به گزارش اکواقتصاد، با این حال، بررسی دقیقتر ترکیب این تامین مالی، تصویری پیچیدهتر و البته قابل تامل را پیشروی تحلیلگران قرار میدهد؛ تصویری که بیش از آنکه از جهش در تامین مالی تولید خبر دهد، از تداوم یک الگوی آشنا حکایت دارد: غلبه تامین مالی بدهیمحور و نقش پررنگ دولت.
غلبه اوراق بدهی؛ بازار سرمایه در خدمت جبران کسری؟
بر اساس این آمار، ۱۲۱.۳ همت از کل تامین مالی از مسیر انتشار اوراق بدهی انجام شده است؛ ابزاری که طی سالهای اخیر به ستون اصلی تامین مالی دولت تبدیل شده است.
در شرایط جنگی که فشار بر منابع بودجهای افزایش مییابد، طبیعی است که دولت بیش از گذشته به بازار سرمایه برای تامین کسریها تکیه کند. اما این روند یک پیام روشن دارد: بخش قابل توجهی از ظرفیت بازار سرمایه، به جای هدایت به سمت تولید، صرف پوشش نیازهای مالی دولت شده است.
این مساله زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم رشد بازار بدهی، در صورت عدم تعادل، میتواند به افزایش نرخ سود، تزاحم با بخش خصوصی و کاهش جذابیت سرمایهگذاری در سهام منجر شود.
افزایش سرمایه ۳۰۶ همتی؛ پول واقعی یا بازی حسابداری؟
بخش بزرگتری از تامین مالی اعلامشده، یعنی ۳۰۶ همت، مربوط به افزایش سرمایه شرکتهاست؛ عددی که در ظاهر نشاندهنده تحرک بالای بنگاهها برای تقویت ساختار مالی است.
اما نکته کلیدی در اینجا، کیفیت این افزایش سرمایهها است. در بسیاری از موارد، افزایش سرمایه از محلهایی مانند تجدید ارزیابی داراییها یا سود انباشته انجام میشود؛ روشهایی که لزوماً به معنای ورود نقدینگی جدید به بنگاه نیستند.
به بیان دیگر، اگرچه ترازنامه شرکتها بزرگتر میشود، اما این رشد در بسیاری موارد منجر به تامین مالی واقعی برای توسعه تولید یا سرمایهگذاری جدید نمیشود.
تامین مالی جمعی؛ ابزار نوین در حاشیه
در میان اعداد اعلامشده، ۱.۶ همت تامین مالی از طریق تامین مالی جمعی فرابورس به چشم میخورد؛ رقمی که در مقایسه با کل بازار، سهمی بسیار ناچیز دارد.
این در حالی است که در بسیاری از اقتصادها، ابزارهای نوین تامین مالی مانند کرادفاندینگ نقش مهمی در تامین مالی کسبوکارهای کوچک و متوسط ایفا میکنند.
سهم اندک این بخش نشان میدهد که با وجود توسعه زیرساختها، بازار سرمایه ایران هنوز نتوانسته از ظرفیت ابزارهای جدید برای تنوعبخشی به تامین مالی استفاده کند.
بازار سرمایه؛ ناجی اقتصاد یا کانال انتقال فشار؟
مجموع این دادهها یک پرسش اساسی را مطرح میکند: آیا بازار سرمایه در این ۶۰ روز نقش یک ناجی برای تامین مالی اقتصاد را ایفا کرده، یا صرفاً به کانالی برای انتقال فشارهای مالی تبدیل شده است؟
واقعیت این است که اگرچه عدد ۴۲۸ همت در ظاهر چشمگیر است، اما ترکیب آن نشان میدهد که: وزن تامین مالی دولت همچنان بالاست، بخش مهمی از افزایش سرمایهها نقدی نیست و ابزارهای نوین سهم ناچیزی دارند.
این یعنی بازار سرمایه هنوز فاصله قابل توجهی با ایفای نقش توسعهای و کارآمد در تامین مالی تولید دارد.
چالش پیشرو؛ کیفیت تامین مالی مهمتر از کمیت
در شرایط جنگی، انتظار میرود سیاستگذار با هدایت هدفمند منابع، بازار سرمایه را به موتور تامین مالی تولید تبدیل کند.
اما تداوم روند فعلی میتواند این بازار را به سمت بدهیمحور شدن بیش از حد سوق دهد؛ مسیری که در بلندمدت، هم کارایی بازار را کاهش میدهد و هم ریسکهای جدیدی ایجاد میکند.
خلاصه آنکه عملکرد ۶۰ روزه بازار سرمایه نشان میدهد این بازار همچنان یکی از اصلیترین کانالهای تامین مالی در اقتصاد ایران است؛ اما آنچه بیش از اعداد اهمیت دارد، کیفیت این تامین مالی است.
اگر سیاستگذار نتواند تعادلی میان تامین مالی دولت و بخش خصوصی ایجاد کند و ابزارهای نوین را توسعه دهد، این رکوردها بیش از آنکه نشانه پیشرفت باشند، میتوانند به هشداری درباره مسیر آینده بازار سرمایه تبدیل شوند.
اما در ادامه مسیر جنگ و پساجنگ، آیا این ۴۲۸ همت به سکوی پرش تولید تبدیل خواهد شد، یا صرفاً به عددی در کارنامه تامین مالی کشور محدود میماند؟
عاطفه چوپان
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید