبتنی بر چشمانداز سودآوری است، اما در شرایط فعلی، این چشمانداز وجود ندارد. ما نمیدانیم شرکتها در آینده توان سودسازی خواهند داشت یا خیر.»
محبی با تأکید بر نبود کشش در بازار افزود: «بازار نیز در حال حاضر پتانسیل جذب این شوک را ندارد، چراکه آینده اقتصاد کشور مبهم است.»
او با نگاهی کلانتر به ساختار اقتصاد ایران اظهار کرد: «اقتصاد ما یک اقتصاد سیاسی و تا حد زیادی دستوری است. سیاستگذار خود در وضعیت ابهام قرار دارد و مشخص نیست چه مسیری را دنبال خواهد کرد؛ از ادامه قیمتگذاری دستوری گرفته تا احتمال حرکت به سمت آزادسازی.»
این کارشناس به مصادیق این ابهام اشاره کرد و گفت: «برای مثال، اگر سیاست آزادسازی قیمتها دنبال شود و شوک اقتصادی ایجاد کند، مشخص نیست آیا این روند ادامهدار خواهد بود یا با مخالفتها متوقف میشود. همچنین این پرسش مطرح است که آیا منابع لازم برای اجرای این سیاستها وجود دارد یا خیر.»
او تأکید کرد: «در همه سطوح چه در سطح شرکتها، چه صنایع و چه اقتصاد کلان با عدم ثبات و ابهام مواجه هستیم و در چنین شرایطی، بازگشایی بازار سرمایه تصمیم درستی نیست.»
محبی در پایان با هشدار نسبت به تبعات رفتاری بازگشایی بورس گفت: «در صورت بازگشایی، با رفتارهای رمهای مواجه خواهیم شد که میتواند به تشدید نوسانات و زیان سهامداران منجر شود.»
او در جمعبندی نهایی، وضعیت فعلی را اینگونه توصیف کرد: «شرایط کنونی را میتوان به دوران آتشبس در جنگ تشبیه کرد. شاید صدای گلوله و انفجار شنیده نشود، اما همچنان در بستر یک جنگ قرار داریم. در چنین وضعیتی، فعالیت عادی بازار سرمایه معنای خود را از دست میدهد.»
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید