به گزارش اکواقتصاد، در چنین شرایطی، ضرورت طراحی یک چارچوب شفاف و قاعدهمند برای مدیریت بحران، بیش از هر زمان دیگری به عنوان پیششرط بازگشت ثبات به بازار مطرح میشود.
ابراهیم سماوی، کارشناس ارشد بازارهای مالی، در گفتوگو با خبرنگار اکواقتصاد با اشاره به شرایط فعلی بازار سرمایه تأکید کرد: «با وجود گذشت بیش از دوماه از عدم معاملات سهام اگر بخواهیم صادقانه نگاه کنیم، مسئله امروز بازار سرمایه دیگر صرفاً «نوسان» یا «کمبود نقدینگی» نیست؛ مسئله، افت جدی اعتماد است. اعتمادی که نه با رشدهای مقطعی بازمیگردد و نه با تزریقهای کوتاهمدت منابع. بازسازی این اعتماد، نیازمند یک تغییر رویکرد جدی در نحوه مواجهه با شرایط بحرانی است؛ بهویژه در موضوع حساسی مثل تعطیلی یا محدودسازی بازار.»
او در ادامه با انتقاد از نبود چارچوب مشخص در مواجهه با بحرانها گفت: «واقعیت این است که بازار نمیتواند هر بار با بروز شوکهای سیاسی یا اقتصادی، در معرض تصمیمات خلقالساعه قرار گیرد. ضروری است از همین امسال، یک «سیستم قاعدهمند و از پیش اعلامشده» برای مدیریت شرایط خاص طراحی شود؛ سیستمی که دقیقاً مشخص کند در چه سطوحی از ریسک یا نوسان، چه ابزارهایی فعال میشوند، چه محدودیتهایی اعمال میشود و مهمتر از آن، بازار تحت چه شرایطی باز یا بسته میماند. این پیشبینیپذیری، خود بهتنهایی بخش مهمی از ترمیم اعتماد را رقم میزند.»
سماوی با اشاره به نقش نهادهای حمایتی در بازار سرمایه خاطرنشان کرد: «در کنار این موضوع، نقش نهادهای تثبیتکننده باید از حالت منفعل خارج شود. صندوق تثبیت بازار سرمایه و سایر بازیگران نهادی، باید بهعنوان «بازوی عملیاتی مدیریت بحران» تعریف شوند، نه صرفاً منابعی برای مداخلات محدود و دیرهنگام. بازار نیاز دارد بداند که در شرایط فشار، یک پشتوانه واقعی و قابل اتکا وجود دارد که با قواعد مشخص وارد عمل میشود؛ نه اینکه حضور این منابع، وابسته به تصمیمات موردی و غیرشفاف باشد.»
این کارشناس بازارهای مالی درباره چالش تأمین منابع نیز توضیح داد: «نکته مهمتر، نحوه تأمین و تجهیز این منابع است. اگر قرار است صندوق تثبیت نقش جدیتری ایفا کند، باید جریان ورودی منابع آن تقویت و پایدار شود؛ از محل کارمزدها، بخشی از درآمدهای بازار، یا حتی طراحی ابزارهای نوین تأمین مالی. بدون منابع کافی، حتی بهترین طراحیها نیز در عمل کارایی نخواهند داشت. در کنار آن، شفافیت عملکرد این نهادها نیز اهمیت بالایی دارد؛ بازار باید بداند چه زمانی، با چه حجمی و با چه منطقی مداخله صورت میگیرد.»
او در پایان با تأکید بر ضرورت تغییر رویکرد سیاستگذاری گفت: «در نهایت، توصیه کلیدی این است که سیاستگذار از «مدیریت موردی بحران» فاصله بگیرد و به سمت «طراحی نظاممند مدیریت بحران» حرکت کند. اگر فعالان بازار احساس کنند که قواعد بازی در شرایط سخت نیز روشن و قابل پیشبینی است، حتی در مواجهه با ریسکهای بزرگ، رفتارهای هیجانی کاهش مییابد. اعتماد، محصول تکرار تصمیمات درست و قابل پیشبینی است؛ و امروز بیش از هر زمان دیگری، بازار سرمایه ما به این تکرار نیاز دارد.»
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید