به گزارش اکواقتصاد، در ایران، آنچه امروز زیر عنوان اقتصاد اشتراکی دیده میشود، بیش از آنکه محصول تحول دیجیتال باشد، نتیجه مستقیم فشارهای مزمن هزینه زندگی، کاهش قدرت خرید و بیثباتی درآمدی است. به بیان سادهتر، اشتراکگذاری نه از دل «بهینهسازی مصرف»، بلکه از دل «ناتوانی در تملک کامل» شکل گرفته است.
این تفاوت ظریف اما مهم، اقتصاد اشتراکی ایرانی را از نسخه جهانی آن جدا میکند؛ جایی که به جای افزایش رفاه، بیشتر نقش تعدیلکننده شوکهای معیشتی را بازی میکند.
خیابان؛ جایی که مالکیت تبدیل به نوبت میشود
در یکی از گفتوگوهای میدانی با یک راننده تاکسی اینترنتی در تهران، تصویری روشن از این تغییر دیده میشود. او میگوید: «ماشین رو عصر به بعد به داداشم اجاره دادم. من صبحها کار میکنم، اون شبها. در عوض من شبها میرم جایی و فروشندگی میکنم. قبلاً ماشین فقط دست خودم بود، الان که این کار رو کردم در واقع میتونم دوتا شغل و یک اجاره نیمهوقت داشته باشم. اگه این کار رو نکنیم، هزینهها درنمیاد.»
این روایت ساده، در ظاهر فقط یک تصمیم خانوادگی است، اما در واقع نشان میدهد که «دارایی سرمایهای» در حال تبدیل شدن به «منبع درآمد مشترک» است.
در اقتصاد کلاسیک، خودرو یک دارایی مصرفی-سرمایهای محسوب میشود؛ اما در شرایط تورمی، این مرز بههم میریزد. خودرو دیگر نه کالای مصرفی است و نه حتی دارایی سرمایهای پایدار؛ بلکه به یک «واحد تولید درآمد خرد» تبدیل میشود که باید حداکثر زمان بهرهبرداری از آن استخراج شود.
از منظر اقتصاد خرد، این یعنی تغییر در تابع مطلوبیت خانوار:خانوارها به جای حداکثرسازی مالکیت، به سمت حداکثرسازی «نرخ استفاده از دارایی» حرکت کردهاند.
زوجها و خانوادههایی که زندگی را مشترک کردهاند
در نمونههای میدانی، شکل جدیدی از همزیستی نیز دیده میشود. برخی زوجها یا پارتنرها، به جای تفکیک کامل منابع مالی، مدل زندگی مشترکتری را انتخاب کردهاند؛ مدلی که در آن هزینهها، داراییها و حتی تصمیمهای اقتصادی به شکل کاملاً اشتراکی مدیریت میشود.
یکی از این زوجها که دو خواهر به همراه همسرانشان در یک خانه زندگی میکنند و اتفاقا قبل از قطع اینترنت هم در فضای اینستاگرام با همین موضوع بلاگری میکردند، توضیح میدهد: «ما دیدیم بیشتر وقتمون رو با هم میگذرونیم ولی دوتا اجاره خونه میدیم و هزینه دوتا خونه رو هم باید بپردازیم، اومدیم با هم زندگی کردیم. هم یک اجاره خونه کم شد هم خیلی خرجمون به خاطر زندگی مشترک کمتر شد.»
این نوع رفتار را میتوان از زاویه اقتصاد رفتاری نیز تحلیل کرد. وقتی هزینههای ثابت زندگی (اجاره، خوراک، خدمات پایه) افزایش مییابد، افراد بهطور طبیعی به سمت «تجمیع منابع» حرکت میکنند تا از صرفهجویی مقیاس در سطح خانوار بهره ببرند. در واقع، آنچه در ظاهر شبیه مدرنشدن روابط است، در سطح اقتصاد کلان میتواند نشانهای از «فشردگی بودجه خانوار» باشد؛ جایی که استقلال اقتصادی فردی جای خود را به وابستگی ساختاری درونخانوادگی میدهد.
لباس؛ جایی که مصرف شخصی به چرخه جمعی تبدیل میشود
یکی از جالبترین و در عین حال عمیقترین نشانههای اقتصاد اشتراکی در ایران، تغییر در الگوی مصرف پوشاک است. توییتی که اخیراً در شبکههای اجتماعی دستبهدست شد، بهظاهر ساده بود اما یک تغییر رفتاری عمیق را نشان میداد: «باید قبول کنیم که دیگه نمیتونیم لباس جدید بخریم، باید همسایزهای خودمونو پیدا کنیم لباسامونو چندوقت یکبار عوض کنیم که لباس جدید داشته باشیم.»
از نگاه اقتصاد مصرف، پوشاک یکی از شخصیترین کالاهاست که مستقیماً به هویت فردی متصل است. اما وقتی این کالا وارد چرخه اشتراکی میشود، در واقع «مرز هویت فردی مصرف» در حال تضعیف است. این تغییر را میتوان نشانهای از حرکت از «مصرف هویتی» به «مصرف کارکردی» دانست؛ یعنی افراد دیگر لباس نمیخرند تا خود را تعریف کنند، بلکه صرفاً برای رفع نیاز پایه به آن دسترسی پیدا میکنند. در اقتصادهای پایدار، این تغییر معمولاً در سطح انتخاب سبک زندگی رخ میدهد؛ اما در اقتصادهای تحت فشار، این یک «تعدیل اجباری الگوی مصرف» است.
اقتصاد اشتراکی؛ از مدل دیجیتال تا واقعیت معیشتی
در ادبیات جهانی، اقتصاد اشتراکی معمولاً با پلتفرمهایی مثل خدمات حملونقل، اجاره کوتاهمدت و اشتراک خدمات تعریف میشود. اما در ایران، این مفهوم از فضای پلتفرمی فراتر رفته و وارد لایههای غیررسمی زندگی شده است. نکته کلیدی اینجاست که در نسخه جهانی، فناوری محرک اشتراک است؛ اما در ایران، «فشار اقتصادی» این نقش را بر عهده گرفته است. به همین دلیل، اقتصاد اشتراکی در ایران کمتر سازمانیافته و بیشتر خودجوش است؛ شبکهای از رفتارهای خرد که بدون پلتفرم رسمی شکل گرفتهاند.
تغییر عمیقتر؛ از مالکیت به «حق استفاده»
آنچه در حال وقوع است، یک تغییر بنیادی در مفهوم اقتصاد خانوار است: مالکیت در حال کاهش است، دسترسی در حال افزایش است و استفاده موقت جای خرید دائمی را گرفته است. اما نکته مهمتر این است که این گذار در ایران نه از مسیر «توسعه تکنولوژیک»، بلکه از مسیر «انقباض درآمد واقعی» رخ داده است. در نتیجه، مفهوم access economy در ایران بیشتر شبیه یک اقتصاد جایگزین اضطراری عمل میکند تا یک مدل توسعهیافته مصرف.
آیا این یک نوآوری است یا نشانه فشار؟
در سطح نظری، اقتصاد اشتراکی میتواند نشانه بلوغ مصرف و بهرهوری باشد. اما در دادههای میدانی ایران، یک الگوی تکرارشونده دیده میشود: این تغییر اغلب از سر انتخاب نیست، بلکه از سر محدودیت اقتصادی شکل گرفته است. به زبان ساده، اگر در اقتصادهای توسعهیافته اشتراکگذاری «افزودن به رفاه» است، در ایران بیشتر «جلوگیری از سقوط رفاه» است. این تفاوت، پیامدهای مهمی دارد:وقتی اشتراک به اجبار تبدیل شود، پایداری آن به شدت به شرایط کلان اقتصادی وابسته خواهد بود.
اقتصاد اشتراکی در ایران دیگر یک مفهوم وارداتی یا تکنولوژیک نیست؛ بلکه به یک واقعیت اجتماعی-اقتصادی تبدیل شده است. از خودرویی که بین اعضای خانواده تقسیم میشود، تا لباسی که بین افراد میچرخد، یک پیام مشترک وجود دارد:مالکیت کامل در حال تبدیل شدن به یک امتیاز است، نه یک استاندارد عمومی. در نهایت، شاید مهمترین سوال این باشد:اگر اقتصاد به سمت حذف تدریجی مالکیت حرکت کند، آیا این یک سازگاری هوشمندانه با واقعیتهای جدید است یا نشانهای از فرسایش تدریجی قدرت اقتصادی خانوارها؟
عاطفه چوپان
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید