به گزارش اکواقتصاد، اول ماه می، معمولاً فرصتی است برای مرور مطالبات کارگران؛ از دستمزد تا امنیت شغلی. اما امسال، صورت مسئله کمی متفاوت است. نهمین هفته اختلال سراسری اینترنت به پایان رسیده و فردا، این وضعیت وارد شصتوچهارمین روز خود میشود. در نگاه اول، شاید این موضوع بیشتر به کسبوکارهای آنلاین مربوط به نظر برسد؛ اما واقعیت این است که اثر آن، خیلی فراتر از «اقتصاد دیجیتال» رفته و حالا به لایههای عمیقتری از بازار کار رسیده است.
مسئله اینجاست: حتی اگر خودِ فعالان آنلاین، خودشان را «کارگر» ندانند، اثر اختلال اینترنت، مستقیماً بر کارگران واقعیِ اقتصاد نشسته است.
قطع اینترنت؛ ضربهای که از پشت وارد شد
وقتی اینترنت محدود میشود، اولین تصویری که به ذهن میرسد، فروشگاههای اینستاگرامی یا فریلنسرهاست. اما این فقط نوک کوه یخ است. پشت هر کسبوکار آنلاین، یک زنجیره واقعی از نیروی کار قرار دارد؛ از کارگر انبار و بستهبندی گرفته تا پیک، راننده، تولیدکننده و حتی کارگر کارخانهای که مواد اولیه را تأمین میکند.
وقتی فروش آنلاین متوقف میشود، سفارش کم میشود. وقتی سفارش کم شود، تولید کاهش پیدا میکند. و این یعنی اولین جایی که فشار خودش را نشان میدهد، نیروی کار است.
به بیان ساده، اینترنت که قطع میشود، فقط «دیتا» جابهجا نمیشود؛ «کار» هم متوقف میشود.
کارگرانی که به اینترنت وابستهاند، حتی اگر آنلاین نباشند
بخش بزرگی از کارگران، شاید هیچوقت خودشان مستقیماً با اینترنت کار نکنند؛ اما معیشتشان به آن گره خورده است. کارگری که در یک کارگاه تولیدی کار میکند، ممکن است نداند فروش از چه کانالی انجام میشود، اما وقتی فروش کاهش پیدا کند، اولین پیامدش را در کاهش شیفت کاری یا حتی تعدیل نیرو میبیند.
در این میان، مشاغل خدماتی هم بهشدت آسیبپذیرند. از رانندگان پلتفرمهای حملونقل گرفته تا پیکها و نیروهای خدماتی، همگی به واسطه اتصال دیجیتال کار میکنند. اختلال در این اتصال، یعنی کاهش مستقیم درآمد.
اینجاست که مرز بین «اقتصاد دیجیتال» و «اقتصاد واقعی» عملاً از بین میرود.
بازاری که کوچک میشود، رقابتی که از بین میرود
اختلال اینترنت، فقط باعث کاهش فعالیت نمیشود؛ بلکه ساختار بازار را هم تغییر میدهد. کسبوکارهای کوچک و متوسط که به بسترهای آنلاین وابستهاند، بیشترین آسیب را میبینند. در مقابل، بازیگران بزرگتر یا آنهایی که به منابع و مسیرهای جایگزین دسترسی دارند، سهم بیشتری از بازار را به دست میآورند.
نتیجه این روند، کوچکتر شدن فضای رقابت و محدود شدن فرصتهای شغلی است. در چنین شرایطی، کارگران انتخابهای کمتری دارند و قدرت چانهزنی آنها کاهش پیدا میکند.
اثری که در آمارها دیده نمیشود
یکی از پیچیدگیهای این بحران، ناپیدا بودن آن در دادههای رسمی است. کاهش تدریجی شیفتهای کاری، افت اضافهکاریها، یا کاهش درآمدهای غیررسمی، معمولاً در آمارهای کلان ثبت نمیشود. اما همین تغییرات کوچک، در مجموع میتواند به تضعیف جدی معیشت خانوارهای کارگری منجر شود.
این یک بیکاری خاموش است؛ بدون آنکه لزوماً در قالب اخراجهای گسترده دیده شود.
خلاصه آنکه روز جهانی کارگر، امسال با یک واقعیت تازه گره خورده است: زیرساخت ارتباطی، دیگر فقط یک ابزار نیست؛ بخشی از «امنیت شغلی» است.
قطع یا اختلال در اینترنت، شاید در ظاهر یک تصمیم فنی یا سیاسی باشد، اما در عمل، به معنای محدود شدن فرصت کار برای طیف وسیعی از نیروی کار است؛ حتی برای آنهایی که هرگز خودشان را بخشی از اقتصاد دیجیتال ندانستهاند.
سؤال اینجاست: در اقتصادی که مسیرهای ارتباطیاش ناپایدار است، کارگر دقیقاً به کدام آینده میتواند تکیه کند؟
عاطفه چوپان
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید