به گزارش اکواقتصاد، احسان چیتساز، معاون وزیر ارتباطات، اعلام کرده که مجموع خسارت وارده به حوزه ارتباطات و اقتصاد دیجیتال در این دوره به حدود ۳۳۵ میلیون دلار رسیده است. بر اساس این آمار، تنها در حوزه مخابرات و ارتباطات بیش از ۶.۱۴ همت کاهش درآمد رخ داده و تجارت الکترونیک نیز ۲.۳ همت افت درآمد را تجربه کرده است. در کنار آن، کسبوکارهای بزرگ اقتصاد دیجیتال حدود ۵۵ همت خسارت مستقیم دیدهاند؛ عددی که بخش مهمی از آن ناشی از «عدمالنفع» و توقف جریان عادی اقتصاد آنلاین بوده است.
اما واقعیت این است که خسارت قطعی اینترنت صرفاً در صورتهای مالی ثبت نمیشود؛ اثر اصلی آن در زنجیرهای از بحرانهای ثانویه ظاهر میشود که امروز بسیاری از استارتاپها و شرکتهای آنلاین با آن دستوپنجه نرم میکنند.
طی سالهای اخیر، اقتصاد دیجیتال ایران به یکی از معدود بخشهای مولد و روبهرشد اقتصاد کشور تبدیل شده بود. هزاران فروشگاه اینترنتی، شرکتهای لجستیک، فینتکها، پلتفرمهای آموزشی، تولیدکنندگان محتوا، فریلنسرها و کسبوکارهای خدماتی بر بستر اینترنت شکل گرفتند؛ اما هر بار که اینترنت بینالملل محدود یا مختل شده، عملاً جریان خون این اکوسیستم متوقف شده است.
فعالان این حوزه میگویند مهمترین ضربه قطعی اینترنت، «غیرقابل پیشبینی شدن فضای کسبوکار» است. بسیاری از شرکتها شاید بتوانند چند روز افت فروش را تحمل کنند، اما آنچه سرمایهگذار، کارفرما و حتی نیروی انسانی را فراری میدهد، نبود امکان برنامهریزی است. وقتی یک کسبوکار نمیداند هفته آینده به اینترنت جهانی دسترسی خواهد داشت یا نه، نه میتواند قرارداد خارجی ببندد، نه کمپین تبلیغاتی طراحی کند و نه حتی برای حفظ نیروی انسانی خود برنامه داشته باشد.
در ماههای گذشته گزارشهای متعددی از تعدیل نیرو در استارتاپها و شرکتهای اینترنتی منتشر شده است. برخی شرکتها بخشی از تیم مارکتینگ و توسعه خود را کوچک کردهاند، برخی پروژههای توسعهای را متوقف کردهاند و برخی دیگر عملاً به حالت بقا رسیدهاند. در بسیاری از موارد، کاهش درآمد ناشی از افت ترافیک، اختلال در پرداختها، کاهش سفارشها و مهاجرت کاربران به بازار سنتی، شرکتها را ناچار به کاهش هزینه از طریق تعدیل نیرو کرده است.
در این میان، کسبوکارهای کوچک بیشترین آسیب را میبینند. برندهای بزرگ شاید بتوانند مدتی با ذخایر مالی دوام بیاورند، اما فروشگاههای اینستاگرامی، فریلنسرها، تولیدکنندگان محتوا و کسبوکارهای خانگی، عملاً با هر اختلال گسترده اینترنتی، منبع درآمد روزانه خود را از دست میدهند. برای بخش بزرگی از این کسبوکارها، اینترنت نه یک ابزار جانبی، بلکه محل اصلی کسب درآمد است.
از سوی دیگر، آسیب قطع اینترنت تنها محدود به تجارت الکترونیک نیست. بسیاری از صنایع سنتی نیز امروز به زیرساخت آنلاین وابستهاند؛ از حملونقل و لجستیک گرفته تا بانکداری، خدمات مشتریان، تبلیغات، فروش و زنجیره تأمین. به همین دلیل است که کارشناسان معتقدند هزینه واقعی اختلال اینترنت بسیار بیشتر از اعداد رسمی اعلامشده است؛ زیرا بخش بزرگی از «هزینه فرصت از دسترفته» اساساً قابل اندازهگیری دقیق نیست.
نکته قابل توجه آن است که حتی در حوزه امنیت سایبری نیز کارشناسان نسبت به تبعات انزوای اینترنتی هشدار میدهند. برخلاف تصور رایج، امنیت سایبری صرفاً با محدودسازی ارتباطات افزایش پیدا نمیکند. بسیاری از سامانههای امنیتی، بهروزرسانیها، ابزارهای مقابله با حملات و ارتباطات تخصصی وابسته به اتصال پایدار به شبکه جهانی هستند. به همین دلیل چیتساز نیز صراحتاً اعلام کرده که «امنیت سایبری به اتصال به شبکه جهانی وابسته است.»
اکنون پرسش اصلی این است که آیا سیاستگذار حاضر است هزینه اقتصادی تصمیمات اینترنتی را بپذیرد؟ زیرا آنچه امروز در اقتصاد دیجیتال ایران دیده میشود، تنها یک افت مقطعی درآمد نیست؛ بلکه فرسایش تدریجی اعتماد در اکوسیستمی است که میتوانست یکی از موتورهای اصلی رشد اقتصادی کشور باشد.
اقتصاد دیجیتال بر پایه اعتماد، اتصال و پایداری شکل میگیرد. هر بار اختلال گسترده اینترنت رخ میدهد، تنها چند اپلیکیشن از دسترس خارج نمیشوند؛ بلکه بخشی از سرمایه انسانی، سرمایه مالی و امید به آینده این صنعت نیز خاموش میشود.
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید